کمی برای سادگی ام...

شادیا

New member
يكرنگ كه باشي ، زود چشمشان را ميزني ، خسته ميشوند از رنگ تكراريت ،
اين روزها دوره ي رنگين كمان هاست...
 

شادیا

New member
[FONT=times new roman, times, serif]خدایا! سرده این پایین، از اون بالا تماشا کن[/FONT]
[FONT=times new roman, times, serif]اگه میشه فقط گاهی،بیا دستامونو ها کن[/FONT]
[FONT=times new roman, times, serif]خدایا!سرده این پایین،ببین دستامو میلرزه[/FONT]
[FONT=times new roman, times, serif]دیگه حتی همه دنیا،به این دوری نمی ارزه[/FONT]
[FONT=times new roman, times, serif]تو اون بالا من این پایین،دو تایی مون چرا تنها؟[/FONT]
[FONT=times new roman, times, serif]اگه لیلی دلش گیره! بگو مجنون چرا تنها؟[/FONT]
[FONT=times new roman, times, serif]خدایا! من دلم قرصه،کسی غیر از تو با من نیست[/FONT]
[FONT=times new roman, times, serif]خیالت از زمین راحت ،که حتی روز،روشن نیست[/FONT]
[FONT=times new roman, times, serif]کسی اینجا نمی بینه که دنیا زیر چشماته[/FONT]
[FONT=times new roman, times, serif]یه عمره یادمون رفته،زمین دار مکافاته[/FONT]
[FONT=times new roman, times, serif]فراموشم شده گاهی،که این پایین چه ها کردم[/FONT]
[FONT=times new roman, times, serif]که روزی باید از اینجا بازم پیش تو برگردم[/FONT]
[FONT=times new roman, times, serif]خدایا! وقت برگشتن یه کم با من مدارا کن[/FONT]
[FONT=times new roman, times, serif]شنیدم گرمه آغوشت،اگه میشه منم جا کن[/FONT]
 

Asoo

New member
عروسکــــ دلشــ می خواستــــ زار بزند...

ولیــــ ...

لبــخند به لبشــــ دوختهـــــ بودنــد!
 
آخرین ویرایش:

شادیا

New member
دلتنگ تو امروز شدم تا فردا
فردا شد و باز هم تو گفتی فردا
امروز دلم مانده و یک دنیا حرف
یک ، هیچ به نفع دل تو تا فردا...
 

ZOT

New member
قاصـــ ـدک برو آن گوشـــ ـه باغ سمت آن نرگـــ ـس مســـ ـت و بخوان در گوشـــ ـش:یک نفر گوشـــ ـهء باغ یاد تــ ـو را بوی تــ ـورا لحظــ ـه ای از یاد نخواهــ ـد برد .

 
آخرین ویرایش:

!SeCreT!

New member
ساده هستم
ساده می بینم
ساده می پندارم زندگی را
نمیدانستم جرم می دانند سادگی را
سادگی جرم است و من مجرم ترین مجرم شهرم
ساده می مانم...
ساده میمیرم...
اما...
ترک نمی گویم پاکی این سادگی را ...
 

!SeCreT!

New member
دنیای عجیبی شده است . . .

برای دروغ هایمان ،

خدا را قسم میخوریم ،

و به حرف راست که میرسیم ؛

می شود جان ِ تــو…
 

!SeCreT!

New member
دروغـــ رو هــمــه مــیــگـــن ؛
امــا اونــجــاش بــه آدم فــشــار مـــیــاد
کــه هــمــراه بــا شــنــیـــدن ِ دروغ
خــر هـــم فـــرض بــشـــی …
.
 

!SeCreT!

New member
می دانی ؟!

عمر تمام این پیا م ها کوتاه است

و کسی ،دیگر به بیقراری های "همراه اول" ش ایمان ندارد
 

binam

Active member
مرا به نام کوچک خودم می‌خوانی

اَبرَک آسوده‌ای بالای کوه
زنبقی در باد
و برفِ بازمانده‌ی دی.

گیلاس‌ها، شکوفه‌ها، غزاله، غفلت
تابستانِ تمامِ اَفراها
و تو که ناگهان
مرا به نامِ کوچک خودم می‌خوانی.

نارنج‌ها، هلو، روشناییِ راه
جلوباره‌ی بالای شیب
نام‌ها، رخسارها، ادامه، آوازها
و من که خیلی دیر
نامِ کوچک تو را در همین ترانه تکرار کرده‌ام.

خدایا این چه رویایی‌ست
که هرگز شهامتِ گفتنش را
به گهواره نداشته‌ام
اما به گور شاید
 

m.jafari

New member
در عجبم از سیب خوردنمان! که از ان فقط چوبش را نمی خوریم
مگر این همه چوب که خوردیم از یک سیب شروع نشد!!!!
 

شادیا

New member
مرا ببخش...
فکر میکردم دلت از سنگ شده...
اشتباه میکردم...
آخر این روزها سنگ هم از حال من به گریه در آمده...
تو اما...
:sad::sad::sad:
 

m.jafari

New member
دست و بالم از حرف خالیست!
هر چه هست تویی و تو حرف نداری....
 
آخرین ویرایش:
بالا