منم کمپوتای سیب زمینی و پیاز و خیارو......... رو وقف پاتوق میکنم میبینی ریس چه دست و دل بازم :25r30wi:سلام
خوبین
سعیده بهمتون سلام رسون گفت دلم براتون تنگ شده بعد گفت جاش گل بذارین![]()
گفت خوب شدم زودی میام یه عالمه کمپوت نخورده هم داره که میخواد وقت پاتوق کنه
سلام سعیده جونم خوبیسلام به همگی
لیلی هر وقت شعرات میخونم واقعا لذت میبرم اسم شاعرشم بذار
ماشالا رومن هم راه افتاده شعرای قشنگ میذاره:bunnyearsmiley:
خیلی قشنگ بود بهار جونم
من از خودت میپرسم
تو بهاری ؟
خودم جواب میدم
نه بهاران از توست .....
اولین دانشگاه استاد آناتومیمون این شعر رو برامون خوند ......خیلی قشنگه«سوتک»:این شعرو دوس میدارم
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد ؟
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم
چه خواهد ساخت ؟
ولی بسیار مشتاقم ،
که از خاک گلویم سوتکی سازد .
گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش
و او یکریز و پی در پی ،
دم گرم خوشش را بر گلویم سخت بفشارد ،
و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد .
بدین سان بشکند در من ،
سکوت مرگبارم را .
بهار جونم توام طبع شعر خوبی داریا.
رومن من عاشق سخنان شریعتیم واقعا پر معناست.هزار بارم که بخونی بازم تازگی داره.
راستی ناصر من نفهمیدم تو چرا به من مشکوکی؟؟؟؟
آفلللللللللللللین زدی وسط هدفراست میگی رومن جان این روزگار آدم شاعر میکنه چون آدم نمیدونه حرفاش به کی و چه جوری بزنه کلمات تو شعر وجملات بهتر حس به دیگران منتقل میکنه:smilies-azardl (181