موضوع انشا:تعطیلات بدون انجمن را چگونه گذراندید؟

amirreza

New member
منم خواستم سفره دلمو باز کنم دیدم آخره شبه گفتم مختصر بگم............حالا شما دوس داری میتونی ایمیل بدی یا تل بدی چزیاتشو برات بگم...خخخخخخخخخخ:65d6a5d6s:
 

amirreza

New member
تک انداختم بزنگیاااااااااااااا................بعد واست میگم همه رو مو ب مو 12 روز چی گذشت بمن:smilies:
 

amirreza

New member
فک میکنم بدتر خوابشون ببره ...خو تعرف ماجرای 10 روز حداقل سه روز زمان میبره

تلفن محل کارت میسوزه ها گفته باشم از الان:smiliess (14):
 

mohana

Well-known member
تا الان جالب بود:applause:
ولی نصفش اسپم بود هاااااااااا کو انشا؟ :)جایزه داره...از ما گفتن بود....:rolleyessmileyanim:

من چون انشام خوب نیس چیزی ننوشتم...دارم تلاش خودمو میکنم:ahi5slcgm04mi8jqqkl


دوستان منتظریم:auizz3ffy9vla57584x
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: N@RVIN

ZOT

New member
vaght kardam enshamo bad migam aval begid adres anjoman zapass chiye asan zapas chiye?
 

رونـاک

New member
هیچی دیگه
دیدم اینجا خرابه رفتم یه جای دیگه عضو شدم :whistle:که اتفاقا اونجا رو هم طنزپردازا و کاربرای همیشه در صحنه این انجمن آباد کرده بودن و خوش به حال ادمیناش شده بود

جالیش به این بود که بعد 2-3روز همه به پست و مقامی رسیده بودن:65d6a5d6s:، یه لحظه حس توهم توطئه م گل کرد (چیزی که با ما ایرانیا عجین شده) و فک کردم ادمینای اونجا واسه رونق گرفتن انجمنشون اینجا رو ترکوندن:ph34r-smiley:

بعدش که انجمن درست شد به خاطر فراموش کردن یوزرنیم و پسورد نتونستم وارد شم(ماشالا به این حافظه)، البته اگه یادم میموند عجیب بود، این 4-5 امین اکانتیه که اینجا بعد از فراموش کردن قبلیا ساختم!!!( یه لینک بازیابی یوزر نیم و پسورد واسه آلزایمریهایی مث من بذارید خو)

به محض وارد شدن و دیدن ابراز احساسات و دلتنگیای کاربرا واسه انجمن و به خصوص دیدن این تاپیک و این همه معتاد به انجمن کلی روحم شاد شد:25r30wi:
 
آخرین ویرایش:

paeez

New member
من خیلی ناراحت بودم انگار به انجمن عادت کرده بودم ولی خودم خبر نداشتم... این خلاصه انشام بود معلم جان
یوقت انجمنو حذفش نکنید چون ما کلی بهش عادت کردیم ترکم نمیتونیم کنیم:a2d3:
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: mohana

N@RVIN

Well-known member
من که لب تابم خراب بود pc هم که داغان..اصن یه وضی کلا رئیس جهت رعایت احوالات من در انجمنو تخته کرده بووت
کلی کار ریخته بود رو سرم همین به سختی اونارو آماده کردم
اما از اونجایی که تا یه چیزیو دوس نداشته باشم براش وقت نمیذارم ..و برا چیزی یا کسی که وقت گذاشتم خیلی وابسته ش میشم بنابرین
با وجود اینکه سیستم درس حسابی نداشتم و درس هم زیاد داشتم..اما کلی دلم برا روی ماه انجمن تنگ شده بود

نتیجه ی اخلاقی این انشا: باید روش و سبک زندگیمو تغییر بدم و دیگه به هیچ چیزی تو دنیا وابسته نشم هیچی موندنی نیس حتی انجمن
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: mohana
بالا