هیچی دیگه
دیدم اینجا خرابه رفتم یه جای دیگه عضو شدم که اتفاقا اونجا رو هم طنزپردازا و کاربرای همیشه در صحنه این انجمن آباد کرده بودن و خوش به حال ادمیناش شده بود
جالیش به این بود که بعد 2-3روز همه به پست و مقامی رسیده بودن:65d6a5d6s:، یه لحظه حس توهم توطئه م گل کرد (چیزی که با ما ایرانیا عجین شده) و فک کردم ادمینای اونجا واسه رونق گرفتن انجمنشون اینجا رو ترکوندنh34r-smiley:
بعدش که انجمن درست شد به خاطر فراموش کردن یوزرنیم و پسورد نتونستم وارد شم(ماشالا به این حافظه)، البته اگه یادم میموند عجیب بود، این 4-5 امین اکانتیه که اینجا بعد از فراموش کردن قبلیا ساختم!!!( یه لینک بازیابی یوزر نیم و پسورد واسه آلزایمریهایی مث من بذارید خو)
به محض وارد شدن و دیدن ابراز احساسات و دلتنگیای کاربرا واسه انجمن و به خصوص دیدن این تاپیک و این همه معتاد به انجمن کلی روحم شاد شد:25r30wi:
من خیلی ناراحت بودم انگار به انجمن عادت کرده بودم ولی خودم خبر نداشتم... این خلاصه انشام بود معلم جان
یوقت انجمنو حذفش نکنید چون ما کلی بهش عادت کردیم ترکم نمیتونیم کنیم:a2d3:
من که لب تابم خراب بود pc هم که داغان..اصن یه وضی کلا رئیس جهت رعایت احوالات من در انجمنو تخته کرده بووت
کلی کار ریخته بود رو سرم همین به سختی اونارو آماده کردم
اما از اونجایی که تا یه چیزیو دوس نداشته باشم براش وقت نمیذارم ..و برا چیزی یا کسی که وقت گذاشتم خیلی وابسته ش میشم بنابرین
با وجود اینکه سیستم درس حسابی نداشتم و درس هم زیاد داشتم..اما کلی دلم برا روی ماه انجمن تنگ شده بود
نتیجه ی اخلاقی این انشا: باید روش و سبک زندگیمو تغییر بدم و دیگه به هیچ چیزی تو دنیا وابسته نشم هیچی موندنی نیس حتی انجمن