پرستار مهربون
New member
خداوند از منظری در قالب معشوق مورد عشق ورزی تجلیات اسما و صفاتش (= ماسوی الله) قرار می گیرد و در نگاه دیگر، همو عاشق است
من زیاد با شما موافق نیستم قبول دارم خدا معشوق خقیقی .اما همهی ما به یه معشوق از ذات خودموننیاز داریم یکی با کاستی هایی که وجود من اونا رو از بین ببره و ویژگی هایی که نقصای من و پر کنه اون وقت هردومون کامل میشیم مثل دوتا بال که تنها وقتی کنار هم اند یه پرنده میتونه پرواز کنه حالا پرواز به سوی معشوق حقیقی امکان پذیر و لذت بخشهغیر از خداوند بلند مرتبه محب و محبوبی در جهان نیست پس هر چه هست حضرت اوست یعنی همه چیز ذات او و صفات و افعالش به شمار می رود پس همانا حب و دوست داشتن صفت برای وجود است و یگانه موجود حقیقی در عالم خداوند است. همو به خودش عشق می ورزد و معشوق حقیقی عالم نیز خود اوست
از عشق:
یك بار دختری حین صحبت با پسری كه عاشقش بود، ازش پرسید
چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟
دلیلشو نمیدونم ...اما واقعا"*دوست دارم
تو هیچ دلیلی رو نمی تونی عنوان كنی... پس چطور دوستم داری؟
چطور میتونی بگی عاشقمی؟
من جدا"دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت كنم
ثابت كنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی
باشه.. باشه!!! میگم... چون تو خوشگلی،
صدات گرم و خواستنیه،
همیشه بهم اهمیت میدی،
دوست داشتنی هستی،
با ملاحظه هستی،
بخاطر لبخندت،
دختر از جوابهای اون خیلی راضی و قانع شد
متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناكی كرد و به حالت كما رفت
پسر نامه ای رو كنارش گذاشت با این مضمون
عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم اما حالا كه نمیتونی حرف بزنی، میتونی؟
نه ! پس دیگه نمیتونم عاشقت بمونم
گفتم بخاطر اهمیت دادن ها و مراقبت كردن هات دوست دارم اما حالا كه نمیتونی برام اونجوری باشی، پس منم نمیتونم دوست داشته باشم
گفتم واسه لبخندات، برای حركاتت عاشقتم
اما حالا نه میتونی بخندی نه حركت كنی پس منم نمیتونم عاشقت باشم
اگه عشق همیشه یه دلیل میخواد مثل همین الان، پس دیگه برای من دلیلی واسه عاشق تو بودن وجود نداره
عشق دلیل میخواد؟
نه!معلومه كه نه!!
پس من هنوز هم عاشقتم
نظره تو چیه؟