من عاشقت شدم

وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

dilak

New member
گفت به من که چرا چرتو پرت می نویسید منم گفتم خوف دوس نداری نخون
گفتش که چاکرتیم منم غیرتم ززد بالا گفتم آبجی خاکه زیز پاتیم
اشکال داره شهرام خان به نظر شما؟
از لحاظ روانشناسی کجاش بده بگید تصیح فرماییم
 

dilak

New member
منم می خوام کمندید شم کلاس داره به منم بگین چه جوری کاندید شدین؟
 

dilak

New member
نه خوب آدم شدم می خوام یه خورده تحولات داشته باشم تو زندگیم قبلا خیلی کسل کننده بود شما روانشناسا خوب می فهمین که چی می خوام بگم واسه اینه که پرسیدم انرژی منفی داره قربون صدقه هم رفتن!
 

dilak

New member
خوب منم می خوام به 200 برسه
حالا چی بنویسم
بزا یه خورده خصوصی حرف بزنم
................................
................................................
 

dilak

New member
........................
.............................
...........................
اینا همه خصوصی هست غیر قابل پخش
هههههههههههه
 

shahram25

New member
من دلم براي كسي كه 8 سال پيش باهاش بودم خيلي تنگ شده واقعا عاشقش بودم و چن روز ديگه عرسيشه در من ما رو هم دعوت كردن
 

shahram25

New member
نه فاميل خيلي دور بود.ما رو هم دعوت كرده نامردا.من بهترين وقت زندگيمو با اون گذروندم خيلي دوسش داشتم ولي مجبور شدم بين درس و اون يكي رو انتخاب كنم كه درسو انتخاب كردم
 

bacillus.bs

New member
از عشق:



یك بار دختری حین صحبت با پسری كه عاشقش بود، ازش پرسید

چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟

دلیلشو نمیدونم ...اما واقعا"*دوست دارم

تو هیچ دلیلی رو نمی تونی عنوان كنی... پس چطور دوستم داری؟

چطور میتونی بگی عاشقمی؟


من جدا"دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت كنم


ثابت كنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی


باشه.. باشه!!! میگم... چون تو خوشگلی،

صدات گرم و خواستنیه،

همیشه بهم اهمیت میدی،

دوست داشتنی هستی،

با ملاحظه هستی،

بخاطر لبخندت،

دختر از جوابهای اون خیلی راضی و قانع شد

متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناكی كرد و به حالت كما رفت

پسر نامه ای رو كنارش گذاشت با این مضمون


عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم اما حالا كه نمیتونی حرف بزنی، میتونی؟

نه ! پس دیگه نمیتونم عاشقت بمونم

گفتم بخاطر اهمیت دادن ها و مراقبت كردن هات دوست دارم اما حالا كه نمیتونی برام اونجوری باشی، پس منم نمیتونم دوست داشته باشم

گفتم واسه لبخندات، برای حركاتت عاشقتم
اما حالا نه میتونی بخندی نه حركت كنی پس منم نمیتونم عاشقت باشم


اگه عشق همیشه یه دلیل میخواد مثل همین الان، پس دیگه برای من دلیلی واسه عاشق تو بودن وجود نداره

عشق دلیل میخواد؟

نه!معلومه كه نه!!

پس من هنوز هم عاشقتم

نظره تو چیه؟
 

marry

New member
از این شب های بی پایان،
چه می خواهم به جز باران
که جای پای حسرت را بشوید از سر راهم
نگاه پنجره رو به کویر آرزوهایم
و تنها غنچه ای در قلب سنگ این کویر انگار روییده...
به رنگ آتشی سوزان تر از هرم نفسهایت،
دریغ از لکه ای ابری که باران را
به رسم عاشقی بر دامن این خاک بنشاند
نه همدردی،
نه دلسوزی،
نه حتی یاد دیروزی...
هوا تلخ و هوس شیرین
به یاد آنهمه شبگردی دیرین،
میان کوچه های سرد پاییزی
تو آیا آسمان امشب برایم اشک می ریزی؟

ببارو جان درون شاهرگ های کویر آرزوهایم تو جاری کن
که من دیگر برای زندگی از اشک خالی و پر از دردم
ببار امشب!
من از آسایش این سرنوشت بی تفاوت سخت دلسردم.
ببار امشب
که تنها آرزوی پاک این دفتر
گل سرخی شود روزی!
ودیگر من نمی خواهم از این دنیا
نه همدردی،
نه دلسوزی،
فقط یک چیز می خواهم!
و آن شعری
به یاد آرزوهای لطیف و پاک دیروزی...
 

dilak

New member
شهرام درست حدس زدم تو هم یه شکست خورده ای
واسه اینه که تنهایی رو دوس داری
الان از انتخابت ناراحتی؟
 

dilak

New member
من عاشقت شدم، دست خودم نبود...
گاهی یک چیزهایی را همین که به سطحشان می رسی گمان می کنی همه اش همین است. خیال می کنی باورش کرده ای. فکر می کنی همه عمقش همین است حتما. بعد در همین حال یکهو زیر پایت خالی می شود مثل گردابی همین طور فرو می روی! بعد که به عمق می رسی مات و مبهوت می مانی که عجب! انگار دنیای تازه ای کشف کرده باشی! بعد هی دست و پا می زنی! که چه شود؟! بیایی بیرون؟! نه! که بیشتر فرو روی! که ببینی وقتی به تهش می رسی چیزی ازت باقی می ماند یا نه! که اگر همان جا در اعماق دیوانه هم نشوی دست کم دلت می خواهد جیغ بزنی! بعد بدترش این است که یک جوری می شوی مثل یخ! نه که یخ باشی! از شدت حیرت است! مثل عمق خوشحالی، مثل عمق آرامش، بیشتر از همه عمق دوست داشتن. این ها را برای تو نمی گویم ها! برای خودم می گویم تا بیشتر و بهتر و عمیق تر باورت کنم. که ...

حرف آخر:

احساس من به تو مابین حرفام نیست...
 

dilak

New member
تو لحن خنده هات احساس غم نبود من عاشقت شدم دست خودم نبود
این خونه روشنه اما چراغی نیست دنیام عوض شده این اتفاقی نیست
احساس من به تو مابین حرفام نیست هر چی بهت میگم اونی که میخوام نیست
ما مثل هستیم من عاشقو دیوونم منم شبیه تو پابند این خونم
این خونه روشنه اما چراغی نیست من عاشقت شدم این اتفاقی نیست
احساس من به تو مابین حرفام نیست هر چی که بهت میگم اونی که میخوام نیست
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
بالا