خب من هم حضور خودم رو تو این تاپیک اعلام میکنم .
هرچند قلبم تاریک و دیدگانم از اشک شکست تاره اما به قول شخصیت محبوبم شاه تئودن :
If this is to be our end, then I would have them make such an end, as to be worthy of remembrance
اگر این پایان کار ماست ، چنان پایانی می آفرینم که در خاطره ها بماند !
اگه قراره یه بار دیگه با کنکور بهداشت گلاویز بشم چنان میشم که گردن هر مشکلی بشکنه .
اولین قدمم هم شکستن گردن نظریه های رواندرمانیه که سر کنکور بیچاره ام کرد . قدم بعدی اینه که یه فکر به حال یار بی وفا فیزیلوژی بکنم که حسابی روم رو تو کنکور سیاه کرد .
زبان که قراره کم کم جونش رو با زهر زمان مداوم بگیرم .
این وسط هم با سوگولی های عزیزم، کاپلان و شخصیت معاشقه هااااااااا خواهم کرد.

40):