مشاعره

Chromosome

New member
وقت آن است كزين منزل ويران بروم
راحت جان طلبم از پي جانان بروم
 
آخرین ویرایش:

Chromosome

New member
بعد از افطار ندیدم که کجا رفت ولی
به همین سفره ی افطار قسم، آمده بود
 

.Nazanin

New member
دلی که عاشق و صابر بود مگر سنگست
ز عشق تا به صبوری هزار فرسنگست

 

.Nazanin

New member
تا خبر دارم از او بی‌خبر از خویشتنم
با وجودش ز من آواز نیاید که منم

 

Meghraz

New member
قومی چو دریا کف زنان چون موج‌ها سجده کنان
قومی مبارز چون سنان خون خوار چون اجزای ما

مولوی
 

.Nazanin

New member
آن که مرا آرزوست دیر میسر شود
وین چه مرا در سرست عمر در این سر شود
سعدی
 

.Nazanin

New member
در دل هر قطره آماده است دریایی مرا
هست در هر دانه ای دام تماشایی مرا
صائب تبريزی
 

Chromosome

New member
آنچه را عقل به یک عمر بدست آورده است
دل به یک لحظه ی کوتاه بهم می ریزد
 

زینبی

New member
دل ما به دور رویت ز چمن فراغ دارد
که چو سرو پایبند است و چو لاله داغ دارد

حضرت حافظ
 

IL-2

Well-known member
دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند
گل آدم بسرشتند و ره پیمانه زدند
 

.Nazanin

New member
دل شود شاد از شکست آرزو آزاده را
این سبو از خود برآرد در شکستن باده را

 

IL-2

Well-known member
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی
 
بالا