مشاعره

baran-

New member
دردا که هدر دادیم،ان ذات گرامی را

تیغیم و نمی بریم،ابریم و نمی باریم
 

baran-

New member
ما شبی دست براریم و دعایی بکنیم

غم هجران تو را چاره زجایی بکنیم
 

diseases

Well-known member
... من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش

که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی ...



حافظ
 

baran-

New member
یاد یاران هرکجا باشد خوش است

دل بدون یاد یاران ناخوش است
 

diseases

Well-known member
تاکی به تمنای وصال تو یگانه

اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه



خواهد به سر آید، شب هجران تو یانه؟

ای تیر غمت را دل عشاق نشانه
 

baran-

New member
همه کارم زخودکامی به بد نامی کشید آخر

نهان کی ماند آن رازی کزو سازند محفل ها
 

diseases

Well-known member
اگر به زلف دراز تو دست ما نرسد


گناه بخت پريشان و دست كوته ماست




حافظ
 

.Nazanin

New member
تا قوت صبر بود کردیم
دیگر چه کنیم اگر نباشد

آیین وفا و مهربانی در
در شهر شما مگر نباشد

سعدی
 

زینبی

New member
دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
گفتند یافت می نشود گشته ایم ما
گفت آنکه یافت می نشود آنم آرزوست
 

baran-

New member
ترسم که اشک در غم ما پرده در شود
وین راز سر به مهر به عالم ثمر شود

گویند سنگ ،لعل شود در مقام صبر
اری شود،ولیک به خون جگر شود..

(از این شعر خاطره خیلی بدی دارم،شبی که من این پیامو برای یه عزیزی فرستادم،خیلی حالم بد بود وچند ساعت بعدش خبر فوت یکی از عزیزانمو شنیدم که دلیل همون حال بدم بود...هنوز که هنوزه هر وقت این شعر رو میخونم دیدگانم پرآب میشه...)
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: somi3

.Nazanin

New member
در پارس چنین نمک ندیدم
در مصر چنین شکر نباشد

گر حکم کنی به جان سعدی
جان از تو عزیزتر نباشد


 

baran-

New member
دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس

که چنان زو شده ام بی سروسامان که مپرس
 

somi3

New member
سالها پیروی مذهب رندان کردم
تا به فتوای خرد حرص به زندان کردم
 

.Nazanin

New member
مویت رها مکن که چنین بر هم اوفتد
کآشوب حسن روی تو در عالم اوفتد

گر در خیال خلق پری وار بگذری
فریاد در نهاد بنی آدم اوفتد
سعدی

 

baran-

New member
دل از من برد و روی ازمن نهان کرد
خدارا با که این بازی توان کرد

میان مهربانان کی توان گفت
که یارما چنین گفت و چنان کرد
 
آخرین ویرایش:

diseases

Well-known member
درخت دوستی بنشان که کام دل ببار آرد

نهال دشمنی بر کن که رنج بی شمار آرد ...
 

baran-

New member
درد عشقش کشیده ام که مپرس
زهر هجری چشیده ام که مپرس

گشته ام در جهان و اخر کار
دلبری برگزیده ام که مپرس
 

baran-

New member
یارب تو سبب ساز که یارم به سلامت
باز اید و برهاندم از بند ملامت...
 
بالا