مشاعره

mamaie

New member
تو کز مکارم اخلاق عالمی دگری
وفای عهد من از خاطرت به در نرود
 

shiny

New member
دوش دیدم که ملائک درمیخانه زدند

گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند
 

ATTRIN

New member
در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم
اصلا به تو افتاد مسیرم که بمیرم
یک قطره آبم که در اندیشه دریا
افتادم و باید بپذیرم که بمیرم
 

Y77

New member
محتسب در نيم‌شب جايی رسيد
در بُن ِ ديوار مستی خفته ديد
 

shiny

New member
درون انجماد خود اسیر صد زمستانم
بیا بشکن مرا ای گرم تا از خویش بگریزم
 

Y77

New member
من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو
پیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگو

 

shiny

New member
وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدم
شکستی و نشکستم، بُریدی و نبریدم

اگر ز خلق ملامت، و گر ز کرده ندامت
کشیدم از تو کشیدم، شنیدم از تو شنیدم
 

fate-gh

New member
مرا عهدی است با جانان که تا جان در بدن دارم
هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم
 

shiny

New member
ماه من !

غم و اندوه ، اگر هم روزی، مثل باران بارید

یا دل شیشه ای ات ، از لب پنجره عشق ، زمین خورد و شکست،

با نگاهت به خدا ، چتر شادی وا کن

وبگو با دل خود ،که خدا هست ، خدا هست هنوز
 

bme88

New member
زلف او دام است و خالش دانه آن دام و من
بر امید دانه ای افتاده‌ ام در دام دوست
 

shiny

New member
تا تو نگاه میکنی کار من آه کردن است

ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است
 

fate-gh

New member
تا تو نگاه می کنی منم نگاه می کنم
پس ما دو کار می کنیم، هم تو نگاه می کنی هم من نگاه می کنم p:
 

bme88

New member
موی سپید را فلکم آسان نداد
این رشته را به نقد جوانی داده ام
 

fate-gh

New member
منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن
منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن
 

bme88

New member
نابرده رنج گنج میسر نمی‌شود
مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد
 

fate-gh

New member
دست از طلب ندارم تا کام من برآید
یا تن رسد به جانان یا جان ز تن درآید
 

bme88

New member
در کارگه کوزه گری بودم دوش
دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش
ناگاه یکی کوزه برآورد خروش
کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش
 

fate-gh

New member
شراب و عیش نهان چیست کار بی بنیاد
زدیم بر صف رندان و هرچه بادا باد
 

bme88

New member
در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم
لطف آنچه تو اندیشی حکم آنچه تو فرمایی
 
بالا