مشاعره

Y77

New member
در پیش بیدردان چرا فریاد بی حاصل کنم
گر شکوه ای دارم ز دل با یار صاحبدل کنم
 

nastaran8

New member
دل همه دم به یاد توست , دیده در انتظار توست
بر در و دیوار دلم , نقش تو و نگار توست  
 

Y77

New member
تاب بنفشه می‌دهد طره مشک سای تو
پرده غنچه می‌درد خنده دلگشای تو
 

bme88

New member
وفا نکردی و کردم جفا ندیدی و دیدم
شکستی و نشکستم بریدی و نبریدم
 

Y77

New member
من سکوت خویش را گم کرده ام

لاجرم در این هیاهو گم شدم

من که خود افسانه می پرداختم

عاقبت افسانه ی مردم شدم
 

shiny

New member
من خود نمی روم ، دگری می برد مرا
نابرده باز سوی تو،می آورد مرا
 

bme88

New member
می رسد روزی که شرط عاشقی دلدادگیست
آن زمان هر دل فقط یک بار عاشق میشود
 

shiny

New member
دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن
در کوی او گدایی بر خسروی گزیدن
 

Y77

New member
دوش ديدم که ملائک در مي خانه زدند
گل آدم بسرشتند و به پيمانه زدند
 

bme88

New member
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت
دايما يكسان نباشد حال دوران غم مخور
 

Y77

New member
روزها فکر من اینست و همه شب سخنم
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
 

bme88

New member
ما را به رخت و چوب شبانی فریفته است
این گرگ سالهاست که با گله آشناست
 

Y77

New member
تا آستان كويت من پا نهاده بودم
دستم به حلقه ي در دل با تو داده بودم
دست و دلم كه ديدي پايم چرا بُريدي
 

bme88

New member
یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد
به وداعی دل غمدیده ما شاد نکرد
 

Y77

New member
دامن مکش به ناز که هجران کشیده ام
نازم بکش که ناز رقیبان کشیده ام
 

bme88

New member
منم که گوشه میخانه خانقاه من است
دعای پیر مغان ورد صبحگاه من است
 

Y77

New member
تا تو مراد من دهی کشته مرا فراق تو
تا تو به داد من رسی من به خدا رسیده ام
 

bme88

New member
من که در آتش سودای تو آهی نزنم
کی توان گفت که بر داغ دلم صابر نیست
 

Y77

New member
تو را چه سود فخر به فلک برفروختن هنگامی که هر غبار راه لعنت شده نفرينت می کند؟

دیگه گنجینه ی "ت" داره تموم میشه
 
بالا