به پیر میکده گفتم که چیست راه نجات بخواست جام می و گفت عیب پوشیدن
F fate-gh New member 2014-08-21 #4,481 به پیر میکده گفتم که چیست راه نجات بخواست جام می و گفت عیب پوشیدن
abtin13 New member 2014-08-21 #4,486 هربلايی كز آسمان آيد گرچه برديگری قضا باشد به زمين نارسيده می گويد: خانه انوری كجا باشد
F fate-gh New member 2014-08-21 #4,487 لذت اندر ترک لذت بود ای آزادگان ما گدایان ترک این لذت نمی دانسته ایم
Y77 New member 2014-08-21 #4,488 ما ز هر صاحب دلی یک رسته فن آموختیم عشق از لیلی و صبر از کوه کَن آموختیم
F fate-gh New member 2014-08-21 #4,489 مرا امید وصال تو زنده می دارد وگرنه هردمم از هجر توست بیم هلاک
Y77 New member 2014-08-21 #4,490 کدامین چشمه سمی شد که آب از آب میترسد؟ و حتی ذهن ماهیگیر از قلاب میترسد
F fate-gh New member 2014-08-21 #4,491 در این سرای بی کسی کسی به در نمی زند به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند
Y77 New member 2014-08-21 #4,492 در هوايت بيقرارم روز و شب سر ز کويت برندارم روز و شب روز و شب را همچو خود مجنون کنم روز و شب را کي گذارم روز و شب
در هوايت بيقرارم روز و شب سر ز کويت برندارم روز و شب روز و شب را همچو خود مجنون کنم روز و شب را کي گذارم روز و شب
F fate-gh New member 2014-08-21 #4,493 بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی شود
shiny New member 2014-08-21 #4,494 دلا تا کی در این زندان فریب این و آن بینی گهی زین چاه ظلمانی برون شو تا جهان بینی
abtin13 New member 2014-08-21 #4,498 دل به رغبت میسپارد جان به چشم مست یار گر چه هشیاران ندادند اختیار خود به کس
sepideeee New member 2014-08-21 #4,499 سر آن ندارد امشب که براید افتابی چه خیالها گذر کرد و گذر نکرد خوابی
mamaie New member 2014-08-21 #4,500 یاد باد آنکه زما وقت سفر یاد نکرد به وداعی دل غمدیده ی ما شاد نکرد