زان يکي درد او ز جمله دردها وا رهد پا بر نهد او بر سها
sepideeee New member 2014-08-17 #4,283 دوش آگهی ز یار سفر کرده داد باد من نیز دل به باد دهم .. هر چه باداباد ...
abtin13 New member 2014-08-17 #4,284 sepideeee گفت: دوش آگهی ز یار سفر کرده داد باد من نیز دل به باد دهم .. هر چه باداباد ... کلیک کنید تا باز شود... آره والاوهرچه بادا باد.کلا به ما نیومده که برای یه دیقه بعدمون هم برنامه بریزیم. در کارگه کوزه گری رفتم دوش دیدم دوهزار کوزه گویا و خموش ناگاه یکی کوزه برآورد خروش کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش
sepideeee گفت: دوش آگهی ز یار سفر کرده داد باد من نیز دل به باد دهم .. هر چه باداباد ... کلیک کنید تا باز شود... آره والاوهرچه بادا باد.کلا به ما نیومده که برای یه دیقه بعدمون هم برنامه بریزیم. در کارگه کوزه گری رفتم دوش دیدم دوهزار کوزه گویا و خموش ناگاه یکی کوزه برآورد خروش کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش
sepideeee New member 2014-08-17 #4,285 شرمم از خرقه ی آلوده ی خود می آید که برو وصله بصد شعبده پیراسته ام
abtin13 New member 2014-08-17 #4,286 می خور که به زیر گل بسی خواهی خفت بی مونس و بی رفیق و بی همدم و جفت زنهار به کس مگو تو این راز نهفت هر لاله که پژمرد نخواهد بشکفت
می خور که به زیر گل بسی خواهی خفت بی مونس و بی رفیق و بی همدم و جفت زنهار به کس مگو تو این راز نهفت هر لاله که پژمرد نخواهد بشکفت
sepideeee New member 2014-08-17 #4,287 تا به رویای تو مشغولم اشتیاق روی ماهم نیست باورم کن ای تمام من .. غیر کویت قبله گاهم نیست
ATTRIN New member 2014-08-18 #4,288 تمام شب به خیال تو رفت و می دیدم که پشت پرده ی اشکم سپیده سر می زد
Y yara New member 2014-08-18 #4,289 دوستان شرح پریشانی من گوش کنید !! داستان غم پنهانی من گوش کنید !!
sepideeee New member 2014-08-18 #4,290 دین و دل به یک دیدن.. باختیم و خرسندیم .. در قمار عشق ای دل .. کی بود پشیمانی ؟؟
abtin13 New member 2014-08-18 #4,291 یاران چه غریبانه رفتند از این خانه هم سوخته شمع ما هم سوخته پروانه
abtin13 New member 2014-08-18 #4,293 sepideeee گفت: هر جا که دلیست در غم تو بی صبر و قرار و بی سکون باد کلیک کنید تا باز شود... آمین!!!! در دایره ای کآمدن و رفتن ماست آن را نه بدایت نه نهایت پیداست کس می نزند دمی در این معنی راست کین آمدن از کجا و رفتن به کجاست
sepideeee گفت: هر جا که دلیست در غم تو بی صبر و قرار و بی سکون باد کلیک کنید تا باز شود... آمین!!!! در دایره ای کآمدن و رفتن ماست آن را نه بدایت نه نهایت پیداست کس می نزند دمی در این معنی راست کین آمدن از کجا و رفتن به کجاست
sepideeee New member 2014-08-18 #4,294 تو که ای دل مکان در کوی یار است تو که روز و شبان آنجا قرار است تو که با فایزت نبود علاقه بگو دیگر تو را با ما چه کار است؟؟
تو که ای دل مکان در کوی یار است تو که روز و شبان آنجا قرار است تو که با فایزت نبود علاقه بگو دیگر تو را با ما چه کار است؟؟
abtin13 New member 2014-08-18 #4,295 تا بردهای دل را گرو شد کشت جانم در درو اول تو ای دردا برو و آخر تو درمانا بیا
Y yara New member 2014-08-18 #4,296 انچنان با یاد نامت برده ام خود را ز یاد کز فراموشی نمی اید به یادم نام خویش
sepideeee New member 2014-08-18 #4,297 اسیرم کرده چشم مستت ای دوست قتیلم کرده تیر شستت ای دوست خوشا فائز رود اندر گدایی ولی دستش بود در دستت ای دوست
اسیرم کرده چشم مستت ای دوست قتیلم کرده تیر شستت ای دوست خوشا فائز رود اندر گدایی ولی دستش بود در دستت ای دوست
abtin13 New member 2014-08-18 #4,298 تا چند زنم به روی دریاها خشت بیزار شدم ز بت پرستان کنشت خیام که گفت دوزخی خواهد بود؟ که رفت به دوزخ و که آمد ز بهشت؟
تا چند زنم به روی دریاها خشت بیزار شدم ز بت پرستان کنشت خیام که گفت دوزخی خواهد بود؟ که رفت به دوزخ و که آمد ز بهشت؟
sepideeee New member 2014-08-18 #4,299 تو که هیچت ز حال ما خبر نیست خبر زین کام خشک و چشم تر نیست بود اندر وطن آسوده. فایز کسی کش دلنوازی در سفر نیست
تو که هیچت ز حال ما خبر نیست خبر زین کام خشک و چشم تر نیست بود اندر وطن آسوده. فایز کسی کش دلنوازی در سفر نیست
abtin13 New member 2014-08-18 #4,300 sepideeee گفت: تو که هیچت ز حال ما خبر نیست خبر زین کام خشک و چشم تر نیست بود اندر وطن آسوده. فایز کسی کش دلنوازی در سفر نیست کلیک کنید تا باز شود... خاله امشب این 5امین فایز بود تو شعرات. فایز تو با انگبین من به در :d تا کی ز چراغ مسجد و دود کنشت تا کی ز زیان دوزخ و سود بهشت رو بر سر لوح بین که استاد قضا اندر ازل آنچه بودنی بود نوشت
sepideeee گفت: تو که هیچت ز حال ما خبر نیست خبر زین کام خشک و چشم تر نیست بود اندر وطن آسوده. فایز کسی کش دلنوازی در سفر نیست کلیک کنید تا باز شود... خاله امشب این 5امین فایز بود تو شعرات. فایز تو با انگبین من به در :d تا کی ز چراغ مسجد و دود کنشت تا کی ز زیان دوزخ و سود بهشت رو بر سر لوح بین که استاد قضا اندر ازل آنچه بودنی بود نوشت