هر کان می احمر خورد بابرگ گردد برخورد از دل فراخیها برد دلتنگ ما دلتنگ ما
baran71 New member 2014-07-31 #4,061 هر کان می احمر خورد بابرگ گردد برخورد از دل فراخیها برد دلتنگ ما دلتنگ ما
ک کینز New member 2014-07-31 #4,062 [آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند؟
baran71 New member 2014-07-31 #4,064 در جان نشستن کار او توبه شکستن کار او از حیله بسیار او این ذرهها لرزان دلان
mozhdeee New member 2014-07-31 #4,065 مریم ر گفت: [آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند؟ کلیک کنید تا باز شود... دین و دل صد گوشه نشین داده به یغما آن خال که بر کنج لبش گوشه نشین است - - - Updated - - - baran71 گفت: در جان نشستن کار او توبه شکستن کار او از حیله بسیار او این ذرهها لرزان دلان کلیک کنید تا باز شود... نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد
مریم ر گفت: [آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند؟ کلیک کنید تا باز شود... دین و دل صد گوشه نشین داده به یغما آن خال که بر کنج لبش گوشه نشین است - - - Updated - - - baran71 گفت: در جان نشستن کار او توبه شکستن کار او از حیله بسیار او این ذرهها لرزان دلان کلیک کنید تا باز شود... نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد
baran71 New member 2014-07-31 #4,066 در من کسی دیگر بود کاین خشمها از وی جهد گر آب سوزانی کند ز آتش بود این را بدان
ک کینز New member 2014-07-31 #4,067 نی من منم نی تو تویی نی تو منی هم من منم هم تو تویی هم تو منی من باتو چنانم ای نگار ختنی کاندر غلطم که من منم یا تو منی
نی من منم نی تو تویی نی تو منی هم من منم هم تو تویی هم تو منی من باتو چنانم ای نگار ختنی کاندر غلطم که من منم یا تو منی
baran71 New member 2014-07-31 #4,068 یک لحظه داغم می کشی یک دم به باغم می کشی پیش چراغم می کشی تا وا شود چشمان من
baran71 New member 2014-07-31 #4,070 منزلگه ما خاک نی گر تن بریزد باک نی اندیشهام افلاک نی ای وصل تو کیوان من
abtin13 New member 2014-07-31 #4,071 نور تویی سور تویی دولت منصور تویی مرغ که طور تویی خسته به منقار مرا - - - Updated - - - نور تویی سور تویی دولت منصور تویی مرغ که طور تویی خسته به منقار مرا
نور تویی سور تویی دولت منصور تویی مرغ که طور تویی خسته به منقار مرا - - - Updated - - - نور تویی سور تویی دولت منصور تویی مرغ که طور تویی خسته به منقار مرا
baran71 New member 2014-07-31 #4,072 امید دستگیری منقطع کن زین سبک مغزان که چون نی ناله برمی خیزد از سعی عصا اینجا
sepideeee New member 2014-07-31 #4,073 الا ای رهگذر کز راه یاری ... قدم بر تربت ما می گذاری ... در این جا شاعری غمناک خفته ست رهی در سینه ی این خاک خفته ست
الا ای رهگذر کز راه یاری ... قدم بر تربت ما می گذاری ... در این جا شاعری غمناک خفته ست رهی در سینه ی این خاک خفته ست
abtin13 New member 2014-07-31 #4,074 اول گونول آلیرلار سونرا جفا قیلیرلار مهرولارا بو اولموش ای دل ازل دن عادت
baran71 New member 2014-07-31 #4,075 تلاش موج در گوهر شدن امید آن دارد که گرد ساحلی زبن بحر بی پایان شود پیدا
abtin13 New member 2014-07-31 #4,078 این قافله عمر عجب می گذرد دریاب دمی که با طرب می گذرد ساقی غم فردای حریفان چه خوری پیش آر پیاله را که شب می گذرد
این قافله عمر عجب می گذرد دریاب دمی که با طرب می گذرد ساقی غم فردای حریفان چه خوری پیش آر پیاله را که شب می گذرد
abtin13 New member 2014-07-31 #4,080 قصد جان است طمع در لب جانان کردن تو مرا بین که در این کار به جان میکوشم