bahramian0935
New member
از داغ غمت هركه دلش سوختني نيست
از شمع رخت محفلش افروختني نيست
از شمع رخت محفلش افروختني نيست
سالها می گذرد، حادثه ها می اید
انتظار فرج از نیمه خرداد کشم
مکن کاری که بر پا سنگت آیه
جهان با این فراخی تنگت آیه
چو فردا نامه خوانان نامه خوانند
تو نامه خود بینی ننگت آیه
هر کجا هستم من از یاد تو غافل نیستم
در خیابان شاخه مریم به من هم می رسد
گندم گیسوی تو از باغ مینو بهتر است
از گناه حضرت آدم به من هم می رسد
تا راه قلندری نپویی نشود / رخساره بخون دل نشویی نشود
سودا چه پزی تا که چو دلسوختگان / آزاد به ترک خود نگویی نشود
در خرابیهاست، چون چشم بتان، تعمیر من
مرحمت فرما، ز ویرانی عمارت کن مرا
- - - Updated - - -