مشاعره

Mohammad gh

New member
من دیوانه چوزلف تورهامیکردم
هیچ لایقترم ازحلقه زنجیرنبود
یارب این اینه حسن چه جوهردارد
که درد اه مراقوت تاثیرنیست

البته درستش اینه :که در او اه مرا قوت تاثیر نبود
پس اخر شعرتون با دال تموم میشه
دور دار از خاک و خون دامن چو بر ما بگذری
کاندرین ره کشته بسیارند قربان شما
عمرتان بادا مدام ای ساقیان بزم جم
گرچه جام ما نشد پر می بدوران شما
 
آخرین ویرایش:

roj

New member
البته درستش اینه :که در او اه مرا قوت تاثیر نبود
پس اخر شعرتون با دال تموم میشه
دور دار از خاک و خون دامن چو بر ما بگذری
کاندرین ره کشته بسیارند قربان شما
عمرتان بادا مدام ای ساقیان بزم جم
گرچه جام ما نشد پر می بدوران شما

حق با شمابود.اخربیت نبود بود.مرسی از توجه تون
 

arshade90

New member
من دیوانه چوزلف تورهامیکردم
هیچ لایقترم ازحلقه زنجیرنبود
یارب این اینه حسن چه جوهردارد
که درد اه مراقوت تاثیرنیست

تا غــزل هست دل غمزده ات مال من است
من به دنبال تو چشم تو به دنبال من است
 

roj

New member
تازراه نظرمرغ دلم گشت هواگیر
ای دیده نگه کن که بدام که درافتاد
درداکه ازان اهوی مشکین سیه چشم
چون نافه بسی خون دلم درجگر افتاد
 
آخرین ویرایش:

arshade90

New member
در نگــــــــــــــاه تو که پیوند زد اندوه مرا
چه کسی گل شد و لبخند زد اندوه مرا
 

nazanin91

New member
آن آهوی سیه چشم از دام ما برون شد
یاران چه چاره سازم با این دل رمیده
 

arshade90

New member
همه اندیشه ام اندیشه فرداست
وجودم از تمنای تو سرشار است
زمان در بستر شب خواب و بیدار است
 

roj

New member
تحصیل عشق ورندی اسان نمود اول
اخربسوخت جانم درکسب این فضائل
 

Mohammad gh

New member
لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است
وز پی دیدن او دادن جان کار من است
شرم از آن چشم سیه بادش و مژگان دراز
هرکه دل بردن او دید و در انکار من است
 

arshade90

New member
تو را به جای همه زنانی که نشناخته*ام دوست می*دارم
تو را به جای همه روزگارانی که نمی*زیسته*ام دوست می*دارم
 

cheshmak

New member
منکه با عشق نراندم به جوانی هوسی

هوس عشق و جوانیست به پیرانه سرم
 

arshade90

New member
من که یک امروز مهمان توام فردا چرا

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده*ایم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا
 

Mohammad gh

New member
نرگس ار لاف زد از شیوه ی چشم تو مرنج
نروند اهل نظر از پی نابینایی
 

matin

New member
میخورد خون دلم مردمک دیده سزاست ، که چرا دل به جگر گوشه ی مردم دادم :(

فاش می*گویم و از گفته خود دلشادم
بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم
طایر گلشن قدسم چه دهم شرح فراق
که در این دامگه حادثه چون افتادم
من ملک بودم و فردوس برین جایم بود
آدم آورد در این دیر خراب آبادم
سایه طوبی و دلجویی حور و لب حوض
به هوای سر کوی تو برفت از یادم
نیست بر لوح دلم جز الف قامت دوست
چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم
کوکب بخت مرا هیچ منجم نشناخت
یا رب از مادر گیتی به چه طالع زادم
تا شدم حلقه به گوش در میخانه عشق
هر دم آید غمی از نو به مبارک بادم
می خورد خون دلم مردمک دیده سزاست
که چرا دل به جگرگوشه مردم دادم
پاک کن چهره حافظ به سر زلف ز اشک
ور نه این سیل دمادم ببرد بنیادم
 

Mohammad gh

New member
میخورد خون دلم مردمک دیده سزاست ، که چرا دل به جگر گوشه ی مردم دادم :(

فاش می*گویم و از گفته خود دلشادم
بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم
طایر گلشن قدسم چه دهم شرح فراق
که در این دامگه حادثه چون افتادم
من ملک بودم و فردوس برین جایم بود
آدم آورد در این دیر خراب آبادم
سایه طوبی و دلجویی حور و لب حوض
به هوای سر کوی تو برفت از یادم
نیست بر لوح دلم جز الف قامت دوست
چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم
کوکب بخت مرا هیچ منجم نشناخت
یا رب از مادر گیتی به چه طالع زادم
تا شدم حلقه به گوش در میخانه عشق
هر دم آید غمی از نو به مبارک بادم
می خورد خون دلم مردمک دیده سزاست
که چرا دل به جگرگوشه مردم دادم
پاک کن چهره حافظ به سر زلف ز اشک
ور نه این سیل دمادم ببرد بنیادم

یه غزل بسیار زیبا از حافظ بود مرسی که زدید
ولی بهتره که جزو مشاعره حساب نشه چون هم یه غزل کامله و هم با ی شروع نشده
 

matin

New member
یه غزل بسیار زیبا از حافظ بود مرسی که زدید
ولی بهتره که جزو مشاعره حساب نشه چون هم یه غزل کامله و هم با ی شروع نشده

بله قبلا هم مواردی بود که مشاعره رعایت نشده بود بعد من پیش خودم گفتم لابد مشکلی نداره --- من منظورم همون بیتی بود که اول گذاشتم بعد حیفم اومد بقیشو نزارم -- از این به بعد قول میدم رعایت کنم :)))))) ، قوله قول
 

arshade90

New member
میخورد خون دلم مردمک دیده سزاست ، که چرا دل به جگر گوشه ی مردم دادم :(

فاش می*گویم و از گفته خود دلشادم
بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم
طایر گلشن قدسم چه دهم شرح فراق
که در این دامگه حادثه چون افتادم
من ملک بودم و فردوس برین جایم بود
آدم آورد در این دیر خراب آبادم
سایه طوبی و دلجویی حور و لب حوض
به هوای سر کوی تو برفت از یادم
نیست بر لوح دلم جز الف قامت دوست
چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم
کوکب بخت مرا هیچ منجم نشناخت
یا رب از مادر گیتی به چه طالع زادم
تا شدم حلقه به گوش در میخانه عشق
هر دم آید غمی از نو به مبارک بادم
می خورد خون دلم مردمک دیده سزاست
که چرا دل به جگرگوشه مردم دادم
پاک کن چهره حافظ به سر زلف ز اشک
ور نه این سیل دمادم ببرد بنیادم


من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد
همه اندیشه ام اندیشه فرداست
 

biosta

Well-known member
تــا روی تـو مـا را در آغــوش شــد
هـوش مـا از روی تـو مدهوش شد

دیگر چه نیازست به می و باده فروش
یک بوسه زلب های تو تا نوش شد
 

Mohammad gh

New member
دل سراپرده ی محبت اوست
دیده ایینه دار طلعت اوست
گر من آلوده دامنم چه عجب
همه عالم گواه عصمت اوست
 
بالا