یـامـن یــقـلـب الـلیـل و نــهار
رب اـللــیل و نــهار تـوئـی تــو
چه بگویم از دل زار و گرفتار
طـبـیــب دل بـیـمار تـوئـی تـو
روی بنما که غمخانه منم من
هر غمگسار ای یار توئی تو
ستار و غفار و قهار توئی تو
جبار و صبار و مختار توئی تو
بخشش زتوام خواستار کردگار
پذیرنده استغفار صد بار توئی تو
...
بالاتر ز پندار و افکار توئی تو
باز چه بگویم که ابصار توئی تو
سخن بسیار و من نار بگشتم
این آتش عشق را خریدار توئی تو
امید