مشاعره

biosta

Well-known member
ببخشید ، اشتباه شد ، از دور مشاعره حذف شدم !

دوستت دارم و دانم که تویی دشمن جانم
از چه با دشمن جانم شده ام دوست ندانم
 

TaTi

مدیر بخش
مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم ... جرس فریاد می دارد که بر بندید محمل ها...
 

mohana

Well-known member
این عشق شد مهمان من ، زخمی بزد بر جان من
صد رحمت و صد آفرین ، بر دست و بر بازوی او
 

a_67

New member
وقت آن شد ...




وقت آن شد که به زنجیر تو دیوانه شویم
بند را برگسلیم از همه بیگانه شویم
 

saya1370

New member
منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن
منم که دیده نیالودم به بد دیدن
 

FARNAZz

Member
منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن
منم که دیده نیالودم به بد دیدن
نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت
پرده ی خلوت این غمکده بالا زد و رفت
کنج تنهایی ما را به خیالی خوش کرد
خواب خورشید به چشم شب یلدا زد و رفت
 
آخرین ویرایش:
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: mohana

saya1370

New member
تاکی به تمنای وصال تو یگانه
اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
 

FARNAZz

Member
هرکجایی شعر باران را بخوان
ساده باش و باز هم کودک بمان
باز باران با ترانه ، گریه کن !
کودکی تو ، کودکانه گریه کن!
ای رفیق روز های گرم و سرد
سادگی هایم به سویم باز گرد!
 

saya1370

New member
در این سرای بی کسی، کسی به در نمی زند
به دشت پرملال ما پرنده پر نمی زند
 

mohana

Well-known member
یا رب اندر کنف سایه آن سرو بلند
گر من سوخته یک دم بنشینم چه شود...
 

FARNAZz

Member
دلت می‌آید آیا از زبانی این همه شیرین
تو تنها حرف تلخی را همیشه بر زبان داری
نمی‌رنجم اگر باور نداری عشق نابم را
که عاشق از عیار افتاده در این عصر عیاری
 

sepideeee

New member
میروم بی خبر این بار خیالت راحت
تو بمان با دگران یار.. خیالت راحت
 

FARNAZz

Member
تـــــا گشتــــــه ام یــــــار تو من از جان برم بار تو من
عشــــق است اگر بــــار گَران با این گَران باری خوشم

گــــــر وصل و گــر هجران بود گر درد و گر درمان بود
شـــاد و خوشـــــم با این و آن آری خوشم، آری خوشـم
 

sepideeee

New member
من با تو چه گفتم؟؟ چه شنیدم؟؟ خبرم نیست
جز آنکه ز خود بی خبرم کردی و رفتی !!!!
 

biosta

Well-known member
یـامـن یــقـلـب الـلیـل و نــهار
رب اـللــیل و نــهار تـوئـی تــو
چه بگویم از دل زار و گرفتار
طـبـیــب دل بـیـمار تـوئـی تـو
روی بنما که غمخانه منم من
هر غمگسار ای یار توئی تو
ستار و غفار و قهار توئی تو
جبار و صبار و مختار توئی تو
بخشش زتوام خواستار کردگار
پذیرنده استغفار صد بار توئی تو

...

بالاتر ز پندار و افکار توئی تو
باز چه بگویم که ابصار توئی تو
سخن بسیار و من نار بگشتم
این آتش عشق را خریدار توئی تو
امید
 

mohana

Well-known member
وقت است که بنشینی و گیسو بگشایی
تا با تو بگویم غم شب های جدایی...
 

mahsa 70

New member
یا رب ان نوگل خندان که سپردی به منش------میسپارم به تواز ترس حسود چمنش

- - - Updated - - -

نمیدونم درست گفتم یا نه اگه جاییش مشکل داره ببخشید خخخخخخخ
 
بالا