مشاعره

FARNAZz

Member
من تو را دیدم و آرام به خاک افتادم
و از آن روز که در بندِ توام آزادم
چشممان خورد به هم،صاعقه زد پلکم سوخت
نیزه ای جمجمه ام را به گلوبند تو دوخت
 

saya1370

New member
تاب بنفشه میدهد طره ی مشکسای تو/ پرده ی غنچه میدرد خنده ی دلگشای تو
 

mohana

Well-known member
شاعرش خودتون بودین؟!

هرکه را اسرار حق آموختند
مهر کردند و دهانش دوختند
 

mohana

Well-known member
شب فراق نداند که تا سحر چندست ؟
مگر کسی که به زندان عشق،در بندست...
 

FARNAZz

Member
تاثیر چشم های تو بیش از حد است ، نیست؟
این قدرها زیاده روی هم بد است، نیست؟
با پلک های زلزله خیزت قبول کن
از بین رفتن همه صد در صد است، نیست؟
 

saya1370

New member
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند
 

mohana

Well-known member
در بارگاه قدس که جای ملال نیست
سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است...
 

biosta

Well-known member
تـا دل به تـو دادم دلـبر و دلدار من
ز غیر تو دسـت کشـیدم نـگار مـن
دل باخته چون روی دلارای تو دیدم
روی دل افروز تو نور شب تار من
امید
 

biosta

Well-known member
نگارينم نگارينم نگارم
نگارستان باشد كوي يارم
چمنها گلها جانان جانها
نگارين باد از رويت بهارم
امید
 

biosta

Well-known member
...مرا تقصیر نیست تقدیر سرشته
که عاشق را به دوری سرنوشته...
امید
 

biosta

Well-known member
این شعر رو خیلی دوستش می دارم ،

هرجا که روم من دیوانه تو
پرسم نشانی زدرخانه تو
به هر کرانه شدم کز نشانه تو
بیایم به گدائی در خانه تو
خانه خراب غم تو خانه من
باشد که دلم گردد غمخانه تو
زلف خم اندر خم خود تا بنمائی
زهرحلقه هزار دلست روانه تو
از مژگان توتیر شد روانه من
ابروی کمان تو کمانخانه تو
رنگ پیمانه زلب های تو باشد
بیایم به میخواری به میخانه تو
گونه دیبا رخ زیبا روی بنما
هر ترانه چو باشد به بهانه تو
روی تو جمله بت بتخانه من
باشم تا ابد عاشق جاودانه تو
وصف تو مرا آنچنان آتش زد
که سرا پا شده ام قصه پروانه تو
گر روی ننمائی قصه سوختنم
آید به افسانه در خانه تو
کوی تو کجاست فتانه من
جان امید بی شمار باد جانانه تو
 

saya1370

New member
همه شب براین امیدم که نسیم صبحگاهی
به پیام آشنایی بنوازد آشنا را
 

mohana

Well-known member
ای نسیم سحر، آرامگه یار کجاست؟
منزل آن مه عاشق‌ کش عیار کجاست؟
 

saya1370

New member
تا توانی دلی به دست آور
دل شکستن هنر نمی باشد
 
آخرین ویرایش:

نوتر

New member

دئدیلر که: خان ننه نی // گفتند که مادر بزرگت رو

آپاریبلا کربلایه // به کربلا بردند

که شفاسین اوردان آلسین // که شفایش را از آنجا بگیرد

سفری اوزون سفردی // سفرش سفر طولانی هستش

بیر ایکی ایل چکر گلینجه // یکی دو سال طول میکشه تا برگرده

نئجه آغلارام، یانیخلی // از ته دل خیلی گریه کردم

نئچه گون ائله چیغیردیم // چند روز همونجور داد و جیغ میکشیدم

که سسیم، سینم توتولدی // به طوری که صدام گرفته بود

او، من اولماسام یانییندا // اگر من پیش مادر بزرگ نباشم

اوزی هئچ یئره گئدنمز // به هیچ جا نمیتونه بره

بو سفر نولوبدی من سیز // این سفر چطور شد که بدون من

أوزی، تک قویوب گئدیبدی ؟ // خودش تنها ره سپار شده

هامیدان آجیخ ائدرکن // از همه بدم اومده بود

هامیا آجیخلی باخدیم // و به همه رو ترش میکردم

سورا باشلادیم که: من ده // بعدها بهانه کردم که من هم

گئدیرم اونون دالینجا // به دنبالش میروم

دئدیلر: سنین کی تئزدیر // گفتند:تو هنوز سنت کمه

امامین مزاری اوسته // بر سر مزار امام

اوشاغی آپارماق اولماز // بچه ها رو راه نمیدند(بچه ها رو نمیشود برد)

سن اوخی، قرآنی تئز چیخ // تو یک بار قران رو کامل ختم کن

سن اونی چیخینجا بلکه // شاید تا وقتی که تو قران رو ختم میکنی

گله خان ننه سفردن // مادر بزرگ هم از سفر بیاید


تله سیک، راوانلاماقدا // با عجله و شتاب(بدون فهم قران)

اوخویوب قرآنی چیخدیم // قران رو تمام کردم

که یازیم سنه: گل ایندی // که برای تو( مادر بزرگ )بنویسم :که الان بیا

داها چیخمیشام قرآنی // من قران رو تموم کردم

منه سوقت آل گلنده // موقع آمدن برام سوغاتی بیار

آما هر کاغاذ یازاندا // اما هر وقت که برات نامه مینوشتم

آقامین گؤزی دولاردی // چشمان پدرم پر اشک می شد

سنده کی ‌گلیب چیخمادین // تو هم که نیامدی

نئچه ایل بو انتظار لا // چندین سال در این انتظار

گونی، هفته نی‌سایاردیم // روز ها و ماهها رو میشمردم

تا یاواش یاواش گوز آچدیم // که کم کم درک کردم

آنلادیم که، سن اولوبسن! // فهمیدم که تو مرده ای



این شعر استاد شهریارو خیلی دوسش دارم :sad:
اون قسمتی رو که قرمز کردم خیلی خیلی با احساس میگه
 
آخرین ویرایش:

mohana

Well-known member
چند بیتش رو متوجه نشدم...ولی خیلی قشنگ بود:dadad4:
 
آخرین ویرایش:

biosta

Well-known member
دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم
باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: mohana

mohana

Well-known member
با "ن" باید شروع میشد...

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم
اینک اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا


دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم
باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی

یاری اندر کس نمیبینم یاران را چه شد
دوستی کی آخر آمد دوست داران را چه شد
 
بالا