مشاعره

cheshmak

New member
زهی عشق زهی عشق که ماراست خدارا
چه تغز است چه خوبست و چه زیباست خدارا
 

leylii

New member
دل خرابی میکند دلدار را آگه کنید
زینهار ای دوستان جان من و جان شما
 

mehdi.sh

New member
اه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت
آه از آن مست که با مردم هوشیار چه کرد
 

leylii

New member
دلم بجو که قدت همچو سرو دلجویست
سخن بگو که کلامت لطیف و موزونست
 

leylii

New member
توبه کردم که بنویسم لب ساقی و کنون
میگزم لب که چرا گوش به نادان کردم
 

bioelectric

Active member
مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب
در دلم هستی وبین من وتو فاصله هاست
 

cheshmak

New member
تا تونگاه می کنی کار من آه کردن است
ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است
 

bioelectric

Active member
تلخ است که همرنگ حقایق شده است
زرد است که با درد موافق شده است

عاشق نشدی وگر نه می فهمیدی
پاییز بهاریست که عاشق شده است
 

Maryam.A

Well-known member
دانی که چرا سر نهان با تو نگویم؟
طوطی صفتی طاقت اسرار نداری
 
بالا