مشاعره

Maryam.A

Well-known member
دلم گرفته ای دوست، هوای گریه با من
گر از قفس گریزم کجا روم، کجا من؟
 

nutgirl92

New member
(پیشنهاد نوتگرل:
دوستان ... این تاپیک خیلی جالبه برام .. بیاید هرشب یه کم بیشتر وقت بذاریم اینجا و تعداد صفحاتشو تا آخر تابستون خیلی خیلی بالا ببریم و یه رکوردی بزنیم ... چون تا حالا همچین تاپیکی ندیدم .. هم تعداد لایک ...هم تعداد صفحاتش ... )

من شخصآ هر شب تا جایی که بتونم میام و شعر مینویسم ...
موافقان : لایک ... :tonguesmiley:
 

bioelectric

Active member
ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه
مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه؟
 

leylii

New member
هم عفا الله صبا کز تو پیامی می داد
ورنه در کس نرسیدیم که از کوی تو بود
 

leylii

New member
من دیوانه چو زلف تو رها میکردم
هیچ لایقترم از حلقه زنجیر نبود
 

bioelectric

Active member
دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم
باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی؟
 

leylii

New member
یارب کجاست محرم رازی که یک زمان
دل شرح آن دهد که چه گفت و چها شنید
 

leylii

New member
دل بر گرفته بودم از ایام گل ولی
کاری بکرد همت پاکان روزه دار
 

بارلی

New member
در منی و این همه ز من جدا
با منی و دیده ات به سوی غیر
بهر من نمانده راه گفت و گو
تو نشسته گرم گفت و گوی غیر
 

leylii

New member
روزگاریست که دل چهره مقصود ندید
ساقیا آن قدح آینه کردار بیار
 

bioelectric

Active member
روزها در حسرت فردا به سر شد ای دریغ
دیگر از عمرم همین امروز و فردا مانده است
 

nutgirl92

New member
لـالـه در دامـن کـوه آمد و من بی رخ دوست
اشـک چـون لـالـه سـیـراب بـه دامـن کـردم
 

Maryam.A

Well-known member
من ندانستم از اول که تو بی مهرو وفایی
عهد نابستن از آن به که ببندی ونپایی
 

leylii

New member
یا رب این قافله را لطف ازل بدرقه باد
که از و خصم بدام آمد و معشوقه به کام
 

بارلی

New member
من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی
ولی با منت و خواری پی شبنم نمیگردم
 

bioelectric

Active member
ما را به تو سریست که کس محرم آن نیست
گر سر برود سر تو با کس نگشاییم
 
بالا