مشاعره

leylii

New member
مرحبا طایر فرخ پی فرخنده پیام
خیر مقدم چه خبر یار کجا راه کدام
 

leylii

New member
نکته دانی بذله گو چون حافظ شیرین سخن
بخشش آموزی جهان افروز چون حاجی قوام
 

mw.ashel

New member
مــن بــــه هــــر جمعیتی نالان شـــدم
جفــت بــدحالان و خوش‌حالان شـــدم
 

leylii

New member
تا که اندر وصل آرم تذ روی خوش خرام
در کمینم و انتظار وقت فرصت می کنم
 

Maryam.A

Well-known member
میرود خون دل از مردمک دیده سزاست
که چرادل به جگر گوشه مردم دادم
 

Maryam.A

Well-known member
منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن
منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن
 

leylii

New member
مگر دیوانه خواهم شد درین سودا که شب تا روز
سخن با ماه می گویم پری در خواب می بینم
 

bioelectric

Active member
نمیدانم چه بد کردم که نیکم زار میداری
تنم رنجور میخواهی،دلم بیمار میداری
 

bioelectric

Active member
من مست می عشقم هشیار نخواهم شد
و از خواب خوش مستی بیدار نخواهم شد
 

leylii

New member
دامن دوست بدست آرزو دشمن بگسل
مرد یزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان
 

Maryam.A

Well-known member
نشان ز عالم آوارگی نبود هنوز
که ساخت عشق تو آواره‌ی جهان ما را


نفر بعدی الف
 

بارلی

New member
نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا ؟
 

bioelectric

Active member
ندیده ام رخ خوب تو روزکی چند است
بیا که دیده به دیدارت آرزومند است
 
بالا