مشاعره

mohana

Well-known member
دلا در عاشقی ثابت قدم باش
که در این ره نباشد کار بی اجر
 

Mohammad gh

New member
روزی تو خواهی آمد از کوچه های باران
تا از دلم بشوییی غم های روزگاران
 

mohana

Well-known member
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
به غمزه مساله آموز صد مدرس شد
 

patris

New member
دوش سودای رخش گفتم ز سر بیرون کنم/گفت کو زنجیر تا تدبیر این مجنون کنم
 

mohana

Well-known member
من آن ابرم که می خواهد ببارد
دل تنگم هوای گریه دارد
دل تنگم غریب این در و دشت
نمی داند کجا سر می گذارد
 

Mohammad gh

New member
دائم گل این بستان شاداب نمی ماند

دریباب ضعیفان را در وقت توانایی
 

patris

New member
یکی گرفت زمن تخت و دیگری تاجم
ببین چگونه جهان می برد به تاراجم
 

raha 24

New member
یادم نمی کنی و ز یادم نمی روی
یادت بخیر یار فراموشکار من..
 

Mohammad gh

New member
نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد
بختم ار یار شود رختم ازینجا ببرد
 

patris

New member
در راه رسیدن به گیرم که بمیرم!
اصلا به تو افتاده مسیرم که بمیرم!
 

fateme67

New member
من نگویم ک مرا از قفس آزاد کنید
قفسم برده ب باغی و دلم شاد کنید
 

Mohammad gh

New member
راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست

آنجا جز آنکه جان بسپارند چاره نیست
 

hosseini_h_7

New member
ترا من چشم در راهم شباهنگام که می گیرند در شاخ تلاجن سایه ها رنگ سیاهی...
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: fateme67
بالا