fateme67
New member
شبان وادی ایمن گهی رسد ب مرادمن خرابم ز غم یار خراباتی خویش
میزند غمزه او ناوک غم بر دل ریش
که چند سال به جان خدمت شعیب کند
شبان وادی ایمن گهی رسد ب مرادمن خرابم ز غم یار خراباتی خویش
میزند غمزه او ناوک غم بر دل ریش
شبی یاد دارم که چشمم نخفتمن خرابم ز غم یار خراباتی خویش
میزند غمزه او ناوک غم بر دل ریش
شبان وادی ایمن گهی رسد ب مراد
که چند سال به جان خدمت شعیب کند
شبی یاد دارم که چشمم نخفت
شنیدم که پروانه با شمع گفت
دمی با غم به سربردن جهان یکسر نمی ارزدشبان وادی ایمن گهی رسد ب مراد
که چند سال به جان خدمت شعیب کند
دلا تا کی در عالم فریب این وآن بینیترسم که من بمیرم و غم بی پدر شود
این طفل ناز پرور من در به در شود
دمی با غم به سربردن جهان یکسر نمی ارزد
به می بفروش دلق ما کزین برتر نمی ارزد
دلا تا کی در عالم فریب این وآن بینی
برون شو زین چاه ظلمانی یکی تا جهان بینی
دست درآن زلف دوتا نتوان کرددلا خو کن به تنهایی که از تن ها بلا خیزد
سعادت آن کسی دارد که از تن ها بپرهیزد
دلا خو کن به تنهایی که از تن ها بلا خیزد
سعادت آن کسی دارد که از تن ها بپرهیزد
در ذهن خود میساختم هر روز ، از این و آن بت های رنگارنگ
من در پی یک لحظه اطمینان ، پیموده ام فرسنگ ها فرسنگ ...
گر نگهدار من آنست که من میدانم
شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد
دوستان ممنون کلی شعر ازتون یاد گرفتم...همه هم زیبا هستن:riz304:
در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیمگر نگهدار من آنست که من میدانم
شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد
دوستان ممنون کلی شعر ازتون یاد گرفتم...همه هم زیبا هستن:riz304:
در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم
لطف آنچه تو اندیشی حکم آنچه تو فرمایی
در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم
لطف آنچه تو اندیشی حکم آنچه تو فرمایی
مژده ای دل که دگر باد صبا باز آمد
هدهد خوش خبر از طرف صبا باز آمد
دلی کو عاشق رویت نباشد همیشه غرقه در خون جگر باد
بتا چون غمزه ات ناوک گشاید دل مجروح من پیشش سپر باد ...