مشاعره..... با حرفی که نفر قبلیت میگه شعر بگو.. برای نفر بعدیت یه حرف بگو

abtin13

New member
جامی است که عقل آفرین میزندش
صد بوسه ز مهر بر جبین میزندش
این کوزه‌گر دهر چنین جام لطیف
می‌سازد و باز بر زمین میزندش

ت
 

sepideeee

New member
تو که هیچت ز حال ما خبر نیست
خبر زین کام خشک و چشم تر نیست
بود اندر وطن آسوده فائز
کسی کش دلنوازی در سفر نیست
ی
 

آتشین

Well-known member
کسی نمانده دگر تا به تیغ ِ ناز کُشی

مگر که زنده کنی مرده را و باز کُشی

خ
 

mamaie

New member
خرم آنروز کزین منزل ویران بروم
راحت جان طلبم وز پی جانان بروم


- - - Updated - - -

خرم آنروز کزین منزل ویران بروم
راحت جان طلبم وز پی جانان بروم
 

baran71

New member
غم دلدار فکنده است به جانم، شررى
کـــه بـــه جــــان آمدم و شهره بازار شدم

چ
 

mamaie

New member
چو مهمان خراباتی به عزت باش با رندان
که دردسر کشی جانا گرت مستی خمار آرد
ژ
 

abtin13

New member
ژاله بر لاله فرود آمده نزدیک سحر
راست چون عارض گلبوی عرق کردهٔ یار (به به)
س
 

mamaie

New member
سحرم دولت بیدار به بالین آمد
گفت برخیز که آن خسروی شیرین آمد ف
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: shiny

abtin13

New member
فرق است میان آن که یارش در بر
با آنکه دو چشم انتظارش بر در

ر
 

shiny

New member
روی فرش دل من جوهری از عشق تو ریخت

آمدم پاک کنم عشق تو را بدتر شد

ن
 
آخرین ویرایش:

mamaie

New member
نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر
هر آنچه ناصح مشفق بگویدت بپذیر
گ
 

sepideeee

New member
گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب
گفت در دنبال دل ره گم کند مسکین غریب
ک
 

mamaie

New member
کمال دلبری و حسن در نظر بازیست
به شیوه ی نظر از نادران دوران باش
 

abtin13

New member
شاهد عهد شباب آمده بودش به خواب
باز به پیرانه سر عاشق و دیوانه شد
 

mamaie

New member
در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد
حالتی رفت که محراب به فریاد آمد
ل
 

abtin13

New member
لاف زنم لاف لاف چونک خریدارم اوست
طوطی گویا شدم چون شکرستانم اوست

د
 

mamaie

New member
دل از من برد و روی از من نهان کرد
خدا را با که این بازی توان کرد
ش
 

abtin13

New member
شکر مازندران و شکر هندوستان هر دو شیرین است
اما این کجا و آن کجا
ب
 
بالا