leylii
New member
زاهد ظاهر پرست از حال ما آگاه نیست
در حق ما هر چه گوید جای هیچ اکراه نیست
قانون اینه که با حرف آخر مصرع آخر شروع بشه
"ت"
تشنه میمیرم و خلقم همه سیراب سخن
خون دل میخورم و این همه مهمان دارم
ل
زاهد ظاهر پرست از حال ما آگاه نیست
در حق ما هر چه گوید جای هیچ اکراه نیست
قانون اینه که با حرف آخر مصرع آخر شروع بشه
"ت"
نه stsاین نوع مشاعره فرق داره،باید هرکسی بعد از شعرش یه حرف برا نفر بعدی بگه...بالای تایپیک هم نوشتهزاهد ظاهر پرست از حال ما آگاه نیست
در حق ما هر چه گوید جای هیچ اکراه نیست
قانون اینه که با حرف آخر مصرع آخر شروع بشه
"ت"
تشنه میمیرم و خلقم همه سیراب سخن
خون دل میخورم و این همه مهمان دارم
ل
:rose:
لب تو میوه ممنوع ولی لبهایم
هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد
با ه
دیریست که از خانه خرابان جهانمهر شب چو ماهتاب ببالین من بتاب
ای آفتاب دلکش و ماه پریوشم
د
دیشب باران قرار با پنجره داشتهر شب چو ماهتاب ببالین من بتاب
ای آفتاب دلکش و ماه پریوشم
د
دیریست که از خانه خرابان جهانم
بر سقف فروریخته ام چلچله ای نیست
ب
دیشب باران قرار با پنجره داشت
روبوسی ابدار با پنجره داشت
با پ
بر ما نظری کن که در این شهر غریبیم
بر ما کرمی کن که در این شهر گداییم
با ش
...
گر روی ننمائی قصه سوختنم
آید به افسانه در خانه تو
کوی تو کجاست فتانه من
جان امید بی شمار باد جانانه تو
یک شعر دیگه
...
گندم چو زر به همت دستان می دهند
این چرخ سفله به خانه هیچ مهمان نداشت
آخر به کید و مَکر سوی این و آن شدیم
در راه کج شدیم ، دل ره پیچان نداشت
...
با " ع " اول حرف عشق
شبی تو روز نکردی در انتظارو از اینرو
چه روزها که شب انتظار کردی ورفتی
ن
عشق دردیست به نزدیک طبیبان لیکن ،،،
دردمندان همه دانند که آن درمان است!!!
با ط لطفا...