مشاعره..... با حرفی که نفر قبلیت میگه شعر بگو.. برای نفر بعدیت یه حرف بگو

leylii

New member
زاهد ظاهر پرست از حال ما آگاه نیست
در حق ما هر چه گوید جای هیچ اکراه نیست
قانون اینه که با حرف آخر مصرع آخر شروع بشه
"ت"

تشنه میمیرم و خلقم همه سیراب سخن
خون دل میخورم و این همه مهمان دارم
ل
 

bioelectric

Active member
زاهد ظاهر پرست از حال ما آگاه نیست
در حق ما هر چه گوید جای هیچ اکراه نیست
قانون اینه که با حرف آخر مصرع آخر شروع بشه
"ت"
نه stsاین نوع مشاعره فرق داره،باید هرکسی بعد از شعرش یه حرف برا نفر بعدی بگه...بالای تایپیک هم نوشته
 

biosta

Well-known member
به نظرم وقتی که شعر ها از خودتان باشد پست گذاشتن در این تاپیک ها جالب و مهیج میشه

...
گر روی ننمائی قصه سوختنم
آید به افسانه در خانه تو
کوی تو کجاست فتانه من
جان امید بی شمار باد جانانه تو



یک شعر دیگه
...
گندم چو زر به همت دستان می دهند
این چرخ سفله به خانه هیچ مهمان نداشت
آخر به کید و مَکر سوی این و آن شدیم
در راه کج شدیم ، دل ره پیچان نداشت
...


با " ع " اول حرف عشق
 

leylii

New member
عاشقم آن بپسندم که پسند تو بود
نه غم وصل و نه اندیشه ی هجران دارم
ت
 

TaTi

مدیر بخش
...
گر روی ننمائی قصه سوختنم
آید به افسانه در خانه تو
کوی تو کجاست فتانه من
جان امید بی شمار باد جانانه تو



یک شعر دیگه
...
گندم چو زر به همت دستان می دهند
این چرخ سفله به خانه هیچ مهمان نداشت
آخر به کید و مَکر سوی این و آن شدیم
در راه کج شدیم ، دل ره پیچان نداشت
...


با " ع " اول حرف عشق


عشق دردیست به نزدیک طبیبان لیکن ،،،

دردمندان همه دانند که آن درمان است!!!

با ط لطفا...
 

leylii

New member
قمری ز پی تهنیت وصل تو خواند
بر سرو سرود غزل دلکشم امشب

ب
 

sts92

New member
بی تو مهتاب شبی باز از ان کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
"م"
 

FARNAZz

Member
دیدار تو گر صبح ابد هم دهدم دست
من سرخوشم از لذت این چشم به راهی

ر
 

BioScientist

New member
رفته زکف قرار دل، دلی که گشت بی قرار
پیر شده جوانیم، به جمعه جمعه انتظار

با حرف ی
 

FARNAZz

Member
یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم

پای در دامن اندوه کشیدم نگسستم ، نرمیدم

ش
 

BioScientist

New member
شیرین لب و شیرین خط و شیرین گفتار
آن کیست که با این همه، فرهاد تو نیست؟

با حرف و
 
بالا