پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتاد وان راز که در دل بنهفتم به در افتاد "د"
sts92 New member 2013-08-05 #401 پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتاد وان راز که در دل بنهفتم به در افتاد "د"
bioelectric Active member 2013-08-05 #403 تشنگان مِهر محتاج ترحم نیستند کوشش بیهوده در عشق از گدایی بهتر است با گ
mohana Well-known member 2013-08-05 #404 گر کسی را خوار سازی تا کنی خود را عزیز عاقبت آن خوار خار رهگذارت می شود بعدی با "ع"
mohana Well-known member 2013-08-05 #406 هرکه در این بزم مقرب تراست جام بلا بیشترش میدهند بعدی با "ت"
bioelectric Active member 2013-08-05 #407 تنهاییم را از غزل این یار دیرینم بپرسید از همسپار لحظه های تلخ و شیرینم بپرسید با س
mohana Well-known member 2013-08-05 #408 سینه تنگ من و بار غم او هیهات مرد این بار گران نیست دل مسکینم بعدی با "هـ"
bioelectric Active member 2013-08-05 #409 همراه بسیار است اما همدمی نیست مثل تمام غصه ها این هم غمی نیست با ا
حسان Well-known member 2013-08-05 #410 amin.e گفت: همراه بسیار است اما همدمی نیست مثل تمام غصه ها این هم غمی نیست با ا کلیک کنید تا باز شود... آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند ایا بود که گوشه چشمی به ما کنند "م"
amin.e گفت: همراه بسیار است اما همدمی نیست مثل تمام غصه ها این هم غمی نیست با ا کلیک کنید تا باز شود... آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند ایا بود که گوشه چشمی به ما کنند "م"
bioelectric Active member 2013-08-05 #411 مرداب زندگی همه را غرق می كند ای عشق همتی كن و دست مرا بگير با ح
hana khanoom New member 2013-08-06 #412 حسن مه رویان مجلس گرچه دل میبرد و دین بحث ما در لطف طبع و خوبی اخلاق بود.دوباره باحرف ح
bioelectric Active member 2013-08-06 #414 نشانه های خیانت را شناسنامه چه میداند؟ برادرم شده ای شاید مرا به چاه بیندازی با حرف ط
C cheshmak New member 2013-08-06 #415 طبع کودک را به شیرینی خوش است اونداند هرچه شیرین ، نی خوش است با خ لطفا
bioelectric Active member 2013-08-06 #416 خبرت خرابتر کرد جراحت جدایی چو خیال آب روشن که به تشنگان نمایی با ک
C cheshmak New member 2013-08-06 #417 کنم هر شب دعایی کز دلم بیرون رود مهرش ولی آهسته می گویم الهی بی اثر باشد با ه لطفا
C cheshmak New member 2013-08-06 #419 لیـلی و مجنـون اگر می بود در دوران تو این یکی حیران من میگشت و آن حیران تو با ژ لطفا