میگم اسم شاعر رو بگید، ولی نمی گید! شعرای به این قشنگی40):
چمدان دست تو و ترس به چشمان من است
این غم انگیزترین حالت غمگین شدن است
با حرف ق
- - - Updated - - -
اگر بر جای من غیری گزیند دوست،حاکم اوست
حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم
با حرف ه
زمن چو باد صبا بوی خود دریغ مدار
چرا که بی سر زلف توام به سر نرود
بعدی با "ی"
زمن چو باد صبا بوی خود دریغ مدار
چرا که بی سر زلف توام به سر نرود
بعدی با "ی"
هر کسی در دل من جای خودش را دارد
جانشین تو در این سینه خداوند نشد
فاضل نظری
با ع
یک یک انگشت هایم مثل قایق می شوند
تا تو را از رود رگ هایم به دفتر می برند
با حرف د
یکبار تو هم ای عشق من از عقل میاندیش
بگذار که دل حل بکند مساله ها را
محمد علی بهمنی
با ش
ممنونم
عاشقت نصف جهان هستند اما آخرش
لهجه ات آن نصفه را هم اصفهانی می کند
با حرف ت
دیشب باران قرار با پنجره داشت
روبوسی آبدار با پنجره داشت
یکریز به گوش پنجره پچ پچ کرد
چک چک چک چک چکار با پنجره داشت
قیصر امین پور(فک کنم)
با ک
شیرین ترین جای جهان لب های یزد است
از فرط شهد بوسه طولانی تو
با حرف ن
ممنونم خیلی عالی بود ؛ مال کی هست؟
تو که در فکر منی مرگ مرا سر برسان
انتظار همه را نیز به آخر برسان
فاضل نظری
با گ
از قاسم صرافان
گفته بودم برو اما آخر، دوری و بی خبری تا این حد
مانده حیران، بپرد رو به کجا؟ کفتر نامه بر بی مقصد
حسنا محمدزاده
با حرف م
نه نام کس به زبانم،نه در دلم هوسی
به زنده بودنم این بس که میکشم نفسی
سیمین بهبهانی
با پ
صراف سخن باش و سخن بیش مگوپیاله ای ز سراب من دوباره پر کن و باور کن
که من هنوز هم از این خشک امید چشمه شدن دارم
بهمنی
با حرف ص
کسی که بر لب من جان خنده می بخشید
چگونه می طلبد خون بها ز چشمانم
با حرف و
ممنون
من با گلی که باغچه تقدیم کرده است
از دیر کردنت شده ام خسته بارها
آرش شفاعی
با ب
آقای شفاعی رو می شناسید؟ اسم کتاب شون؟ مقدمه کتاب آقای صرافان رو ایشون نوشتند، در این حد باهاشون آشنایی دارم!
بگذار هر چه داری و بگذر که هیچ نیست
این پنج روزه عمر که مرگ از قفای اوست
سعدی
با حرف ر
حق داشتی مرا نشناسی، به هر طریق
من همچنان همانم و دنیا عوض شده ست
ی