ستارهای بدرخشید و ماه مجلس شد دل رمیده ما را انیس و مونس شد ت
sepideeee New member 2014-08-15 #1,622 تا جنون تو در آقاق روان شد . یاغی ! غزلت در همه جا ورد زبان شد . یاغی! ی
abtin13 New member 2014-08-15 #1,623 یاری اندر کس نمی بینم یاران را چه شد دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد ر
mohammad63 Well-known member 2014-08-16 #1,625 فاش می گویم و تز گته خود دلشادم بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم ث
mohammad63 Well-known member 2014-08-17 #1,628 بر سنگ مزار مزارم بنویسید آشفته دلی خفته در این ویرانه خاموش او زاده غم بود و زغمهای جهان گشته فرامئش ت
بر سنگ مزار مزارم بنویسید آشفته دلی خفته در این ویرانه خاموش او زاده غم بود و زغمهای جهان گشته فرامئش ت
mohammad63 Well-known member 2014-08-17 #1,630 چرا رفتی ؟! چرا من بیقرارم به سر سودای آغوش تو دارم نگفتی ماه تاب امشب چه زیباست ندیدی جانم از غم ناشکیباست گ
چرا رفتی ؟! چرا من بیقرارم به سر سودای آغوش تو دارم نگفتی ماه تاب امشب چه زیباست ندیدی جانم از غم ناشکیباست گ
abtin13 New member 2014-08-17 #1,632 کس خلد و جحیم را ندیده است ای دل آن کیست کز آن جهان رسیده است ای دل امید و هراس ما به چیزی است کز آن جز نام و نشانی نه پدید است ای دل ی
کس خلد و جحیم را ندیده است ای دل آن کیست کز آن جهان رسیده است ای دل امید و هراس ما به چیزی است کز آن جز نام و نشانی نه پدید است ای دل ی
abtin13 New member 2014-08-17 #1,634 جناب عشق بلند است همتی حافظ که عاشقان ره بیهمتان به خود ندهند ز
mohana Well-known member 2014-08-18 #1,638 پریشان کن سر زلف سیاهت شانه اش با من سیه زنجیر گیسو باز کن ، دیوانه اش با من كه مي گويد كه می نتوان زدن بي جام و پيمانه؟ شراب از لعل گلگونت بده، پيمـانه اش با من بعدی ن
پریشان کن سر زلف سیاهت شانه اش با من سیه زنجیر گیسو باز کن ، دیوانه اش با من كه مي گويد كه می نتوان زدن بي جام و پيمانه؟ شراب از لعل گلگونت بده، پيمـانه اش با من بعدی ن
Y yara New member 2014-08-18 #1,639 ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق برو ای خواجه ی عاقل هنری بهتر از این ف
abtin13 New member 2014-08-18 #1,640 فلک به مردم نادان دهد زمام مراد تو اهل فضلی و دانش همین گناهت بس م