مشاعره..... با حرفی که نفر قبلیت میگه شعر بگو.. برای نفر بعدیت یه حرف بگو

sepid71

New member
یاری اندر کس نمیبینم یاران را چه شد
دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد


با س
 

sepid71

New member
من سرگشته هم از اهل سلامت بودم
دلم راهم شکن طره ی هندوی تو بود

با ر
 

love virology

New member
دیگران چون بروند از نظر از دل بروند
تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی
تو همایی و من خسته بیچاره گدای
پادشاهی کنم ار سایه به من برفکنی
( ک )
 

sts92

New member
ساکنان حرم سر و عفاف ملکوت
با من راه نشین باده مستانه زدند

با ن
نازار دلی که تو دلدارش باشی
معشوقه پیدا نهانش باشی
زان میترسم که ز دل آزردن تو
دل خون شود و تو در میانش باشی
"ی"
 

sepid71

New member
نازار دلی که تو دلدارش باشی
معشوقه پیدا نهانش باشی
زان میترسم که ز دل آزردن تو
دل خون شود و تو در میانش باشی
"ی"

یوسف گم گشته باز اید ب کنعان غم مخور
کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور

با ف
 

ZOT

New member
نازار دلی که تو دلدارش باشی
معشوقه پیدا نهانش باشی
زان میترسم که ز دل آزردن تو
دل خون شود و تو در میانش باشی
"ی"

یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم
/// دولت صحبت آن مونس جان ما را بس

با "ف"
 

love virology

New member
نازار دلی که تو دلدارش باشی
معشوقه پیدا نهانش باشی
زان میترسم که ز دل آزردن تو
دل خون شود و تو در میانش باشی
"ی"

یار آن بود که صبر کند بر جفای یار
ترک رضای خویش کند در رضای یار
گر بر وجود عاشق صادق نهند تیغ
بیند خطای خویش و نبیند خطای یار

( ش )
 
بالا