پرستار مهربون
New member
شاید فراموشت شدم... شاید دلت تنگه برام... شاید بیداری مثله من... به فکر اون خاطره ها... شاید تو هم شب که می شه می ری به سمت جاده ها... بگو تو هم خسته شدی مثله من از فاصله ها... با هر قدم برداشتنت... فاصله بینمون نشست... لحظه ای که بستی درو... شنیدی قلب من شکست... یادت بیاد که من کی ام؟ همون که می میره برات... همونی که دل نداره برگی بیفته سر رات
نمی تونم دورت کنم لحظه ای از تو رؤیاهام... تو مثله خالکوبی شدی تو تک تک خاطره هام...
از کی داری تو دور می شی؟ از من که می میرم برات... از منی که دل نداره برگی بیفته سر رات...
بگو من از کی بگیرم حتی یه بار سراغتو؟ دارم حسودی می کنم به آینه اتاقتو... کاش جای اون آینه بودم... هر روز تو رو می دیدمت... اگر که بالشت بودم... هر لحظه می بوسیدمت...
نمی تونم دورت کنم لحظه ای از تو رؤیاهام... تو مثله خالکوبی شدی تو تک تک خاطره هام...
از کی داری تو دور می شی؟ از من که می میرم برات... از منی که دل نداره برگی بیفته سر رات...
...
از هنگامه
نمی تونم دورت کنم لحظه ای از تو رؤیاهام... تو مثله خالکوبی شدی تو تک تک خاطره هام...
از کی داری تو دور می شی؟ از من که می میرم برات... از منی که دل نداره برگی بیفته سر رات...
بگو من از کی بگیرم حتی یه بار سراغتو؟ دارم حسودی می کنم به آینه اتاقتو... کاش جای اون آینه بودم... هر روز تو رو می دیدمت... اگر که بالشت بودم... هر لحظه می بوسیدمت...
نمی تونم دورت کنم لحظه ای از تو رؤیاهام... تو مثله خالکوبی شدی تو تک تک خاطره هام...
از کی داری تو دور می شی؟ از من که می میرم برات... از منی که دل نداره برگی بیفته سر رات...
...
از هنگامه