زنگ تفریح ارشد روانشناسی

نظرتون چیه زنگ تفریح تا آزمون ارشد ۹۳ بسته شه؟؟


  • مجموع رای دهندگان
    0
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

rawy

New member
خانوم مدیر چرا ما هرچی پست میذاریم از 1000 رد نمیشه مثلا از اول مهر پارسال هم عضویم... هرشب هم تقریبا حضور داریم... نزدیک 1000 شد یهو دوباره برگشت 600یعنی من هرچی می نویسم اسپم هستش؟؟؟

خوبی قاصدکی؟ شما هر شب حضور داری؟؟؟؟ :5:
والا اینجوری که گفتی عذاب وجدان یقه مو گرفت, مگه 1000 بشه چه اتفاقی می افته؟؟؟ بیا 2000 و اندی پست من همشششش واسه تو
من فقط تو دو تا تاپیک تا حالا اسپم پاک کردم , یکی تاپیک فیلم بوده که هشتاد نود درصد اسپم های خودم بوده و یا اسپم های فانوسی و آیناز و آقای یزدان, که فانوسی و آیناز خودشون به من این اجازه رو دادن و آقای یزدان هم خودشون زحمت کشیدن حذف کردن.
اون یکی هم تاپیک پذیرفته شدگان ارشد بوده که اونجا به دلیل اینکه زنگ تفریح بسته شده بود, پتانسیل بالایی واسه اسپم نویسی داشت و طبیعی هم بود که نوشته بشه اما بارها خواهش کردم که بچه ها سلام و احوال پرسی ها رو حذف کنیم که سال دیگه که کسی میاد تو تاپیک پذیرفته شدگان ارشد, مطالب مرتبط رو ببینه, نه احوال پرسی های ماها رو, ولی کسی پستی پاک نکرد, و خودم باز مجبور شدم از اولین صفحه دونه به دونه چک کنم.
الانم که گفتی به خودم شک کردم که مگه من چقد پست حذف کردم؟ این بود که دونه دونه ی پستهاییت رو که حذف شده رو پیدا کردم که خودت ببینی (فقط هم پست های شما نبوده, پستهای گپ و گفتگوی خودم و همه ی دوستان هم بوده) :
 
آخرین ویرایش:

rawy

New member
سلام عزیزاااااااااااان
خدارو شکر که اینجا درست شد ... این چند روز خیلی ناراحت بودم از بسته شدن تاپیک... انگار بهتون وابسته شدم

آخی عزیزم.... الان بهتری؟؟؟
جراحی هم کردی؟؟؟

سلام عزیززززززززززم
دل به دل راه داره خانوم گل
زیاراتت قبول باشه انشالله
ببخشید من این چند روز همش یه سر کوتاه اومدم و رفتم

آره برا من سر یه هفته خوب خوب شد ولی دست دکتر هم خیلی مهمه مثلا من خداروشکر بعد از شب اول و چند ساعت اول اصلا خونریزی دیگه نداشتم.... بخیه هاش هم جذبی بود و راحت تر بود
البته برای من که درد و ورمش زیاد بود به این خاطر که دندون های عقلم وحشتناک بود کلا افقی و نهفته بود . توعکس سر دندون به اندازه ریشه بقیه دندون هام در اومده بود.... حساب کن ریشه اش کجا بوده!!!
نترس انشالله که اذیت نمی شی

وااااااااااااای من هر 4 تا دندون عقلم جراحی داشت.... دوتاشو جراحی کردم دوتاش مونده.
با این که دکترم فوق العاده خوب بود و راضی بودم ولی درد و ورمش وحشتناک بود...

ای جااااااااااااااااااانم

مشغول کارهای عقب افتاده... فارغ التحصیلی و...

ممنون عزیزم...چشم

راوی جوووون خوبی؟؟؟
همش یه حس درونی بهم میگه راوی از دستت یک کمی ناراحته... راست میگه یا الکی؟؟؟

چرا امروز کسی اینجا نیست؟؟؟؟

ببین با نفت پاک نمیشه ؟؟؟
تو اینترنت یه سرچی بزن ببین چیزی نوشته

چقدر شما مهربونی پرند جووون
انشالله شما و بقیه دوستان هم به همه آرزوهای قشنگ تون برسید
جای آیلین و الی هم خیلی خالیه.... دلم براشون تنگ شده

خواستی بیای انقلاب منابع رو بگیری از قبلش لطفا بهم خبر بده بیام ببینمت خواهرجون
دلم برات خیلی تنگ شده
دیروز تو اتوبوس یه خانمی کنارم نشسته بود یک کمی شبیهت بود همش دلم میخواست باهاش حرف بزنم

این بالایی سه تا بود اون یکیش جا نشد

سلام آقای مصفا
سلام پرند مهربووووووووووووون

خواهش می کنم عزیز
دیر جواب ندادی
بهترین ها رو برات آرزو می کنم

سلااااااااام


قسم می خورم که به جز این موارد هیییییییییچ پستی از شما حذف نکردم, الان من تبرئه شدم؟ :black_eyed:
(یعنی ببین چقد وقت گذاشتم که دونه دونه اینا رو پیدا کردم, اگه واسه درس انقد همت داشتم الان کالیفرنیا درس می خوندم)
 

ainazhz

New member
این بالایی سه تا بود اون یکیش جا نشد







قسم می خورم که به جز این موارد هیییییییییچ پستی از شما حذف نکردم, الان من تبرئه شدم؟ :black_eyed:
(یعنی ببین چقد وقت گذاشتم که دونه دونه اینا رو پیدا کردم, اگه واسه درس انقد همت داشتم الان کالیفرنیا درس می خوندم)
:25r30wi::25r30wi::25r30wi:
 

fanoosi

New member
سلام دوستای عزییییییییییییییییییییییییزم
تو پستهای قبلی حسابی منو شرمنده کردید
میخواستم ازتون تشکر کنم....ممنون که به یادم بودید
دیروز که از ک ل ا س رسیدم خیلی درب و داغون بودم...شب تا صبح هم که تب کردم و کابوس دیدم...
صبح هم اومدم لایک کنم و جواب بدم...نه لایک شد نه هیچی...فکر کنم نتم مشکل داشته....
دوباره ظهر خوابیدم تا حالا از بس سرم درد میکرد...
شرمنده ی لطف و خوبی همتونم....
خیلی خیلی دوستتون دارم...:ad54ad::riz304:
کلی هم حرف دارم که در اسرع وقت میام...
 
آخرین ویرایش:

fanoosi

New member
سلام به روی ماه فانوسی جون خوبی؟دانشگاه خوبه؟ناراحت شدم رتبه ی بهداشتت خوب شده بوداماواقعاشهرستان رفتن عذاب آوره مخصوصاباشرایط شما...انشالله تهران خوب مباحثویادمیگیرین تازه به منبع کارگاه هادسترسی دارین

سلام ترنم جونم
خوبی عزیزم؟؟؟؟؟درسها خوب پیش میره؟
منم خوبم خداروشکر...دانشگاه هم خداروشکر خوبه....فقط مسیرش!
ممنونم از همدلیت عزیزم:thanks:...حتما صلاحی در کار بوده...من که عمرا شهرستان نمیرفتم با این اوضاعم...همون بهتر که انتخابشون نکردم
انشالله شما و بقیه ی دوستان برامون از درسها و پروژهای دانشگاه ایران و تهران تعریف کنید :a2d3:
 

fanoosi

New member
مطمئنا همینطوریه انسان به لحاظ محدودیتهایی که داره نمیتونه همه جوانب رو در نظر بگیره ولی مطمئنا خداوند خیر و صلاح بندگانش رو میخواد.

100 درصد موافقم عزیزم....:thumbsupsmileyanim:
خدا خیلی نسبت به بنده هاش مهربونه...قربونش برم...:(40):
 

fanoosi

New member
مرسی فانوسی عزیزم
ولی حالا که فکرشو میکنم میبینم برای من که متاهلم چقدر سخت میشد اگه بهداشت قبول میشدم حالا چه تهران چه زنجان فرقی نمیکنه
همسرم علوم پزشکی ارومیه قبول شده با اینکه از تبریز تا ارومیه فقط 2 ساعت راهه ولی میبینم که واقعا رفت و آمد سخته...
وقتی فکر دوری راه رو میکنم زیادم از اینکه قبول نشدم ناراحت نیستم...
امسال میخوام بیشتر رو علوم متمرکز بشم شاید اصلا بهداشت شرکت نکنم البته اگه کنکور علوم رو در حدی داده باشم که بالینی تبریز رو بیارم.


- - - Updated - - -



فانوسی جون درصدات خیلی خوبن پارسال بچه ها با درصدای پایین تر از این تهران قبول شدن.

آیلین جونم واقعا وقتی متاهلی هیچی سخت تر از دوری نیست...حداقل من که اینطوری ام..
اگه مجرد بودم میرفتم زاهدان...عین خیالمم نبود
ولی وقتی تعلق و تعهد و صمیمیت نسبت به یه نفر داری نمیشه خب...:dadad4:
انشالله بهترین تصمیم رو میگیری و سرنوشتت به بهترین وجه رقم میخوره دوست خوبم...بالینی تبریز خیلی قویه ...من زیاد تعریف شنیدم
.......
ممنونم آیلین جون...درصدهای شما هم عالی بودن....زبان و آمار کارمو خراب کرد دیگه!!..از طرفی چون بچه ها قوی بودند و آزمون نسبتا ساده بود با این درصدها نمیشد تهران قبول شد...
 

fanoosi

New member
سلام بچه هاااا خوبین؟ من همین الان اومدم و از صحبتهای شما فهمیدم که کارنامه ها رو دادن. اینم رتبه و درصدهای من
آسیب 57
شخصیت 18
نظریه های درمانی 45
ارزیابی 26
عمومی و رشد42
فیزیولوژی 46
بالینی 46
آمار 57
زبان 95
نمره کل 209
رتبه آزاد و در سهمیه 36 هییییی
امیدوارم به درد کسی بخوره این اطلاعات

:13::13::14::smiliess (15):
 

fanoosi

New member
امروز فانووووووووووووووووووسی جووووووووووووووووون رو دیدمش... خیلی خوش گذشت...:thanks::4d564ad6:
رفتم سر ک ل ا س شون... قوها و طاووس و اردک ها و... رو هم دیدم تازه ماهی های خوشگلی تو آکواریوم هم داشتند...
هرچقدر بعد گفتم بیا بریم خونه مون مربا بخوریم برای راوی هم ببری قبول نکرد

دیروز واقعا روز خوبی بود برام....خیلی ذوق داشتم که قاصدکی رو دیدم:4d564ad6:
قاصدک جونم همین که خداحافظی کردم باهات و رفتم دلم برات تنگ شد:dadad4:....کاش خیلی زود ببینمت
الان که فکرشو میکنم میبینم حیف شدها!!! مربا از دستم رفت!این دفعه میام محض مربا خوری!!!
راستی باغ پرندگانمون یه طوطی و یک عالمه هم مرغ عشق داره....هر دفعه یه چیز تازه کشف میکنم.....
 

fanoosi

New member




دوستای عزیزم...این گلها رو تقدیمتون میکنم...از صمیم قلب از لطفتون سپاسگزارم:thanks::riz304:
 

aylinn

New member
سلام دوستای عزییییییییییییییییییییییییزم
تو پستهای قبلی حسابی منو شرمنده کردید
میخواستم ازتون تشکر کنم....ممنون که به یادم بودید
دیروز که از ک ل ا س رسیدم خیلی درب و داغون بودم...شب تا صبح هم که تب کردم و کابوس دیدم...
صبح هم اومدم لایک کنم و جواب بدم...نه لایک شد نه هیچی...فکر کنم نتم مشکل داشته....
دوباره ظهر خوابیدم تا حالا از بس سرم درد میکرد...
شرمنده ی لطف و خوبی همتونم....
خیلی خیلی دوستتون دارم...:ad54ad::riz304:
کلی هم حرف دارم که در اسرع وقت میام...

فانوسی جون بیشتر مواظب خودت باش مخصوصا که راهت دوره سعی کن تو خونه زیاد خودتو خسته نکنی
امیدوارم زود زود حالت خوب شه.:riz304:
 

aylinn

New member

آیلین جونم واقعا وقتی متاهلی هیچی سخت تر از دوری نیست...حداقل من که اینطوری ام..
اگه مجرد بودم میرفتم زاهدان...عین خیالمم نبود
ولی وقتی تعلق و تعهد و صمیمیت نسبت به یه نفر داری نمیشه خب...:dadad4:
انشالله بهترین تصمیم رو میگیری و سرنوشتت به بهترین وجه رقم میخوره دوست خوبم...بالینی تبریز خیلی قویه ...من زیاد تعریف شنیدم
.......
ممنونم آیلین جون...درصدهای شما هم عالی بودن....زبان و آمار کارمو خراب کرد دیگه!!..از طرفی چون بچه ها قوی بودند و آزمون نسبتا ساده بود با این درصدها نمیشد تهران قبول شد...

فانوسی جون همه اینا رو میدونم منتهی هر وقت به ذهنم میان که اگه شهر دیگه قبول شم چطوری میتونیم دوری و مشکلاتش رو تحمل کنیم فقط سعی میکنم بهش فکر نکنم چون هیچ جوابی ندارم...
حالا هم واقعا موندم که چکار کنم یعنی حسابی به مشورت احتیاج دارم
از یه طرف به خودم میگم که سه سال خودم رو وقف بهداشت کردم و علوم شرکت نکردم شاید اگه علوم شرکت میکردم و اینهمه هم خونده بودم نه تنها یه رتبه خوب آورده بودم بلکه الان احتمالا فارغ التحصیل شده بودم
از طرف دیگه خیلی دوست دارم بهداشت قبول شم چون هدفم از ادامه تحصیل فقط مدرک و این حرفا نیست واقعا میخوام خودمو وقف هدفم کنم...
حالا موندم امسال چکار کنم اصلا کنکور بهداشت شرکت کنم یا نه؟تا چند ماه پیش همسرم تشویقم میکرد که بهداشت قبول شم هر چند سختی هاش رو مدام بهم گوشزد میکرد ولی بعد از اعلام نتایج اون تشویقا و ...تموم شد حالا میگه سعی کن فقط رو کنکور علوم متمرکز بشی و تبریز قبول شی چون جای دیگه قبول شی خیلی خیلی سخته...
خلاصه سرتون رو درد نیارم از یه طرف علاقه و اهداف خودم و از طرف دیگه واقعیات زندگی متاهلی و دوری و ...
شما جای من بودین چکار میکردین؟
 

ainazhz

New member
فانوسی جون همه اینا رو میدونم منتهی هر وقت به ذهنم میان که اگه شهر دیگه قبول شم چطوری میتونیم دوری و مشکلاتش رو تحمل کنیم فقط سعی میکنم بهش فکر نکنم چون هیچ جوابی ندارم...
حالا هم واقعا موندم که چکار کنم یعنی حسابی به مشورت احتیاج دارم
از یه طرف به خودم میگم که سه سال خودم رو وقف بهداشت کردم و علوم شرکت نکردم شاید اگه علوم شرکت میکردم و اینهمه هم خونده بودم نه تنها یه رتبه خوب آورده بودم بلکه الان احتمالا فارغ التحصیل شده بودم
از طرف دیگه خیلی دوست دارم بهداشت قبول شم چون هدفم از ادامه تحصیل فقط مدرک و این حرفا نیست واقعا میخوام خودمو وقف هدفم کنم...
حالا موندم امسال چکار کنم اصلا کنکور بهداشت شرکت کنم یا نه؟تا چند ماه پیش همسرم تشویقم میکرد که بهداشت قبول شم هر چند سختی هاش رو مدام بهم گوشزد میکرد ولی بعد از اعلام نتایج اون تشویقا و ...تموم شد حالا میگه سعی کن فقط رو کنکور علوم متمرکز بشی و تبریز قبول شی چون جای دیگه قبول شی خیلی خیلی سخته...
خلاصه سرتون رو درد نیارم از یه طرف علاقه و اهداف خودم و از طرف دیگه واقعیات زندگی متاهلی و دوری و ...
شما جای من بودین چکار میکردین؟

ایاین جونم اولویت هر کسی تو زندگی فرق داره. من اولویت خودم رو میگم . اولویت اول من خونوادس. اگر متاهل بودم صد در صد اول خونواده رو ترجیح میدادم و سعی میکردم شرایط رو طوری انتخاب کنم که زندگی متاهلی و خونواده اول باشه. اما حالا که مجردم میتونم بیشتر مانور بدم . اما بازم میگم الویتا و طرز نگرش ها متفاوته... اگر فکر میکنی با وجود تاهلت بری شهر دیگه پس واسه بهداشت بخون. در کنارش هم از علوم غافل نباش. اما در غیر این صورت من بهت پیشنهاد میکنم خوب واسه علوم بخونی که مطمنئن باش دانشگاه تبریز فوق العاده خوبه و همون جا قبول میشی و میتونی اونجا هم ادمه مفیدی باشی تو رشتت.
 

ainazhz

New member

دیروز واقعا روز خوبی بود برام....خیلی ذوق داشتم که قاصدکی رو دیدم
قاصدک جونم همین که خداحافظی کردم باهات و رفتم دلم برات تنگ شد:dadad4:....کاش خیلی زود ببینمت
الان که فکرشو میکنم میبینم حیف شدها!!! مربا از دستم رفت!این دفعه میام محض مربا خوری!!!
راستی باغ پرندگانمون یه طوطی و یک عالمه هم مرغ عشق داره....هر دفعه یه چیز تازه کشف میکنم.....
فانوسی جونم . ماهم تو دانشگاهمون طاووس داریم. چند تا طاووس خیلیییییییییییییییییی خوشگل. :4d564ad6:

عکساشو میزارم واستون. توام قرار بود از اردکا و غازا عکس بزاری یادت نره. من اردک دوس دارم
 
آخرین ویرایش:

ghasedak69

New member
این بالایی سه تا بود اون یکیش جا نشد








قسم می خورم که به جز این موارد هیییییییییچ پستی از شما حذف نکردم, الان من تبرئه شدم؟ :black_eyed:
(یعنی ببین چقد وقت گذاشتم که دونه دونه اینا رو پیدا کردم, اگه واسه درس انقد همت داشتم الان کالیفرنیا درس می خوندم)



واااااااااااااااااااااااای راوی من یه شوخی کردم.... اصلا اهمیتی نداشت... الان اینقدر خجالت کشیدم یهو همه تنم داغ شد... اصلا شرمنده شدم
ممنون که به جای ما زحمت پاک کردن اسپم ها رو هم کشید.... وای الان خیلی ناراحت شدم...... واقعا قصدم این نبود:sadsmiley:
ببخشید ببخشید ببخشید:14::dadad4:
 

ghasedak69

New member
فانوسی جونم . ماهم تو دانشگاهمون طاووس داریم. چند تا طاووس خیلیییییییییییییییییی خوشگل. :4d564ad6:

عکساشو میزارم واستون. توام قرار بود از اردکا و غازا عکس بزاری یادت نره. من اردک دوس دارم


کلی برات عکس گرفتیم آینازجووون... میذاره برات انشالله اگر عکس ها خوب شده باشه... من فقط یه عکس از قوها دارم
 

ghasedak69

New member
فانووووووووسی جونم بهتر شدی عزیزم؟؟؟
مراقب خودت باش خواهرجون:28:
 

rawy

New member
واااااااااااااااااااااااای راوی من یه شوخی کردم.... اصلا اهمیتی نداشت... الان اینقدر خجالت کشیدم یهو همه تنم داغ شد... اصلا شرمنده شدم
ممنون که به جای ما زحمت پاک کردن اسپم ها رو هم کشید.... وای الان خیلی ناراحت شدم...... واقعا قصدم این نبود
ببخشید ببخشید ببخشید:14::

قربوووووونت برم گلم, دشمنات خجالت بکشن این چه حرفیه :heart:
خواستم خیالت راحت بشه :28:
فک کن اگه می خواستم پستهای حذف شده خودمو بذارم باید یه تاپیک می زدم "پستهای حذف شده راوی" صفحاتش به قد زنگ تفریح می شد :25r30wi:
 

fanoosi

New member
فانوسی جون همه اینا رو میدونم منتهی هر وقت به ذهنم میان که اگه شهر دیگه قبول شم چطوری میتونیم دوری و مشکلاتش رو تحمل کنیم فقط سعی میکنم بهش فکر نکنم چون هیچ جوابی ندارم...
حالا هم واقعا موندم که چکار کنم یعنی حسابی به مشورت احتیاج دارم
از یه طرف به خودم میگم که سه سال خودم رو وقف بهداشت کردم و علوم شرکت نکردم شاید اگه علوم شرکت میکردم و اینهمه هم خونده بودم نه تنها یه رتبه خوب آورده بودم بلکه الان احتمالا فارغ التحصیل شده بودم
از طرف دیگه خیلی دوست دارم بهداشت قبول شم چون هدفم از ادامه تحصیل فقط مدرک و این حرفا نیست واقعا میخوام خودمو وقف هدفم کنم...
حالا موندم امسال چکار کنم اصلا کنکور بهداشت شرکت کنم یا نه؟تا چند ماه پیش همسرم تشویقم میکرد که بهداشت قبول شم هر چند سختی هاش رو مدام بهم گوشزد میکرد ولی بعد از اعلام نتایج اون تشویقا و ...تموم شد حالا میگه سعی کن فقط رو کنکور علوم متمرکز بشی و تبریز قبول شی چون جای دیگه قبول شی خیلی خیلی سخته...
خلاصه سرتون رو درد نیارم از یه طرف علاقه و اهداف خودم و از طرف دیگه واقعیات زندگی متاهلی و دوری و ...
شما جای من بودین چکار میکردین؟

آیلین جونم منم با آیناز موافقم که بستگی به اولویت اولت تو زندگی داره....ببین درست برات مهمتره یا زندگی مشترکت...
بهداشت قبول شدن تو بهترین حالتش (دانشگاههای تهران) برای من (که باید رفت و آمد کنم) و برای شما (که باید خوابگاه بگیری) خیلی سخت میشه به خاطر اینکه شما تعهد میدی هر زمان که دانشگاه مناسب دید و اساتید خواستند بری ک ل ا س و معمولا از اول هفته تا آخرش هم ک ل ا س تشکیل میشه یا بیمارستان باید رفت...تقریبا غیرممکنه...یعنی نمیشه عدالت رو بین درس و همسر برقرار کرد و همه چی به نفع درس تموم میشه!!
یکی از سخت ترین مسائلی که خودم تو زندگی باهاش مواجه بودم ایجاد تعادل بین خواسته هام و واقعیتهای زندگیم بوده...راستش مجبوریم یه جوری بینش مصالحه کنیم که از هیچ کدوم نگذریم ولی تو این مصالحه باید ایده آل هامون رو کنار بگذاریم
ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه است...به این فکر نکن که تا حالا چیکار کردی و اگه سه سال پیش علوم شرکت میکردی چی میشد یا چی نمیشد...ببین الان میخوای چیکار کنی؟تصمیم قطعیتو بگیر و روش سرمایه گذاری کن....انشالله که به بهترینها میرسی عزیزم
 

fanoosi

New member
فانوسی جونم . ماهم تو دانشگاهمون طاووس داریم. چند تا طاووس خیلیییییییییییییییییی خوشگل. :4d564ad6:

عکساشو میزارم واستون. توام قرار بود از اردکا و غازا عکس بزاری یادت نره. من اردک دوس دارم

ایول:4d564ad6:...طاووس ما تنهاست طفلک...بفرستمش پیش طاووسهای شما:21:
حتما عکساشو بذار
چهارشنبه ساعت 10 تا 14 کلینیک بودم و خیلی تلاش کردم که چهارتا عکس درست و حسابی از پرنده ها بگیرم...منتها چون آفتاب بود و چشمم نمیدید عکس رو چه جوری دارم میگیرم و به جز قوها (قبلا دو تا اردک هم بیرون بودند، رفتم دیدم اونا رو بردن انداختن تو یه قسمتی که دور تا دورش قفسه) بقیه پرنده ها رو انداخته بودن تو قفس ...فکر کنم عکسها زیاد خوب نشده ولی هر چی باشه میذارم اینجا تا شما هم ببینیدشون
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
بالا