زنگ تفریح ارشد روانشناسی

نظرتون چیه زنگ تفریح تا آزمون ارشد ۹۳ بسته شه؟؟


  • مجموع رای دهندگان
    0
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

mosaffa7

New member
ایشاااااااالا تک رقمی بیارین ...........
خب من که رو تک رقمی بودن شرط نمی بندم. کلا با نسیه و شرط مشکل دارم....
انشاا... بهترین دانشگاه قبول میشید...ولی بریونی بدید دیگه....مگه چند بار ارشد قبول میشید ؟؟؟؟؟
خلاصه اینکه کوتاه نمیام واسه شیرینی گرفتن.....

:))
چشم
:riz304:
 

yazdan

New member


پس بدم؟ پسسس؟؟؟ تو این مملکت مگه چیزی رو پس هم می گیرن؟؟؟
من اینو از رشد گرفتم اون که شما می گید واسه انتشارات ارجمنده
اونم که به محض دریافت کتاب سه سوت جلد نایلونی می کشم روش
اشکال نداره اینم میگیریم ببینیم چی می شیم بالاخره

اینجاس که خلاقیت وارد عمل میشه و طرفو میفرسته تو تاپیک مطالعه 93 تا اون کتابارو آب کنه

درضمن مال انتشارات جامعه نگاره(البته اگه امروز دست گل به آب نداده باشی و یکی دیگه نخریده باشی)
 

yazdan

New member


آره کتابه رو دیدم فقط در حد دیدن, نه خوندن, خداییش خوب بود ولی گفتم این رفرنس اعلام شده شاید بهتره
منم الان امتحان کردم نشد وارد بشم, چرا انقد دیر برای این کار اقدام کردین؟

خب معلومه چرا الان اقدام کردم،ازبس که با تدبیرم ومدیریت دارم
نه خواستم به نفعرقبا کنار بکشم(بیاد مرحوم پوریای ولی)
آها الان یادم افتاد دلم خواست اشتباه بنویسم.
ای بابا چه گیری دادیا!!!!خب شده دیگه،چه میدونم چرا الان یادم افتاده.حالا باز بپرس:1dco2x0p1lilzhfpg1t
 

eliii

New member
پرندیییی خدا نکنه ،. تاپیک ۹۳ مال بچه های ۹۳ ما ۹۲ بودیم و فقط زمانی به تاپیک ۹۳ میریم که بخوایم راهنمایی کنیم همین
 

ghasedak69

New member
ماهم که طبق معمول دیر ریسیدیم و همه رفتن... تا 10صفحه رو خوندیم کسی نمومند سلام کنیم بهش
آخرش هم همتون قبول میشید و از اول مهر مشغول ....و من باز دیر میرسم و باید بیام صفحات و خاطرات رو مرور کنم:sad:
 

ghasedak69

New member
بچه ها من واقعا دارم توهم میگیرم از دست ترس سوسک . هم توهم بینایی هم شنیداری و هم لامسه و حتی بویایی...
تروخدا یکی بگه چی کار کنم؟؟؟؟
شوخی نمی کنم.... دارم از دست میرم.... پس فردا که انیستیتو قبول شدید یهو میاید بالاسرم به عنوان یه بیمار اسکیزوفرنی شده از ترس سوسک بعد می فهمید ای بابا همون قاصدک که....
واقعا نیازمند کمک هستم روانشناسان محترم
 

ghasedak69

New member
راستی آقای مصفا راجع به لزوم ادامه تحصیل می خواستید خاطره ای بگید....
گفتید یادم باشه می خواستم بگم یادم هست هااااااا
 

parand

Well-known member
بچه ها من واقعا دارم توهم میگیرم از دست ترس سوسک . هم توهم بینایی هم شنیداری و هم لامسه و حتی بویایی...
تروخدا یکی بگه چی کار کنم؟؟؟؟
شوخی نمی کنم.... دارم از دست میرم.... پس فردا که انیستیتو قبول شدید یهو میاید بالاسرم به عنوان یه بیمار اسکیزوفرنی شده از ترس سوسک بعد می فهمید ای بابا همون قاصدک که....
واقعا نیازمند کمک هستم روانشناسان محترم

واااااااای قاصدک جون منم خیلی میترسم. ولی بابام امسال یه سم خرید از داروخه تو همه چاهای خونه ریخت خداروشکر از اون موقع گوش شیطون کر سوسک ندیدم.
خیلی سمش عالیه...فردا مارکشو میزارم که بری بخری ازش....
شبی که ریخت فرداش رفتم تو حیاط دیدم همشون قتل عام شده بودن....
از خوشحالی در پوست خودم نمی گنجیدم...
راستی مواظب لولزم چوبیت باش که تخم ریزی نکنن چون اون موقع خیلی سخته منهدمشون کنی...........
 

parand

Well-known member
قاصدکی به همسرت بگو سوسکارو دونه دونه بکشه. تا خیالت راحت شه.....
 

parand

Well-known member
واسه تنها چیزی که تو این دنیا دلم نمی سوزه همین سوسکان....
همین امشب هم داشتم به مامانم میگفتن اینا که هیچ فایده ای ندارن فقط ارامش مارو بهم می زنن اصلا نمی تونم فلسفه ی وجودیشون رو درک کنم.....
 

ghasedak69

New member
ببخشید پرند جون مشغول ساخت وبلاگ شدم از این ور یادم رفت...
تا میام رو خودم کار کنم که کمتر بترسم دوباره می بینم و همه چی از اول
از جلو در ورودی میان داخل ساختمون ... سوار آسانسور میشن صاف میان طبقه سوم... بابا خب برید طبقه های دیگه با من چی کار دارید آخه....
منم خیلی دوست دارم فلسفه وجودی این موجودات رو بدونم
دیروز رفتم از جای سیب زمینی و پیاز سیب زمینی بردارم می بینم یکی شون وایساده داره منو نگاه می کنه یعنی دیگه از دست زدن به سیب زمینی هام هم بدم میاد
 

ghasedak69

New member
نمیدونم تا حالا چه صدایی از این سوسک های بدبخت شنیدم که هر صدایی میاد فکر می کنم سوسکه....:whistle:
اون روز از اتاق اومدم بیرون میگم چه بوی سوسکی میاد.... همسرم می گه دقیقا یعنی چه بویی؟؟؟:(50)::65d6a5d6s:
 

mosaffa7

New member
راستی آقای مصفا راجع به لزوم ادامه تحصیل می خواستید خاطره ای بگید....
گفتید یادم باشه می خواستم بگم یادم هست هااااااا

راست میگید قاصدک جان
یادمه گفتم دو تا خاطره ولی الان هرچی فکر میکنم یکیش یادمه...حالا فرویدیاش بیان وسط بگن چرا یادم رفته؟
در پیام خصوصی خدمتتون عرض خواهم کرد...
فعلا
 

rawy

New member
خب باشه میگم. اول اینکه من واقعا از ازدواج میترسم و دوم و مهمتر اینکه فکر کنم مشکل اعتماد پیدا کردم... من ادمی بودم که خیلی راحت اعتماد میکردم و تا زمانی که خلافش ثابت نمیشد خوب بودم. البته این روشم بد بود.. الان خیلی وقته یه سالیه که حالا به دلیل یه سری مشگلات اعتماد کردن شده واسم یه معضل... خیلی بده ..

آیناز همه ی اینایی که می بینی سنشون بالاست و ازدواج نکردن یه همچین مشکلاتی دارن, اگه کلا قیدشو زدی که هیچ اما اگه تو برنامه زندگیت هست زودتر حلش کن و زندگیت رو عقب ننداز
 

rawy

New member
پرند جان درسته اصفهانی هستیم و از این حرفا...ولی خب آخه حساب دو دو تا چهار تاس...راوی جان میگه تک رقمی ولی بنده با قطعیت و بر مبنای محاسبات کوانتومی اونرو رد میکنم و واسه همین هم هست که یه اصفهانی حاضر شده شرط ببنده:rolleyessmileyanim:

عههه من گول خوردم یعنی؟؟؟
نخیر یه جاش رو حساب نکردید, بالاخره قبول که می شید که حداقلش, باشه فوقش من یه ساندویچ خرجمه, شما باید به همه شام بدید :4d564ad6:
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
بالا