دل نوشته

princess

New member
گاهــــــی دلم...

گاهــــــی دلم برای خودم تنگ میشود

گاهـــی دلم برای باورهای گذشته ام تنگ میشود

گاهــــــــــی دلم برای پاكیهای كودكانه ی قلبم میگیرد

گاهی دلم از رهگذرانی كه در این مسیـر بی انتها،

آمدند و رفتند، خسته میشود...

گاهـــــــی دلم از راهزنانی كه ناغافل دلم را میشكنند میگیرد

گاهــــــــی آرزو میكنم ای كاش

دلــــــی نبود تا تنگ شود...

تا خسته شود...

تا بشكند...
 

princess

New member
بــرخی آدم ها ...



بــرخی آدم ها به یــک دلیل از مــسیر زنــدگی مــا " می گــذرند"

فقط برای این که بـه مــا درس هایی بــیامــوزند ،

کــه اگــر "می مــاندند"

هــرگز یــاد نــمی گــرفتیم...
 

princess

New member
تو پـــــــناهِ منی

خـــــدایـــــا
تو پـــــــناهِ منی
وقتی راهها با هــــمه ی وسعتشان
تـــــــــنگ می شونـــد...
 

princess

New member
جمعه به جمعه می گـذرد

و تنـها به انـدازه ی یـک دعــا،

آن هـم از سـر عــادت!

بـه تــو نـزدیــک می شویـم...

حال اینکـه،

تــو جمعه به جمعه منتظـری،

منتظـر رجعـت...!

نه رجعـت خـود از پس غیبت، بلکه رجعـت مــا از سیئات...


اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان
 

princess

New member
دلم که تنگ می شود

دلم که تنگ می شود

هوس میکنم بیایم دم خانه ات و داد بزنم:

کجایی خــــــدا!!!
 

zanbagh

New member
خوشبختي هايم را با عجله در سرنوشتم نوشتند
بدخط بود...
روزگار نتوانست آنهارا بخواند!!!


وقتي برگ هاي پاييز رو زير پات له ميکني يادت باشه روزي بهت نفس هديه ميکردن


تونل ها ثابت کردند که حتي در دل سنگ هم ، راهي براي عبور هست
 

parnia

New member

خدایا!!!

دلم به وسعت مهربانیت گرفته.. ای بیدار همیشگی!

دستم را بگیر که زمین با همه وسعتش برایم تنگ است....
:sad:
 

leylii

New member
ساز من خاموش و چشم پرده پرده غرق اشک
لب فو بستم ولی در سینه ام فریاد هاست
حالت دل سوخته سوخته دل داند و بس
شمع دانست که جان کندن پروانه ز چیست
 

princess

New member
خوش به حال آسمون كه هر وقت دلش بگيره بي بهونه مي باره..

به كسي توجه نمي كنه ... از كسي خجالت نمي كشه... مي

باره و مي باره و... اينقدر مي باره تا آبي

شه... ‌آفتابي شه...!!! کاش... کاش مي شد مثل آسمون بود...

كاش مي شد وقتي دلت گرفت اونقدر

بباري تا بالاخره آفتابي شي... بعدش هم انگار نه انگار كه

بارشي بوده..


c970c59958e54c66baa7bad4d397b8bc.jpg
 

princess

New member
من چه ساده ام ! و از صداقت سرشار …!

اما…

دنیا پر از ریا و دروغ !

و مرا نیز اینگونه می خواهد …

امروز بر سادگی خود گریستم … ویا نه … خندیدم !

تلخ است حرف من

زهر است گفته های نسنجیده ام …

ولی ...

بنشین و سطر سطر مرا جستجو بکن

بار دگر مرا بخوان

راستی!

چه زجر آور است فریادی که درون سینه ام حبس شده است …


33b7947e37b04b8783b16d0a1aa50cda.jpg
 

princess

New member
مرگ من روزی فرا خواهد رسید
در بهاری روشن از امواج نور
در زمستانی غبارآلود و دور
یا خزانی خالی از فریاد و شور

مرگ من روزی فرا خواهد رسید
روزی از این تلخ و شیرین روزها
سایه‌ای ز امروزها‌، دیروزها

دیدگانم همچو دالان‌های تار
گونه‌هایم همچو مرمرهای سرد
ناگهان خوابی مرا خواهد ربود
من تهی خواهم شد از فریاد درد

می خزند آرام روی دفترم
دست‌هایم فارغ از افسون شعر
یاد می‌آرم که در دستان من
روزگاری شعله می زد خون شعر

خاک می خواند مرا هر دم به خویش
می رسند از ره که در خاکم نهند
آه شاید عاشقانم نیمه شب
گل به روی گور غمناکم نهند

بعد من ناگه به یک‌سو می روند
پرده‌های تیرهٔ دنیای من
چشم‌های ناشناسی می خزند
روی کاغذها و دفترهای من

در اتاق کوچکم پا می نهد
بعد من، با یاد من بیگانه‌ای
در بر آیینه می‌ماند به جای
تار مویی، نقش دستی، شانه‌ای

می‌رهم از خویش و می‌مانم ز خویش
هر چه بر جا مانده ویران می‌شود
روح من چون بادبان قایقی
در افقها دور و پنهان می‌شود

می‌شتابند از پی هم بی‌شکیب
روزها و هفته‌ها و ماه‌ها
چشم تو در انتظار نامه‌ای
خیره می‌ماند به چشم راه‌ها

لیک دیگر پیکر سرد مرا
می‌فشارد خاکِ دامنگیر خاک
بی‌تو دور از ضربه‌های قلب تو
قلب من می‌پوسد آنجا زیر خاک

بعدها نام مرا باران و باد
نرم می‌شویند از رخسار سنگ
گور من گمنام می‌ماند به راه
فارغ از افسانه‌های نام و ننگ


82d8fdd4e4624819b73ddffb7f24da4b.jpg
 

saya

New member
چند وقتیست هرچه میگردم هیچ
حرفی بهتر از سکوت پیدا نمی کنم
نگاهم اما
گاهی حرف می زند
گاهی فریاد می کشد و من
همیشه به دنبال کسی می گردم
که بفهمد یک نگاه خسته
چه می خواهد بگوید......
 

saya

New member
دل بریدم از تمام زندگی ، در تو گم گشتم به نام زندگی
اوج خواهش های تو اما کشید عاقبت ما را به کام زندگی
معنی هر دل بریدن مرگ بود،تو نبودی التیامی برای زندگی
نوش دارویم بمان تلخی نکن، تا بنوشم زهر جام زندگی
 

saya

New member
گفتی که
چون خورشید زنم سوی تو پر
چون ماه، شبی می کشم از پنجره سر!
اندوه،که خورشید شدی
اما تنگ غروب
افسوس، که مهتاب شدی
وقت سحر....
 

sa@@ra

New member
دريا دريا مهربانی‌ات را می‌خواهم

نه برای دست‌هام ، نه برای موهام ، نه برای تنم ...

برای درخت‌ها

تا بهار بیاید .

و تو فکر می‌کنی

زندگی چند بار اتفاق می‌افتد ؟

و تو فکر می‌کنی

يک سيب چند بار می‌افتد

تا نيوتن به سيب گاز بزند و بفهمد

چه شيرين می‌بود

اگر می‌توانستيم

به آسمان سقوط کنيم ؟

چند بار ؟ ... راستی

دريای دست‌هات

آبی زمينی است ؟

می‌دانی

سياه هم که باشد

روشنی زندگی من است .

و تو فکر می‌کنی

من چند بار

به دامن تو می‌افتم ؟

...

من فکر می‌کنم

جاذبه‌ی تو از خاک نبوده

از آسمان بوده ... از سيب نبوده ... از دست‌‌هات بوده ... از خنده‌هات ... موهات

و نگاه برهنه‌ات

که بر تنم می‌ريخت .
 

sa@@ra

New member
می گویم نمی شود یک شب بخوابی ...

و صبح زود ...

یکی بیاید و بگوید :

" هر چه بود تــ ـــ ـــمام شد به خـــدا " ؟ ! !
 

leylii

New member
دل من شکنی...چه شود که به من نظری فکنی..... به مهی بشود تو گلی که تو را طلبم...به شه ز ما بهار سخن از دل ماا که تویی به خدا همه تاب و توان......یادت مییاد آن شب ها ی روییایی بودم غرق آن 2 چشمان دریایی ...مانده از شب ها از آن لب ها داغ حسرت.. هر شب در خوابت میبینم که میایی....تو اگر بشود تا قیامت به امید وفای تو باشم
به خدا ندهم به 2 عالم نفسی که برای تو باشد که مرا به ازین بود آیا که غبار سرای تو باشم که زمان زبر شود آیا که شنود سزای تو باشم.. یادت می اید آن شب های رویایی
بودم غرق آن 2چشمان دریایی مانده از آن شبها بر لبها داغ حسرت هرشب در خوابت میبینم که می آیی:sad:شب من شب تو شب مهتاب به سر نگاه تو باشد
ای کاش که ملودی وجودم نگاه تو باشد
دل من گله از شب هجران گله از چشمان سیاهت دارد
هنوزم دل زارم امید پناه تو دارد ...چشمت می خواهد مراااااا عاشق می خوااهد مراااااا
:sad:
 

sa@@ra

New member

ﺑﺎﻳﺪ ﺭﻫﺎ ﻛﺮﺩﻭ ﺭﻓﺖ ﺗﺎ ﺑﺪﺍﻧﻨﺪ
ﺩﺭﺳﺖ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﻯ ﺍﻣﺎ ﺭﻓﺘﻦ
ﺭﺍ ﺑﻠﺪﯼ!

ﮔﺎﻫﻰ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺪ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﻯ ﻛﺴﻰ ﻛﻪ ﻗﺪﺭ
ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﻧﻤﻲ ﺩﺍﻧﺪ!

ﻭ ﮔﺎﻫﻰ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺭﺍ
ﻣﺘﺬﻛﺮ ﺷﺪ ...

ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻫﺮ ﻗﺪﺭ ﻫﻢ ﻋﺎﺷﻖ ﺑﺎﺷﻨﺪ
ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻧﺎﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﺻﺒﺮ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻨﺪ ...

ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﻳﻚ ﺟﺎ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﻯ
........ﻫﻤﻴﺸﻪ ﻣﻲ ﺭﻭﻧﺪ
 

leylii

New member
همه رفتن کسی دورو برم نیست که این بی کس شدن در باورم نیست اگر این آخرا به جز افسوس هوایی در سرم نیست ..همه رفتن کسی با ما نموندش از این دل ما رو نخوندش
همه رفتن ولی همون که فک نمی کردیم دل ما رو سوزوندش.................:sad:بالا و پایین داره دنیا ..عجب این روزگار سرد با ما
ی روز دورو برم 100تا رفیق بود ببین حالا تنهای تنهام:sad::sad::sad:خیال کردم این گوشه کنارا یکی داره هوای دل مارا
نداره آرزوی آزار ما راا:
 
بالا