::::دفترچه یادداشت انجمن

nurse 82

New member
ﻧﮕﺎﻩ ﻫﻤﻪ ﺑﻪ ﭘﺮﺩﻩ ﺳﯿﻨﻤﺎ ﺑﻮﺩ .
‏(ﺟﺸﻨﻮﺍﺭﻩ ﻓﯿﻠﻢ ﻫﺎﯼ 10 ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺍﯼ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﮔﻤﺎﻧﻢ ... ‏)
ﺍﮐﺮﺍﻥ ﻓﯿﻠﻢ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪ .
ﺷﺮﻭﻉ ﻓﯿﻠﻢ : ﺗﺼﻮﯾﺮ ﺳﻘﻒ ﯾﮏ ﺍﺗﺎﻕ ...
ﺩﻭ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺍﺯ ﻓﯿﻠﻢ ﮔﺬﺷﺖ
ﺳﻪ ، ﭼﻬﺎﺭ، ﭘﻨﺞ ...
ﻫﺸﺖ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﯼ ﺍﻭﻝ ﻓﯿﻠﻢ ﺗﻨﻬﺎ ﺗﺼﻮﯾﺮ ﺳﻘﻒ ﺍﺗﺎﻕ !
ﺻﺪﺍﯼ ﻫﻤﻪ ﺩﺭﺁﻣﺪ .
ﺍﻏﻠﺐ ﺣﺎﺿﺮﺍﻥ ﺳﺎﻟﻦ ﺳﯿﻨﻤﺎ ﺭﺍ ﺗﺮﮎ ﮐﺮﺩﻧﺪ .
ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺩﻭﺭﺑﯿﻦ ﺣﺮﮐﺖ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺁﻣﺪ ﭘﺎﯾﯿﻦ
ﻭ ﺑﻪ ﯾﮏ ﻣﻌﻠﻮﻝ ﻗﻄﻊ ﻧﺨﺎﻉ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩ ﺭﻭﯼ ﺗﺨﺖ ﺭﺳﯿﺪ ..
ﺟﻤﻠﻪ ﺯﯾﺮﻧﻮﯾﺲ ﻓﯿﻠﻢ : ﺍﯾﻦ ﺗﻨﻬﺎ 8 ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﯾﻦ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺷﻤﺎ
ﻃﺎﻗﺘﺶ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺷﺘﯿﺪ .
ﭘﺲ ﻗﺪﺭ ﺯﻧﺪﮔﯿﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺪﺍﻧﯿﺪ
..


..
 

eeeeeeehsan

New member
ﻧﮕﺎﻩ ﻫﻤﻪ ﺑﻪ ﭘﺮﺩﻩ ﺳﯿﻨﻤﺎ ﺑﻮﺩ .
‏(ﺟﺸﻨﻮﺍﺭﻩ ﻓﯿﻠﻢ ﻫﺎﯼ 10 ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺍﯼ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﮔﻤﺎﻧﻢ ... ‏)
ﺍﮐﺮﺍﻥ ﻓﯿﻠﻢ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪ .
ﺷﺮﻭﻉ ﻓﯿﻠﻢ : ﺗﺼﻮﯾﺮ ﺳﻘﻒ ﯾﮏ ﺍﺗﺎﻕ ...
ﺩﻭ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺍﺯ ﻓﯿﻠﻢ ﮔﺬﺷﺖ
ﺳﻪ ، ﭼﻬﺎﺭ، ﭘﻨﺞ ...
ﻫﺸﺖ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﯼ ﺍﻭﻝ ﻓﯿﻠﻢ ﺗﻨﻬﺎ ﺗﺼﻮﯾﺮ ﺳﻘﻒ ﺍﺗﺎﻕ !
ﺻﺪﺍﯼ ﻫﻤﻪ ﺩﺭﺁﻣﺪ .
ﺍﻏﻠﺐ ﺣﺎﺿﺮﺍﻥ ﺳﺎﻟﻦ ﺳﯿﻨﻤﺎ ﺭﺍ ﺗﺮﮎ ﮐﺮﺩﻧﺪ .
ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺩﻭﺭﺑﯿﻦ ﺣﺮﮐﺖ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺁﻣﺪ ﭘﺎﯾﯿﻦ
ﻭ ﺑﻪ ﯾﮏ ﻣﻌﻠﻮﻝ ﻗﻄﻊ ﻧﺨﺎﻉ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩ ﺭﻭﯼ ﺗﺨﺖ ﺭﺳﯿﺪ ..
ﺟﻤﻠﻪ ﺯﯾﺮﻧﻮﯾﺲ ﻓﯿﻠﻢ : ﺍﯾﻦ ﺗﻨﻬﺎ 8 ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﯾﻦ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺷﻤﺎ
ﻃﺎﻗﺘﺶ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺷﺘﯿﺪ .
ﭘﺲ ﻗﺪﺭ ﺯﻧﺪﮔﯿﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺪﺍﻧﯿﺪ
..


..
عالی بود :rose:
رستگاری و سعادت آدم ها تو صبرشونه.. آیه 153 و 155 بقره میگه خدا با صابراست، هرکی که خدا باهاشه رستگاره.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: nurse 82
A

admin2

Guest
سلام و عرض ادب
خواستم توی دفترچه یادداشت انجمن پیشاپیش سال نورا خدمت تمامی کاربران تبریک بگم
آرزو دارم سال خوب و سرشار از نشاط و سلامتی داشته باشید :riz304:

poster hazrat zahra0.jpg
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: mohana

ROJO

New member
"مصدق در دادگاه لاهه"
مصدق وارد شد و رفت روی صندلی نماینده انگلستان نشست! هر چی نماینده انگلیس بالا و پایین دوید و داد و بیداد که اینجا جایگاه ماست و شما باید اونطرف بشینی, مصدق بی اعتنا دستش رو روی میز گذاشت و سرش رو روی دستش!
همه از این حرکت مصدق حیرت زده بودن!! تا اینکه قاضی وارد شد و نماینده انگلیس با تظلم خواهی به این حرکت مصدق اعتراض کرد! قاضی از مصدق توضیح خواست و مصدق سرش رو بلند کرد و گفت:
جناب قاضی من تنها چند دقیقه بر جایگاه این انگلیسیها نشستم و اینها اینچنین برافروخته اند!! پس ملت من چه باید بگویند که اینها عمریست در سرزمین و جایگاه آنها چمبره زده اند و نمیروند!!
.
.
.
پاسخ زیبا و ویرانگر مصدق چنان تا پایان دادگاه بر فضا سیطره پیدا کرده بود که در نهایت رای به نفع ایران صادر شد و نفت ایران ملی گشت!
.
.
.

بعدها خبرنگاری از "چرچیل" پرسید آیا از خود زیرک تر و سیاستمدار تر میشناسید؟
و چرچیل پاسخ داد: فقط یک ایرانی هست که استاد من در سیاست است "مصدق" !
.
.
.
روحش شاد...

"بيست ونهم اسفند روز ملى شدن نفت گراميباد"
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: mohana

شوکا88

New member
صصفر(0) باش!..........همان دایره ساده و خالی که باحضورش روبروی هرعددی آن را تا ده ها و صدها برابر ارزش میبخشد...
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Nike313

nurse 82

New member
آدمای زنده
به گل و محبت نیاز دارن
و مرده ها به فاتحه
ولی ما گاهی برعکس عمل میکنیم!
به مرده ها سر میزنیم و گل میبریم براشون
ولی راحت فاتحه زندگی بعضیا رو میخونیم !
گاهی فرصت باهم بودن کمتر از عمر شکوفه هاست
بیائیم ساده ترین چیز رو ازهم دریغ نکنیم:

"محبت"
 

ROJO

New member

دوست عجب امنیت خوبی ست !

می توانی با او خود خودت باشی !!


می توانی درد هایت را- هر چقدر ناچیز هر چقدر گران - بی خجالت با او در میان بگذاری
از عاشقی هایت بگویی
از حماقت هایت !!!


دوست انتخاب آزاد توست، اختیار توست
نامش را در شناسنامه ات نمی نویسند
نامت را در شناسنامه اش نمی نویسند...


دوست عرف نیست ، عادت نیست ، معذوریت نیست، دوست از هر نسبتی مبراست...


دوست جایگاه آرامی ست تا خستگی ات را با او به فراموشی بسپاری!شانه هایش را با بی سر و سامانی ات سهیم کنی، اشک هایت را با نوک انگشتانش محو!


دوست چیز دیگری ست
دوست چیز دیگری ست...


:riz304:
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: natanaeel

mahsast

New member

در ٤ سالگى ...موفقیت یعنی ... کثیف نکردن شلوار

در ٦ سالگى ...موفقیت یعنی ... پیدا کردن راه خانه از مدرسه

در ١٢ سالگى ... موفقیت یعنی ... داشتنِ دوست

در ١٨ سالگى ... موفقیت یعنی ... گرفتن گواهى نامه رانندگى

در ٢٠ سالگى ...موفقیت یعنی ... برقرارى رابطه

در ٣٥ سالگى ...موفقیت یعنی... پول داشتن

در ٤٥ سالگى ...موفقیت یعنی ... پول داشتن

در ٥٥ سالگى موفقیت یعنی ... پول داشتن

در ٦٠ سالگى ... موفقیت یعنی ... برقرارى رابطه

در ٦٥ سالگى ... موفقیت یعنی ... تمدید گواهى نامه رانندگى

در ٧٠ سالگى ... موفقیت یعنی... داشتنِ دوست

در ٧٥ سالگى ... موفقیت یعنی... پیدا کردن راه خانه

در ٨٠ سالگى ... موفقیت یعنی ... کثیف نکردن شلوار

زمین گرده نه؟؟؟؟
 

ROJO

New member
غصه ای نیست اگر غصه فراوان دارم...


مثل غمگینی دلقک ، لب خندان دارم...





اگر از چشم تو یک بچه ی لوسم،باشد...


سر پیری هوس شور دبستان دارم...





اشک می ریزی و انگار نمی دانی که...


من به اندازه ی یک قطره ی آن جان دارم...





من به آشفتگی موی تو عاشق نشدم...


خاطری پُر شده از موی پریشان دارم...





بیستون هیچ ... که انبوه ستون هم باشد...


من به یک تیشه فرو ریزم و ایمان دارم...






به هر اندازه که مجنون به بیابان زده است...


در اتاقم به همان قدر بیابان دارم...





خواب دیدم که شبی مردن من قبل از توست...


دلخوشم حداقل مردنِ آسان دارم...


.
 
آخرین ویرایش:

mahsast

New member
گاهی حتی سالها حرف زدن کافی نیست,
با بعضی ها باید به سکوت رسید,به یک لبخند,به یک نگاه
رهایشان کرد
وبا اطمینان به دست طبیعت سپردشان
طبیعتی که در ان هر حضوری,سایه ای
هرصدایی,پژواکی
هر زهری,پادزهری
وهر عملی عکس العملی دارد
باید گذشت
رهاکرد,ارام بود و ایمان داشت
که زندگی در دنیا بی حساب نیست....
 

mahsast

New member
روزگار عوض شده . . .
یک زمانی مثل دفترهای قدیمی کاهی بودیم،
دو به دو با هم . . .
هرکداممان را که می کندند،
آن یکی هم بیرون میزد از زندگی . . . !!
حالا سیمی مان کردند که با رفتن دیگری کک مان هم نگزد....
 

mahsast

New member
اگر قرار باشد خوبی ما، وابسته به رفتار دیگران باشد..
این دیگر خوبی نیست؛بلکه معامله است...
می شود پروانه بود و به هرگلی نشست..
اما بهتر است مهربان بود
و به هردلی نشست..!!
 

mahsast

New member
میگن منبر را از چوب درخت گردو میسازند که بسیار محکم و با کیفیت است درخت گردو علاوه بر چوب مرغوب سایه و بار خوبی هم دارد
اما درخت چنار میوه ندارد سایه درست حسابی هم ندارد ازش چوبه دار میسازند دعوای این دو درخت در شعربلندشهريارشنیدنیست!:
گفت با طعنه منبری به چنار
سرفرازی چه میکنی بی بار

نه مگر ننگ هر درختی تو
کز شما ساختند چوبه دار

پس بر آشفت آن درخت دلیر
رو به منبر چنین نمود اخطار


گفت گر منبر تو منبر بود
کار مردم نمی کشید به دار
 

mahsast

New member
هر کس بخواهد کاری را انجام دهد راهش را پیدا می کند
و هر کس نخواهد کاری را انجام دهد
بهانه اش را...
 

mahsast

New member
روزگار همیشه خوب میگذرد

البته نه براى من ، بلکه از روى من …!!




- - - Updated - - -

در جایی که همه زغال فروش شده اند و دیگران را سیاه میکنند بیا کمی از مد افتاده باشیم !
سپید بمانیم …
 

mahsast

New member
دست . . .

همیشه به معنای آغوش نیست ، گاهی ؛ فقط امنیت است . . .

فقط !!

مثل « دست پدر »
 

mahsast

New member
وقتی قدرت انتقام را داری “گذشت” بالاترین درجه عقل توست و “انتقام” اولین نشانه ضعفت !
 

gisoo23

New member
خود نوازی

گاهی دلم می خواهد خودم را بغل کنم!

ببرم بخوابانمش!

لحاف را بکشم رویش!

دست ببرم لای موهایش و نوازشش کنم!

حتی برایش لالایی بخوانم،

وسط گریه هایش بگویم:

غصه نخور خودم جان!

درست می شود!درست می شود!

اگر هم نشد به جهنم...

تمام می شود...

بالاخره تمام می شود
 

goo

New member
افکارِ عاشقانه ام را؛

جمع که می کنم؛

دسته گلی می شود؛

مثلِ تو، برای تو ...
 
بالا