::::دفترچه یادداشت انجمن

baran71

New member
1168287-9a6f803e6e73ad59709136c6a60b41bc-org.jpg
 

baran71

New member
027250649635e9aa1f35db029666962e-425


نوشته ی یک کودک...!
هیچ وقت زیر افتاب اخم نکردم!!!
حتی اگه خورشید چشمم را اذیت کند...!
بذار برای یک بار هم خورشید محبت را ببیند...!
دوست ندارم تلافی اخمم را سر پدرم که در افتاب کار میکند دربیارد!
 

marzi ba

Well-known member
زندگی به زیبایی همه مدادرنگی هاست! می تونی از شادترین رنگ ها شروع کنی ...

نگاهِ مهربونت صورتی کن
با رنگ سبز اندیشه ات رو زیبا کن
به خاطرات قشنگت رنگ نارنجی بزن
با رنگ آبی آسمون دلت رو رنگ آمیزی کن
با رنگ زرد قلب مهربونت رو طلایی و درخشان کن
با رنگ قرمز حرارت بیشتری به مهر و دوستیمون بده
رنگ بزن به زندگيت
نذار تا آخر عمر برفك زندگي سياه و سفيد رو تحمل كني

رنگ بزن .
 

marzi ba

Well-known member
اگر کسی تو را با تمام مهربانیت دوست نداشت ، دلگیر مباش که نه تو گناهکاری نه او !

آنگاه که مهر می ‌ورزی ؛ مهربانیت تو را زیباترین معصوم دنیا می کند پس خود را گناهکار مبین !

من عیسی نامی را می شناسم که ده بیمار را در یک روز شفا داد و تنها یکی سپاسش گفت !

من خدایی می شناسم که ابر رحمتش به زمین و زمان باریده یکی سپاسش می گوید و هزاران نفر کفر !

پس مپندار بهتر از آنچه عیسی و خدایش را سپاس گفتند از تو برای مهربانیت قدردانی می کنند !

پس از ناسپاسی هایشان مرنج و در شاد کردن دلهایشان بکوش که این روح توست که با مهربانی آرام می گیرد !

خوبی دلیل جاودانگی تو خواهد شد ؛

پس به راهت ادامه بده
 

marzi ba

Well-known member
بي تو، مهتاب‌شبي، باز از آن كوچه گذشتم،
همه تن چشم شدم، خيره به دنبال تو گشتم،
شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم،
شدم آن عاشق ديوانه كه بودم.

در نهانخانه جانم، گل ياد تو، درخشيد
باغ صد خاطره خنديد،
عطر صد خاطره پيچيد:

يادم آم كه شبي باهم از آن كوچه گذشتيم
پر گشوديم و در آن خلوت دل‌خواسته گشتيم
ساعتي بر لب آن جوي نشستيم.

تو، همه راز جهان ريخته در چشم سياهت.
من همه، محو تماشاي نگاهت.

آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فروريخته در آب
شاخه‌ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ

يادم آيد، تو به من گفتي:
از اين عشق حذر كن!
لحظه‌اي چند بر اين آب نظر كن،
آب، آيينه عشق گذران است،
تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است،
باش فردا، كه دلت با دگران است!
تا فراموش كني، چندي از اين شهر سفر كن!

با تو گفتم:‌ حذر از عشق!؟ - ندانم
سفر از پيش تو؟ هرگز نتوانم،
نتوانم!
روز اول، كه دل من به تمناي تو پر زد،
چون كبوتر، لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدي، من نه رميدم، نه گسستم ...

باز گفتم كه : تو صيادي و من آهوي دشتم
تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم، نتوانم!

اشكي از شاخه فرو ريخت
مرغ شب، ناله تلخي زد و بگريخت ...

اشك در چشم تو لرزيد،
ماه بر عشق تو خنديد!

يادم آيد كه : دگر از تو جوابي نشنيدم
پاي در دامن اندوه كشيدم.
نگسستم، نرميدم.

رفت در ظلمت غم، آن شب و شب‌هاي دگر هم،
نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم،
نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم ...

بي تو، اما، به چه حالي من از آن كوچه گذشتم!
 

marzi ba

Well-known member
به نظرم میرسد که ما هرگز نمیتوانیم از خواسته ها و آرزوهایمان دست بکشیم...
تا هنگامی ک زنده هستیم...
احساس میکنیم چیزهایی وجود دارند
ک زیبا هستند...خوب هستند...
و ما باید ب دنبال آن ها برویم...
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: mohana

marzi ba

Well-known member
عمر از کف رایگانی می رود
کودکی رفت و جوانی می رود
این فروغ نازنین بامداد
در شبانی جاودانی می رود
این سحرگاه بلورین بهار
روی در شامی خزانی می رود
چون زلال چشمه سار کوه ها
از بر چشمت نهانی می رود
ما درون هودج شامیم و صبح
کاروان زندگانی می رود

- - - Updated - - -

ماهمیشه صداهای بلند را می شنویم...

پر رنگ ها را می بینیم...

آسان ها را می خواهیم...

غافل از این که خوب ها سخت می آیند...

بی رنگ می مانند و بی صدا می روند....
 

marzi ba

Well-known member
یه پنجره با یه قفس ، یه حنجره بی هم نفس
سهم من از بودن تو ، یه خاطرس همین و بس

تو این مثلث غریب ، ستاره ها رو خط زدم
دارم به آخر می رسم ، از اونور شب اومدم

یه شب که مثل مرثیه ، خیمه زده رو باورم
میخوام تو این سکوت تلخ ، صداتو از یاد ببرم

بزار کوله بارم روشونه شب بزارم
باید که از اینجا برم ، فرصت موندن ندارم

داغ ترانه تو دلم ، شوق رسیدن تو تنم
تو حجم سرد این قفس ، منتظر پر زدنم

من از تبار غربتم ، از آرزو های محال
قصه ما تموم شده ، با یه علامت سوال

بزار کوله بارم روشونه شب بزارم
باید که از اینجا برم ، فرصت موندن ندارم
 

marzi ba

Well-known member
ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ "دل ﺗﻨﮓ" ﻧﺒﺎﺷﻢ !

ﺧﺪاي ﻣﻦ اﻧﮕﺎر ﺑﻪ آب ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ "ﺧﯿﺲ" ﻧﺒﺎش
 

marzi ba

Well-known member
واقعا هرچیزی در جای خودش زیباست.گاهی وقتا که زندگی به نظر تکرار میاد به خاطر دیده تکراری ماست و دوست داریم موقعیتمون عوض شه اما توی همون تکرار هم یه عالمه قشنگی وجود داره.البته گاهی وقتا تکرار هم قشنگه....
 

marzi ba

Well-known member
نیما یوشیج در جشن یکسالگی فرزندش نوشت: پسرم! یک بهار، یک تابستان، یک پاییز و یک زمستان را دیدی! از این پس همه چیز جهان تکراریست.. جز مهــــــــــــــربانی ..
 

marzi ba

Well-known member
گاهی دلت بهانه هایی می گیرد که خودت انگشت به دهان

می مانی...



گاهی دلتنگی هایی داری که فقط باید فریادشان بزنی اما سکوت

می کنی ...



گاهی پشیمانی از کرده و ناکرده ات...



گاهی دلت نمی خواهد دیروز را به یاد بیاوری انگیزه ای برای فردا نداری
و حال هم که...



گاهی فقط دلت میخواهد زانو هایت را تنگ در آغوش بگیری و گوشه ای

گوشه ترین گوشه ای...! که می شناسی بنشینی و"فقط" نگاه

کنی...



گاهی چقدر دلت برای یک خیال راحت تنگ می شود...
:dadad4::dadad4:
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: mohana

marzi ba

Well-known member
انسان تنها زمانی حق دارد به انسانی دیگر از بالا به پائین بنگرد که ناگزیر است او را یاری رساند تا روی پای خود بایستد.
 
بالا