::::دفترچه یادداشت انجمن

marzi ba

Well-known member
a0546c341a9a6258eca597d733be255d-425

دلم تنگه . . . .
برای دعا کردن واسه نیومدن معلم ....
برای قرآن های اول صبح و خوندن سرود ایران اول
هفته ....
برای خط کشی کناردفتر مشق با خودکار آبی و قرمز ....
برای تخته پاککن و گچ های رنگی کنار تخته ....
برای ترس از سوال معلم ....
برای لیوانای آبی که فلوت داشت ....
برای روزنامه دیواری درست کردن ....
دلم برای همه ی دلخوشیهای کودکانه تنگ شده ...



منم دلم تنگه خیلی...................
دلم برا تک تک اون روزا
برا لحظه هایی که دعا میکردیم انقدی برف بباره که مدرسه تعطیل شه
برا اون لحظه هایی که ناظم مدرسه بیاد بگه ارووووووووم برید حیاط معلمتون امروز نمیاد
دلم تنگه برا افطاری دادنا تو مدرسه
دلم برا خیلی چیزا تنگه.......
[/B:dadad4::dadad4::sad:
 

marzi ba

Well-known member
زندگی درک همین امروز است.

فهم فهمیدن هاست...!

شاید این خنده که امروز دریغش کردیم....

آخرین فرصت همراهی ماست.....!
 

marzi ba

Well-known member
آموخته ام که....

آموخته ام که تنها نیازی که مرا کامل می کند نیاز به خداست.

آموخته ام که خدا تنها عشق است و عشق تنها خداست.

آموخته ام که وقتی نا امید می شوم خداوند با تمام عظمتش ناراحت می شود

وعاشقانه انتظار می کشد که به رحمت او بار دیگر امیدوار شوم

آموخته ام که اگر به آنچه خواسته ام نرسیده ام یعنی خدا برایم بهتر از آن را

فراهم کرده است.

آموخته ام که اولین شرط رسیدن به هدف علاقه است.

آموخته ام لبخند ارزانترین راهی ست که می توان با آن نگاه را وسعت بخشید.

آموخته ام آنچه امروز در دست دارم ممکن است آرزوی فرداهایم باشد.

آموخته ام زندگی مثل یک نقاشی ست با این تفاوت که در آن از پاک کردن

خبری نیست.

آموخته ام که هیچ روزی از امروز با ارزشتر نیست.

آموخته ام که زندگی دشوار است اما من از او سخت ترم.

آموخته ام که زندگی را از طبیعت بیاموزم

چون بید متواضع باشم

چون سرو راست قامت

چون صنوبر صبور

مثل بلوط مقاوم

مثل رود روان

مثل خورشید با سخاوت و مثل ابر با کرامت باشم.

 

marzi ba

Well-known member
توخوشبخت خواهی بود....
توخوشبخت خواهی بود اگربهانه های زیستن سبزت را خود معنا کرده باشی.توخوشبخت خواهی بوداگردل به فرشته ساده ای سپرده باشی که همواره برفرازسرت بالهای نورانی هدایت رابرهم می کوبد.توتوان گشودن صد دروازه عشق را خواهی داشت.
 

marzi ba

Well-known member
جرات داشته باش به قلب طوفان زن در غبار گم شو در حالی که می دانی فانوس پروردگار
همیشه روشن است اما تو را می یابد نترس اراده کن تا تلاطم نیزار باشی بی شکستن ساقه
بلندت در طوفان.تا چلچله ای باشی بی هراس گم گشتن در مسیر طولانی کوچ
 

marzi ba

Well-known member
آینده را در غبار پیچیده اند من نیز از آن چندان نمی دانم.اما دیده ام که این غبارگاه توتیای
چشمی شده است.آنجا در سپید روزهایی که می آیند وذره ذره های درخشان آفتاب دانایی
را بر لاجوردی آسمان گسترده بر سرتونثار می کند.یاد خواهی گرفت که استوارترگام هایی
را بر قهوه ای زمین زیرپایت بگذاری شاید غنچه ای را بیابی چشم به راه شکفتن در جاده
دست های توگشاده ترین لبخند را در آرزوی نشستن بر لبهای خویش.
 

marzi ba

Well-known member
باید بروی بخواهی تا ببینی آنچه را که ناتوانند دیگران از دیدنش وبیاب آنچه را که در
حسرت به دست آوردنش هستند دیگران.
 

شفق بانو

New member



الهــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــی شکرت

- - - Updated - - -




الهــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــی شکرت
 

شفق بانو

New member
آیا حق این دانش آموز صفر هست؟؟؟

درکدام جنگ ناپلئون مرد؟
در اخرین جنگش

اعلامیه استقلال امریکا درکجا امضاشد؟
در پایین صفحه

علت اصلی طلاق چیست؟
ازدواج

علت اصلی عدم موفقیتها چیست؟
امتحانات

چه چیزهایی را هرگز نمی توان درصبحانه خورد؟
نهار و شام

چه چیزی شبیه به نیمی از یک سیب است؟
نیمه دیگر ان سیب

اگر یک سنگ قرمز را در دریا بیندازید چه خواهد شد؟
خیس خواهد شد

یک ادم چگونه ممکن است هشت روز نخوابد؟
مشکلی نیست شبها می خوابد

چگونه می توانید فیلی را با یک دست بلند کنید؟
شما امکان ندارد فیلی را پیدا کنیدکه یک دست داشته باشد

اگر در یک دست خود سه سیب و چهارپرتقال و در دست
دیگر سه پرتقال و چهار سیب داشته باشید
کلا چه خوهید داشت؟
دستهای خیلی بزرگ

اگر هشت نفر در ده ساعت یک دیوار را بسازند
چهارنفر ان را درچند ساعت خواهند ساخت؟
هیچچی چون دیوار قبلا ساخته شده

چگونه می توانید یک تخم مرغ خام را به زمین بتونی بزنید بدون ان که ترک بردارد؟
زمین بتونی خیلی سخت است و ترک بر نمی دارد
 
آخرین ویرایش:

شفق بانو

New member
یادمان ندادند که می شود خوب دوست داشت، خوب زندگی کرد و خوب جدا شد.
یادمان ندادند که نباید حتما انتهای یک رابطه به دعوا بینجامد.
یادمان ندادند بعضی چیز ها حرمت دارند که هیچ بعضی چیز های دیگر هم هستند که حرمت دارند.
یادمان ندادند انسان بودن با آدم بودن فرق می کند!!!!
یادمان ندادند .. یا کم یادمان دادند.
کافی نبود.
گذشت.
ما سعی کنیم معلمان بهتری باشیم
 

شفق بانو

New member


کدام دردناک تر است؟
این که پرواز را بدانی ولی اسیر باشی،
یا این که آزاد باشی و پرواز را ندانی!
این که بدانی حق داری ولی ندهند
... یا این که بدهند به تو آنچه که حق نداری!
این که پر از فریاد باشی ولی گوشی نباشد
یا این که همه گوش باشند و تو حرفی نداشته باشی...
 

شفق بانو

New member
مینویسم از این روزگار ننگ ننگ

از این روزگار مثل سنگ

می نویسم تا که غوغایی شود

می نویسم تا جهان گریان شود

می نویسم تا قلم پایان رسد

می نویسم تا که ظلمت هم به پایانش رسد

می نویسم تا بدان رسوا شوند

می نویسم عاشقان بیدار شوند

می نویسم از دلی که دل نبود

هر چه میگفت ، خریداری نبود


117.gif

 

شفق بانو

New member
همیشه برای کسی بخند که میدونی به خاطر تو شاد میشه....واسه کسی گریه کن، که می دونی وقتی غصه داری و اشک می ریزی ، برات اشک می ریزه.....
برای کسی غمگین باش که در غمت شریکه......
عاشق کسی باش که دوست داره .......
 

شفق بانو

New member

آری، زندگی را آنگونه که دوست داری تصور کن تا آنگونه شود!

آنتونی رابینز در شرح این جمله ارزشمند پایانی می گوید : ذهن ما بهترین دوست ماست و ما را

به کارهایی هدایت می كند كه حس می کند به نفع ماست. اگر آمال و آرزوهایی که دوست دارید
را در ذهن خود تجسم کنید ذهن پرقدرت ما این طور احساس می کند که با بدست آوردن آن آرزو
به شادی می رسیم، در نتیجه ما را واردار می کند تا به موارد دوست داشتنی خود دست یابیم
تا از این راه اربابش را خشنود سازد. به طوری كه همانند آهن ربایی پر قدرت عمل كرده و موارد
مورد نیاز برای رسیدن به زندگی دوست داشتنی را هویدا می سازد و جالب اینجاست كه این
عوامل از قبل در اطراف ما وجود داشتند ولی چون ذهنمان حس نکرده بود که ما به چه چیز
علاقه مندیم به همین خاطر نمی توانستیم عوامل رسیدن به زندگی دوست داشتنی را مشاهده
كنیم. پس بهتر است زندگی را آنگونه که دوست داری تصور کنی تا آنگونه شود ...
 

شفق بانو

New member
رسیدن به قله یک کوه، نیازمند عبور از سربالایی است.

هیچ کس نمی‌تواند با پای خودش بدون اینکه

سربالایی را پشت سر بگذارد به قله برسد.

درست است که عبور از سربالایی کمی ‌دشوار است، ولی

اگر قصد رسیدن به قله باشد،

قله‌ای که از آنجا می‌توان همه شهر را دید، شوق رسیدن به آن،

جایی برای خستگی نمی‌گذارد و بدون اینکه چیزی از دشواری‌های راه حس کنیم​

به قله می‌رسیم و اکنون

می‌توانیم از زیبایی‌ها و چشم‌اندازهای فوق‌العاده جذاب آن لذت ببریم.

پس قله‌ات را برگزین.

فکر کن که از کدام کوه می‌خواهی بالا بروی

و به یاد داشته باش که هرقدر این قله

بلندتر باشد، قسمت اعظم‌تری از شهر را در اختیار خواهی داشت

و لذت بیشتری خواهی برد.

بر مقصد خود تمرکز کن و با تمام وجود آن را حس کن

، آن موقع است که حتی عبور از سربالایی هیمالیا

هم برایت لذت‌بخش است و هیچ خستگی به همراه ندارد.

هر چه از كوه بالاتر رویم، چشم انداز گسترده تری را می بینیم.

مصمم و با اراده باشید
 

شفق بانو

New member
دو چیز را از هم جدا كن:
عشق و هوس
چون اولی مقدس است و دومی شیطانی
اولی تو را به پاكی می برد و دومی به پلیدی


 

baran71

New member
66f712d3ac557be369a40c2b8117c54f-425


ثروت واقعی در روح هر شخص نهفته است .

ممکن است شما صاحب افکاری باشید که

میلیون ها دلار بیارزد
 
بالا