خوره کتاب

kahookahoo

New member
ziba bood:ad54ad:
شما که سواد داری ، لیسانس داری ، روزنامه خوونی

با بزرگون میشینی ، حرف میزنی…همه چی میدونی

شما که کله ت پُره ، معلم مردم گنگی

واسه هر چی که میگن جواب داری ، در نمیمونی

بگو از چیه که من دلم گرفته

راه میرم دلم گرفته ، می شینم دلم گرفته

گریه می کنم ، می خندم ، پا میشم، دلم گرفته!
_______________________
"محمد صالح علاء"
 

setayesh71

New member
یکی به من بگه دقیقا موضوع این تاپیک چیه؟؟؟
معرفیه کتابه ؟
عکس کتابه ؟
متن خلاصه از کتابای مختلفه ؟
چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟
 

t.gh

New member
یکی به من بگه دقیقا موضوع این تاپیک چیه؟؟؟
معرفیه کتابه ؟
عکس کتابه ؟
متن خلاصه از کتابای مختلفه ؟
چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟

موضوعش مطالب قشنگ از کتابهای مختلفه وباذکراون کتاب واسه اینکه با کتابهای مختلف آشنابشیم واگه دوست داشتیم اون کتاب رو بخونیم حالا خلاصه کتاب باشه یا متن نوشته فرقی نمیکنه
 

setayesh71

New member
موضوعش مطالب قشنگ از کتابهای مختلفه وباذکراون کتاب واسه اینکه با کتابهای مختلف آشنابشیم واگه دوست داشتیم اون کتاب رو بخونیم حالا خلاصه کتاب باشه یا متن نوشته فرقی نمیکنه

خیلی ممنون از توضیحاتت .
من چند نکته که از کتاب اهداف سخت نوشته مارک مورفی یادداشت کردم می گم :

- هنگامی که افراد نتوانند به خوبی از استعداد خود استفاده کنند به انگیزه آن ها مربوط می شود نه به استعدادشان .
-عاملی که مانع رسیدن ما به اهدافمان می شود ، ترس است . برای غلبه بر ترس باید آن را تجربه کنیم .
- ترس از شکست باعث میشود از اهدافمان بترسیم . ولی این اتفاق نمی افتد چون هر چه هدف سخت تر باشد ، عملکرد ما بهتر می شود .


174[1].jpg
 

t.gh

New member
یکبار به مترسک گفتم : " از تنها ایستادن در این باغ خسته نشدی ؟ "

در جواب گفت : " در ترساندن لذتی است که از آن خسته نمی شوم ، برای همین از کارم راضی ام و احساس خستگی نمی کنم . "
لحظه ای فکر کردم ، سپس گفتم : " راست می گویی ، من هم این لذت را چشیده ام . "
در جوابم گفت : " این طور فکر میکنی ؟؟ طعم این لذت را کسی نمی داند مگر آنکه چون من از کاه پر شده باشد . " (!!)
او را ترک کردم و رفتم و ندانستم که آیا از من تعریف می کرد یا مرا خوار می داشت .
سالی گذشت و مترسک فیلسوفی دانا شد . وقتی بار دوم از کنارش می گذشتم ، دیدم دو کلاغ زیر کلاهش لانه می سازند .


دیوانه / جبران خلیل جبران
 

t.gh

New member
در پشت چارچرخه فرسوده ای ؛ کسی
خطی نوشته بود:
"من گشته ام نبود !
تو دیگر نگرد
نیست!"...

گر خسته ای بمان و اگر خواستی بدان:
ما را تمام لذت هستی به جستجوست.
پویندگی تمامی معنای زندگی ست.
هرگز
"نگرد! نیست"
سزاوار مرد نیست...

فریدون مشیری
 

..RANA..

New member
یکبار به مترسک گفتم : " از تنها ایستادن در این باغ خسته نشدی ؟ "

در جواب گفت : " در ترساندن لذتی است که از آن خسته نمی شوم ، برای همین از کارم راضی ام و احساس خستگی نمی کنم . "
لحظه ای فکر کردم ، سپس گفتم : " راست می گویی ، من هم این لذت را چشیده ام . "
در جوابم گفت : " این طور فکر میکنی ؟؟ طعم این لذت را کسی نمی داند مگر آنکه چون من از کاه پر شده باشد . " (!!)
او را ترک کردم و رفتم و ندانستم که آیا از من تعریف می کرد یا مرا خوار می داشت .
سالی گذشت و مترسک فیلسوفی دانا شد . وقتی بار دوم از کنارش می گذشتم ، دیدم دو کلاغ زیر کلاهش لانه می سازند .


دیوانه / جبران خلیل جبران
میشه اینی رو که نوشتین ... مفهومش رو هم بگین ؟ نمی فهمم آخه !!!!:1dco2x0p1lilzhfpg1t
 

t.gh

New member
فقط برای زندگی بجنگ ، مرگ به وقتش می یاد.

سرزمین نوچ - کیوان ارزاقی
 

t.gh

New member
گفت دانایی که: گرگی خیره سر،
هست پنهان در نهاد هر بشر!...
هر که گرگش را در اندازد به خاک
رفته رفته می شود انسان پاک
وآن که با گرگش مدارا می کند
خلق و خوی گرگ پیدا می کند
در جوانی جان گرگت را بگیر!
وای اگر این گرگ گردد با تو پیر
روز پیری، گر که باشی هم چو شیر
ناتوانی در مصاف گرگ پیر
مردمان گر یکدگر را می درند
گرگ هاشان رهنما و رهبرند...
وآن ستمکاران که با هم محرم اند
گرگ هاشان آشنایان هم اند
گرگ ها همراه و انسان ها غریب
با که باید گفت این حال عجیب؟

فریدون مشیری
 

t.gh

New member
ز دست ِ جور ِ تو گفتم:
- ز شهر خواهم رفت!
به خنده گفت که:
- حافظ برو، که پای تو بست ؟!
 

t.gh

New member
کسی که همیشه هم رنگ جماعت می شود معمولا فراتر از آنها پیش نمی رود، کسانی که تنها مسیری را طی می کنند احتمالا به جاهایی می روند که کسی قبلا در آنجا نبوده است.
_____________
آلبرت اینشتین
 

t.gh

New member
در زندگی بعدی من می‌خواهم در جهت معکوس زندگی کنم !

با مردن شروع میکنی و می‌بینی که همه چیز خیلی عجیب است...
سپس بیدار میشوی و می‌بینی که در خانه سالمندان هستی!
و هر روز که می‌گذرد حالت بهتر می‌شود!
بعد از مدتی چون خیلی سالم و سرحال میشوی از آنجا اخراجت میکنند!!
بعد از آن میروی و حقوق بازنشستگی‌ات را میگیری و وقتی کارت را شروع میکنی در همان روز اول یک ساعت مچی طلا میگیری و یک میهمانی برایت ترتیب داده میشود!
40 سال آزگار کار میکنی تا جوان شوی و از بازنشستگی‌ات لذت ببری...!
سپس حال میکنی و الکل مینوشی و تعداد زیادی دوست دختر خواهی داشت و کمی بعد باید خودت را برای دبیرستان آماده کنی!
سپس دبستان و بعد از آن تبدیل به یک بچه میشوی و بازی میکنی و هیچ مسوولیتی نداری...
سپس نوزاد میشوی و آنگاه به دنیا می‌آیی !
در این مرحله 9 ماه را باید به حالت معلق در یک آب گرم مجلل صفا کنی که دارای حرارت مرکزی است و سرویس اتاق هم همیشه مهیا است، و فضا هر روز بزرگتر میشود، واااای!!

و در پایان شما با یک ارضاء به پایان میرسید....!
می‌بینید که حق با بنده است!
_____________________-
وودی آلن
 

t.gh

New member
به خاطر کندن گل سرخ ارّه آورده‌اید....!؟
چرا ارّه ?

فقط به گل سرخ بگویید: تو، هِی تو!
خودش می‌اُفتد و می‌میرد.....!
_______________
بیژن نجدی
 

t.gh

New member
این اوج مصیبت انسان عصر ماست : له کردن آنهایی که نمی فهمیم شان ، فهم خود را اوج فهم جهان دانستن.
_______________________
فردا شکل امروز نیست /نادر ابراهیمی
 

t.gh

New member
نفی کسانی که دوستشان داریم همیشه مارا کمی از ایشان جدا میکند.
نباید به بت ها دست زد. رویه طلایی شان به دست میچشسبد و کنده میشود.

مادام بوواری/گوستاو فلوبر
 

t.gh

New member
پس از مرگ حوا ؛ آدم گفت : هرجا که او بود بهشت بود!

خاطرات آدم و حوا / مارک تواین
 

t.gh

New member
هرچه كتاب مي خواندم
جلوي پنجره مي چيدم
روز به روز
فكرم روشن مي شد
اتاقم تاريك

كاش من
تاجر آجر سه سانتي بودم!
_________________
اکبر اکسیر
 

t.gh

New member
عزيز دلم، می دانی سیم آخر چیست؟
همه خيال می کنند که سيمِ آخر ساز است. حتا يک نوازنده بی سواد روی صحنه زد به سيم آخر تارش گفت: اين هم سيم آخر. اما سيم آخر يعنی وقتی می رفتند قمار، سکه زرشان را که می باختند، جيب شان را می گشتند، آخرين سکه ی سيم را هم به قمار می زدند. می زدند به سیم آخر، به اميد بردن همه هستی، يا به باد دادن آخرين سکه ی نيستی.
من هم دلم می خواست در این قمار بزنم به سیم آخر، اما گلستان به من گفت:" ببین زری که باختی اصل بود؟"
رفتم توی فـــکـــر...
_____________________________
عباس معروفی
 

t.gh

New member
از همین میترسم که به کسی یا چیزی عادت کنی اون وقت اون کس یا اون چیز قالت بذاره.
اون موقع دیگه هیجی برات باقی نمیمونه . میفهمی چی میخوام بگم ؟ ...
از کسایی که میزارن میرن خوشم نمیاد واسه همینم اول از همه خودم میرم اینجوری خاطر جمع تره !
_________________________
خداحافظ گاری کوپر / رومن گاری
 

t.gh

New member
تا حالا صدتا نقشه كشيده هيچ كدامش هم عملي نشده . يك موقعي مي خواست برود خارج كار كند . يك بار خواست شركت بزند . نقشه هايش هر سال كوچك و كوچك تر مي شود . حالا مي خواهد ورزش كردن را از سر بگيرد.
_______________________
همه ي افق/فريبا وفي
 
بالا