خودمونی

helma22

New member
ببخشیدبعداینکه.ج.دادم.دیدم.گفتید.بیخیال...
به.نظرمنم.بیخیال.چند.روز.دیگه.همه.چیز.مشخص.میشه...
 

helma22

New member
شماکه.باتجربه.تر.هستید.بگید...
از.روزای.اولی.که.وارد.کار.شدید.خاطره.ای.دارید؟!!
 

دیانا126

New member
حذفش کردم یاس
بازم اگه چیزی هست بگو حذف کنم خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
 

دیانا126

New member
من آخرین شب طرحم یه نوزاد تازه متولد شده رو آوردن که از جای دیگه اعزام شده بود دستش از مچ تشکیل نشده بودو دیسترس تنفسی داشت. کلی هم از داخل مشکل داشت
پدرش کم مونده بود به پای دکتر بیفته که نزارید زنده بمونه. دکترم که از این بی دست و پاها بود تا یه لوله تراشه بذاره پدر مارو درآورد.
خیلی دلم برای باباهه سوخت اولین بچشون هم بود
بعد 2ساعت نوزاد فوت کرد آخرین شب طرحم خیلی بد بود
 
بگومامان.امیر.منتظریم:65d6a5d6s:
از دوران دانشجویی شروع کنیم
ترم 2 اولین روزی ک رفتیم بیمارستان یکی از سختگیر ترین مربیامون باهامون بود
سراولین مریضی ک رفتیم گفت یکیتون ارتباط برقرارکنه
منکه مثلا روابط عمومیم خوب بود پریدم وسط وگفتم من شروع میکنم
دقیقا عین کتابی ها حرف زدم وگفتم:ابتداازسمت راست وارد میشویم وبابیمار ارتباط برقرارمیکنیم
من بلانی هستم پرستار امروز شماو...
بعد ک برگشتم دیدم همه مریضا وبچه ها دارن میخندن ب این طرز گفتارم
تازه مربی ک با خنده رفت بیرون بیمار بیچاره گفت:خانم شمااز سمت چپم وارد شدین دیگه بدتر شد
هیچ وقت یادم نمیره این سوتیمو
 

helma22

New member
من آخرین شب طرحم یه نوزاد تازه متولد شده رو آوردن که از جای دیگه اعزام شده بود دستش از مچ تشکیل نشده بودو دیسترس تنفسی داشت. کلی هم از داخل مشکل داشت
پدرش کم مونده بود به پای دکتر بیفته که نزارید زنده بمونه. دکترم که از این بی دست و پاها بود تا یه لوله تراشه بذاره پدر مارو درآورد.
خیلی دلم برای باباهه سوخت اولین بچشون هم بود
بعد 2ساعت نوزاد فوت کرد آخرین شب طرحم خیلی بد بود


باباش.میگفت.نذاریدزنده.بمونه؟
 

helma22

New member
از دوران دانشجویی شروع کنیم
ترم 2 اولین روزی ک رفتیم بیمارستان یکی از سختگیر ترین مربیامون باهامون بود
سراولین مریضی ک رفتیم گفت یکیتون ارتباط برقرارکنه
منکه مثلا روابط عمومیم خوب بود پریدم وسط وگفتم من شروع میکنم
دقیقا عین کتابی ها حرف زدم وگفتم:ابتداازسمت راست وارد میشویم وبابیمار ارتباط برقرارمیکنیم
من بلانی هستم پرستار امروز شماو...
بعد ک برگشتم دیدم همه مریضا وبچه ها دارن میخندن ب این طرز گفتارم
تازه مربی ک با خنده رفت بیرون بیمار بیچاره گفت:خانم شمااز سمت چپم وارد شدین دیگه بدتر شد
هیچ وقت یادم نمیره این سوتیمو

خیلی.باحال.بود...
 

دیانا126

New member
یه نوزاد داشتیم که مادرش بعد بدنیا آوردنش از بیمارستان فرار کرده بود و کل اطلاعاتی هم که به بیمارستان داده بود اشتباه بو و از خانوادش هیچ خبری نبود و نوزادش چون مادرش ادیکت بود آوردن nicu تا چند روز تحت نظر باشه
بهش تا چند روز مورفین میزدیم و بعدش قطع شد آقا ما اینو تا میزاشتیم سرجاش گریه میکرد مدام بغلمون بود . اسمش رو گذاشته بودیم بهار چون 29 اسفند بدنیا اومده بود چشاش خیلی ناز بود
من شبکار که میشدم موقع بیداری فقط بغلم بود تو بغلم کارامو میکردم خیلی هم شکمو بود همین جوری شیر خشک میخورد
آخرش تحویل بهزیستی دادیم البته اول حمومش کردیم یه دست لباس خوشگل پوشوندیم
 

یسنا290

New member
سلااااااااااااااااااااااام خوش اومدی به جمع ما زیاد طول نمیکشه اگه نمراتتو دانشگاه فرساده باشه وزارت وتو سایتشون باشه سریع میاد اگه همون جایی که فارغ التحصیل شدی درخواست بدی باز سریعتر میاد

ممنون.لطف کردید
 
بالا