بچه ها هر بدی دیدین حلال کنید، دیگه نمیتونم بیام ، میدونم خودم ازتون قول گرفتم نامردی نکنید و نرید ولی چاره ای ندارم، نخواستم چشم انتظار بمونید و بدون خداحافظی برم، انشالله همگی قبولید
مراقب خودتون باشید خیلی خیلی دوستتون دارم
برای منم دعا کنید که به آرامش برسم
خدانگهدارتون
منم صب دیدم یهو خیلی بهم ریخته ام
ینی چی شده مهنازجون؟؟
نکنه از دست ما دلش گرفته که رفته؟
من دلم نمیخواد کسی از ماها بره
اخه مگه چه اتفاقی افتاده که نمیتونه پیشمون بیاد؟؟؟
خودشم میدونه چققققد دوسش داریم خیلی بی معرفته این رسمش نبود دیانا
اگه میدونسم یکی از ماها ایجور میذاره میره هیچ وقت انقد بهتون دل نمی بستم وتا اینجا همراتون نمی موندم
من حلالت نمی کنم نامرررررد
خیلی خیلی دلم گرفتهههه :sad:
فک نمیکنم از ماها ناراحت باشه
خیلی ناراحت شدم که رفته
شرایط روحش خوب نیس خداکنه زود بیاد پیشمون
سلام بچه ها...
میگم این چیه دیاناجون نوشته؟؟؟؟!!!!یعنی چی رفتم!!!!!؟؟؟؟
اول صبح که لپ تابو بازکردم، اومدم اینجا و این پیامو دیدم شوکه شدم...خیللللللللییییییی ناراحت شدم...:sadsmiley:
منم روحیم داغونه ولی کنار شماها اروم بودم.
اگه از پیشمون بره ینی روحیش خوب میشه مهناز؟؟
اونم ی روز قبل از نتایج. حیف که هیچ نشونه ای ازش ندارم وگرنه نمیذاشتم تنها باشه
واقعا رفتنش ارزشش داشت که دوساشو ناراحت کنه؟؟اونم تو این موقعیت که هر کدوممون کم غصه نداریم هههعععییییییییی خدا:sad:
سلام بچه ها...
میگم این چیه دیاناجون نوشته؟؟؟؟!!!!یعنی چی رفتم!!!!!؟؟؟؟
اول صبح که لپ تابو بازکردم، اومدم اینجا و این پیامو دیدم شوکه شدم...خیللللللللییییییی ناراحت شدم...:sadsmiley:
اون خودشم دوست داشت اینجارو پس حتما مجبور شده نیاد دیگه ایشالا که زود مشکلش حل شه
کاش شمارشو داشتیم حداقل ،هنوز من مامان یاس هستیم غصه نخوریااااااا
مهناز
مامانی
یاس
هلماجون
توروخدا شماها اینجوری نذارید برید قول نمی گیرم ازتون مثل دیانا ولی اگه اینجوری برید هیچ وقت نمی بخشمتوووووون:smiliess (2):
من خودم اینقد بهتون وابسته شدم که نمیتونمم برم
اهووووووووووووووووممممهیییییییییییی خدا هنوزم باورم نمیشه:sadsmiley:
وقتی کسی در کنارت هست،
خوب نگاهش کن
به تمام جزئیاتش...
به لبخند بین حرف هایش...
به سبک ادای کلماتش،
به شیوه ی راه رفتنش، نشستنش...
به چشم هایش خیره شو...
دست هایش را به حافظه ات بسپار...
گاهی آدم ها... انقد سریع میروند،
که حسرت یک نگاه سرسری را هم به دلت میگذارند...
وقتی کسی در کنارت هست،
خوب نگاهش کن
به تمام جزئیاتش...
به لبخند بین حرف هایش...
به سبک ادای کلماتش،
به شیوه ی راه رفتنش، نشستنش...
به چشم هایش خیره شو...
دست هایش را به حافظه ات بسپار...
گاهی آدم ها... انقد سریع میروند،
که حسرت یک نگاه سرسری را هم به دلت میگذارند....
با این که چندوقت بیشترنیست که باهم مستیم ولی خیلی بهتون عادت کردم...
اصلا حس خوبی ندارم...دلم برا دیانا تنگ شده...
لطفا سعی کنید یه هو نرید...