خوابی که دیدی !

pashmak

New member
بهترین خابی که دیدم تو اتوبوس بودم از کنار دریا رد میشدم موجهاش میخورد به شیشه ها خیلی کیف کردم بعد که بیدار شدم دلم برا خابم تنگ شد
 

leylii

New member
منم بیشتر موقعها با خواب بد می پرم بالا اما دیگه دیگه ...
 

باران4

New member
ما خیلی بیشتر از اونچه که به یاد میاریم خواب میبینیم یعنی فقط قسمتی از خوابامون یادمون میاد چون رویا در قسمتrem اتفاق میفته وما رویاهایی که در آخرین دوره بوده را بیاد میاریم,وبقیه رو فراموش میکنیم.
 

nanaz

New member
سلام
آخرین خوابی که دیدم این بود تنهای تنها توی بیابون بودم از دور یه روستا دیدم داشت شب میشد انقدر دویدم تا به نزدیکی های روستا رسیدم ولی چشمتون روز بد نبینه سر آخرین تپه ای که به روستا مونده بود گرگ ها در کمینم بودن که بهم حمله کنن وای برق چشماشون هنو یادمه. قدرت هیچ کاری نداشتم داشتن بهم نزدیک می شدن یه دفعه یه آقایی که من هرگز ندیده بودمش اومد و گفت نترس من هستم . خلاصه منو از کنار گرگ ها رد کرد و برد داخل روستا . نمیدونید گرگ ها چطوری نگام میکردن ولی انگار از اون آقا میترسیدن . بالاخره رسدیم به خونه گلی ها . با اصرار خودم از اون اقا جدا شدم رفتم سمت یه کوچه ولی تا وارد کوچه شدم یه گرگ سیاه پرید روی سرم فقط جییییییییییییییییییییغ کشیدم خودم با صداش از خواب بیدار شدم


خواب وحشتناک قبلانم دیدم . ولی خواب خوب وقتی میبینم اکثرا تعبیر دارن معروفم از این نظر.
خواب خنده دارام زیاد یادم نمیمونه. خواب وحشتناکام همیشه یادم هست مثل حمله گربه و سگ و گرگ و غرق شدن توی دریا و گم شدن توی کوهستان و مردن و......:sadsmiley:
چند شب پیشا خواب دیدم رفتیم مکه با دوستم . بعدش دوستم توی مکه فوت شد(دور از جونش) . وقتی اومدم ایران میدونید به جای جسدش چی آورده بودم ؟ دو تا ویال (یا میکروتیوب) که یه مایع زرد داخل بود را آورده بودم که به جای جسد تحویل خانوادش بدم . هزینه ای هم که فرودگاه برای بار مرحومه ازم گرفت همش پونصدتومن بود. آخی چقدر توی خواب گریه کردم ولی وقتی بیدار شدم خندم گرفت :tonguesmiley:
 

منتظر 67

New member
هیچ وقت این طور برای من لذت بخش نبوده که داشتم یه خواب خیلی وحشتناک میدیدم بعد تو خواب کلی گند زده بودم بعد یه دفعه آأم بیدار میشه میگه آخیش خدا رو شکر خواب بود
دقیقا ........منم همینطوریم
بعضی وقتا یه اتفاقایی تو خوابم میوفته که دیوونه کنندس...........کلی خرابکاری.........
وقتی بیدار میشم کلی خدا رو شکر میکنم که همش خواب بوده:thumbsupsmileyanim:
هنوزم گاهی خواب میبینم امتحان دارم مخصوصا ریاضی اون وقت هیچی بلد نیستم............وحشتناکه
این خواب تا اخر عمر ادمو ول نمیکنه..پرسیدم که میگم
 

Hamidvet

New member
آخرین خوابمو یادم نیست!!
ولی الان داشتم داستان یک جراح مغز و اعصاب رو میخوندم که خودش به کما میره و تو کما چشمه ای از جهان باقی رو میبینه ... و بعد میاد و اون رو تعریف میکنه
 

nanaz

New member
شبای امتحان همیشه توی خواب درسای سخت سخت میخوندم. صبح ها که بیدار میشدم انقدر خسته بودم که نگو . من اصلا استرس نداشتم نمیدونم چرا انقدر خواب میدیدم . یه شب تا صبح با صدای بلند توی خواب درس میخوندم . صبح که بیدار شدم مامانم گفت صد بار بهت گفتم توی روز درستو بخون که شب بیدار نمونی بعدم باز با نور گوشیت درس میخوندی ؟ نمیگی چشات درد میگیره ؟
من هاج و واج مونده بودم . گفتم مامان من که خواب عمیق بودم کی درس خوندم . انقدر با اطمینان گفتم که دیگه مامانم فک کرد خودش خواب دیده که من دارم بلند میخونم . بعدش که بابام بیدار شد فهمیدیم بله من توی خواب داشتم درس میخوندم .
یا بارم جواب یه سوالمو توی خواب پیدا کردم . همون نصفه شب پا شدم نوشتمش که تا صبح یادم نره :rolleyessmileyanim:
 

sepid71

New member
من خواب تمساح دیدم ... دو سه شب دیدم همش :(((
ترسناک بود ... :j58r36j3gcr4suxymup
 

ali_ah

New member
سلام
آخرین خوابی که دیدم این بود تنهای تنها توی بیابون بودم از دور یه روستا دیدم داشت شب میشد انقدر دویدم تا به نزدیکی های روستا رسیدم ولی چشمتون روز بد نبینه سر آخرین تپه ای که به روستا مونده بود گرگ ها در کمینم بودن که بهم حمله کنن وای برق چشماشون هنو یادمه. قدرت هیچ کاری نداشتم داشتن بهم نزدیک می شدن یه دفعه یه آقایی که من هرگز ندیده بودمش اومد و گفت نترس من هستم . خلاصه منو از کنار گرگ ها رد کرد و برد داخل روستا . نمیدونید گرگ ها چطوری نگام میکردن ولی انگار از اون آقا میترسیدن . بالاخره رسدیم به خونه گلی ها . با اصرار خودم از اون اقا جدا شدم رفتم سمت یه کوچه ولی تا وارد کوچه شدم یه گرگ سیاه پرید روی سرم فقط جییییییییییییییییییییغ کشیدم خودم با صداش از خواب بیدار شدم


خواب وحشتناک قبلانم دیدم . ولی خواب خوب وقتی میبینم اکثرا تعبیر دارن معروفم از این نظر.
خواب خنده دارام زیاد یادم نمیمونه. خواب وحشتناکام همیشه یادم هست مثل حمله گربه و سگ و گرگ و غرق شدن توی دریا و گم شدن توی کوهستان و مردن و......:sadsmiley:
چند شب پیشا خواب دیدم رفتیم مکه با دوستم . بعدش دوستم توی مکه فوت شد(دور از جونش) . وقتی اومدم ایران میدونید به جای جسدش چی آورده بودم ؟ دو تا ویال (یا میکروتیوب) که یه مایع زرد داخل بود را آورده بودم که به جای جسد تحویل خانوادش بدم . هزینه ای هم که فرودگاه برای بار مرحومه ازم گرفت همش پونصدتومن بود. آخی چقدر توی خواب گریه کردم ولی وقتی بیدار شدم خندم گرفت :tonguesmiley:


خواب میبینید یا فیلم سینمایی .. چقدر طولانین... ...
 

nanaz

New member
خواب میبینید یا فیلم سینمایی .. چقدر طولانین... ...

اینا که چیزی نیست... قدیما فیلم هندی میدیدم (یعنی خواب طولانی و پر ماجرا)
تازه توی خواب یه بار یه رمان خوندم . خیلی قشنگ بود . وقتب بیدار شدم خواستم بنویسم ولی نشد ...
 

nanaz

New member
راستی من بعضی وقتا انگار توی خوابم گم میشم . نمیدونم چطور توضیح بدم .فقط میدونم هوشیارم اما نمیتونم از خواب بیام بیرون . مخصوصا وقتایی که خواب ترسناک میبینم . یه بار میدونستم چشامم بازه ولی هنوز توی فضای خواب بودم انقدر صلوات فرستادم تا به اتاقم برگشتم.وای خداکنه بازم اتفاق نیفته خیلی بد بود ...:wacsmiley:
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: mohana

ROJO

New member
دیشب خواب دیدم که با یکی ازدواج کردم بعد دوزش ندارم :smiliess (7):بعد همش افسرده ناراحت بودم :sad:همش میخواستم گریه کنم بعد گفتم میرم خونمون درخواست طلاخ میدم :mad_majidonline:تو همین فکرا بودم که بیدار شدم ،همچی واقعی بوود وقتی بیدار شدم خی لی خدارو شکر کردم، وحشتناک بود...
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: zErOOn3

sepideeee

New member
ما خیلی بیشتر از اونچه که به یاد میاریم خواب میبینیم یعنی فقط قسمتی از خوابامون یادمون میاد چون رویا در قسمتrem اتفاق میفته وما رویاهایی که در آخرین دوره بوده را بیاد میاریم,وبقیه رو فراموش میکنیم.

یعنی خوشم میاد که همیشه دقیقا وسط خواب rem بیدار میشم .. هر دفه هم که بیدار میشم انقد خواب تو ذهنمه که یه رمان میشه :14:
 

zErOOn3

Well-known member
میتونی آخرین خوابی که دیدی رو تعریف کنی ؟

یا هر خوابی که فکر میکنی جالب بوده و یادته رو

سلام ...

قلبونــش بریم هر شبـــ حداقل دو سه تایی رو کــ می بینیم ... والا ... همه چی ــم قاریش ماریش میشه و الون کــ چیزی یاش نی ...

در حسرت یه شب خوابــش موندیم ... (خوابو میگوم ها ... نه چشم بستنی فکنیم)

خواب و رویا و کابوس*** ...


بسی کلافـــ رو بـــ بافــتیم خسته بشدیم ...
 
آخرین ویرایش:

رونـاک

New member
من معمولا خواب میبینم کفشام گم شده یا اینکه لنگه به لنگه س و همیشه هم مسیرمو گم میکنم و هیچوقت به مقصدم نمیرسم،هر چی جلوتر میرم مقصدم ازم دورتر میشه،خیلی حس بدیه:14:
 

zErOOn3

Well-known member

سلام ...

دیشب تا به امروز هر چی زور زدیم یادمون بمونه ... نشد کــ نشد ...

حفظش کرده بودیما ... یکیشو .... دیشبـــ ... ولی خبـــ ... همون آش و همون کا3 ...

:rose:
 

Ana67

Well-known member
سلام
دیشب خواب دیدم پدربزرگم دوباره فوت کرده.نصف شب بیدار شدم و از ترس جرات نداشتم چشمامو باز کنم
حس بدی بووووود:dadad4:
 

asal 92

New member
من دیشب هیچ خابی ندیدم چرا ؟
چون دیشب شیفت شب بودم و اصلن فرصت استراحت هم نداشتم چه برسه به خاب و خواب دیدن و تعبیر خاب و ... .
تازه الان میرم بخابم اگه خابی دیدم میام واستون مینویسم ....
 
بالا