خنده بازار

mexin

Well-known member
الان خبر دادن از ذوق غش کرده!(طنز)



1- ما ز یاران چشم یاری داشتیم ...
رفتیم دکتر چندتا قرص ضد توهم داد، خدا رو شکر الان بهتریم

2- مهم نیست در طول زندگیت چی گوش کنی
به هر حال شب عروسیت با
امشو شووشیه لیپک لی ری لونه، امشو شووشه یاروم پر از جوونه، آهاااااا، مشالاااااا بیا
می گذره!

3- وقتی تو خونه تنهایین از شیر حموم گرفته تا یخ ساز یخچال دست به دست هم می دن تا شما بترسین

4- قبلنا یارو می رفت زندان دختره 15 سال منتظرش می نشست...
الان حتی نمیشه تا سر کوچه بری ماست بخری

5- دختری از مردی پرسید:
چرا تا مرز دیوانگی عاشق کسی می شوم درحالی که می دانم در نهایت به او نمی رسم؟
مرد جواب داد:
به من بگو چرا زندگی می کنیم درحالی که می دانیم در آخر می میریم؟!
هیچی دیگه دختره هم زد تو دهنش گفت سوال منو با سوال جواب نده!

6- بزرگترین فانتزیم اینه که سایت پیوندها فیلتر شه!

7- دیشب خوابم نمی برد، یه جوری که مغزم بشنوه گفتم:
خب! برم یه کتابی بیارم بخونم...
هیچی دیگه. اصن بیهوش شدم

8- می گم شما هم وقتی سیستمتون هنگ می کنه بهش التماس می کنین؟
من یه قولایی هم بهش دادم!

9- قدیما که MP3 پلیتر و ضبط ماشین فلش خور نبود آدم بیشتر حال می کرد
الان یه فلش 8 گیگ می ذاری تو ماشین 45 دقیقه آهنگ عوض می کنی یه ربع گوش می دی

10- اولی ها دومی ها سومی ها کنکوری ها
خاک تو سرتون با این وضع درس خوندنتون!

11- آقا جدیدا پشه های خونمون قابلیت عبور از پتو رو هم بدست آوردن
در حدس کریس آنجل!
دو سه شب پیش نصف شب یکیشون اومد در گوشم با یه صدای خیلی ضعیفی گفت:
مااااااااااااااایند فرییییییییییک!

12- بدتر از اونایی که وقتی شوخی می کنی جدی می گیرن،
اونایی هستن که وقتی جدی می گی شوخی می گیرن

13- یه روز یه چینیه می ره بالای کوه داد می زنه:
«هی تاساو لاو تسین شین»
یه دفعه از کوه صدا میاد:
خیلی سخت بود، یه بار دیگه تکرار کن!

14- امروز 50 متر دنبال تاکسی دویدم...
بعد راننده نگه داشت گفت می خوای سوار بشی؟
گفتم نه داداش فقط می خواستم که سفر خوشی رو برات آرزو کنم!

15- شما تو امتحانا هر چی سوال بلد بودید نیم نمره داشت هر چی بلد نبودید 2 نمره بود؟

16- دقتی که بعضی از اساتید در تصحیح اوراق امتحانی می کنن، فوق دکترای مغز و اعصاب توی عمل جراحی ضایعه مغزی مادرزادی به خرج نمی دن!

17- رفتیم برا اهدا عضو ثبت نام کردیم و این حرفا
آقا ما رو جو گرفت هر چی بود تیک زدیم
خدا نکرده اگه اتفاقی بیوفته برام، فقط پوستم می مونه
تو یه نایلون میارن در خونه تحویل می دن!

18- اومدم توی چت به فامیلمون بگم «salam khoobi» دستم خورد به «a» شد «asalam khoobi?»
الان خبر دادن از ذوق غش کرده، بهش سرم وصل کردن. مادرش اینام اومدن خونمون تاریخ عقد رو مشخص کن!

19- به اونایی که عجله دارن فارغ التحصیل شن یادآوری کنم
که عزیزم بیرون که کار نیست، باور کن خونه هم هیچ خبری نیست!
همون دانشگاه بمون حداقل هر کی پرسید چیکار می کنی بگی دانشجو هستم

20- سر جلسه امتحان به بغل دستیم گفتم بیا بهم برسونیم
گفت من اهل تقلب نیستم و اینا
گفتم آخه چرا، استاد که رفته بیرون
گفت پس «عزت نفس» آدم چی می شه؟!
هفته بعدش دیدم دنبال استاده وادره خواهش تمنا می کنه بهش نمره بده
رفتم جلو بهش گفتم سلام عزت!

21- توصیه بابام به من موقع رانندگی:
در کوچه ها یواش تر بپیچ. شاید یکی بی شعورتر از تو پیدا شد که از اونور بیاد

22- مردی از یک مزرعه دار یک الاغ خرید به قیمت ده هزار تومان. قرار شد که مزرعه دار الاغ را روز بعد تحویل بدهد.
اما روز بعد مزرعه دار سراغ خریدار آمد و گفت: «متاسفم آقا خبر بدی برات دارم، الاغه مرد.»
خریدار جواب داد: «ایرادی نداره. همون پولم رو پس بده.»
مزرعه دار گفت: «نمی شه. آخه همه پول رو خرج کردم.»
خریدار گفت: «باشه. پس همون الاغ مرده رو بهم بده.»
مزرعه دار گفت: «می خوای باهاش چی کار کنی؟»
خریدار گفت: «می خوام باهاش قرعه کشی برگزار کنم.»
مزرعه دار گفت: «نمی شه که یه الاغ مرده رو به قرعه کشی گذاشت!»
خریدار گفت: «معلومه که می تونم. حالا ببین فقط به کسی نمی گم که الاغ مرده است.»
یک ماه بعد مزرعه دار خریدار رو دید و پرسید: «از اون الاغ مرده چه خبر؟»
خریدار گفت: «یه قرعه کشی گذاشتمش. 500 تا بلیت 200 تومنی فروختم و نود هزار تومن سود کردم.»
مزرعه دار پرسید: «هیچ کس هم شکایتی نکرد؟»
خریدار گفت: «فقط همونی که الاغ رو برده بود. من هم ده هزار تومانش رو پس دادم!»

23- آقاهه رفته بود خواستگاری برای پسرش، ازش پرسیدند آقای داماد چکارند؟
گفت: دیپلماته، از موقعی که دیپلم گرفته مات مونده چیکار کنه!
 
ببین دختــر خانوم !!

.

خوووشگلی؟؟

.

خوش اندامی؟؟

.

قدت بلنده؟؟؟

.

کلی خواطر خواه داری؟؟؟

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

خــــب لامصـــب شمارتو بزار بیشتر باهم آشنا بشیم ..



 
داشتم میرفتم به بابام گفتم 10 تومن بده ..!
بابام گفت : چی !؟؟ نه هزار ؟؟؟ هشت هزارو می خوای چه کار!!؟؟؟
تو هفت هزار هم زیادته چه برسه به شش هزار !!!
بابام به من پنج هزار نداده که حالا من به تو چهار هزار بدم ..!
حالا سه هزارو می خوای چی کار؟ دوهزار کافیه ؟؟
بیا این هزار تومنو بگیر؛ گرفتم دیدم پونصد تومنه !!!

 
آدم هرچقدرم جدی و خشک باشه وقتی یه بچه با تفنگ اسباب بازیش بهش شلیک میکنه باید بمیره !
حالا مث من عمو میشید میفهمید چی میگم ..
روزی 100 بار میمیرم و زنده میشم بـــه جانه خودم ..

 
داشتم تو اتوبان میرفتم دیدم یه بچه ای رو موتور خوابش برده بود
و داشت می افتاد باباش هم اصلا حواسش نبود.
رفتم کنارش هر چقدر بوق میزدم نمی فهمید.
آخرش رفتم جلوش و سرعتمو کم کردم تا ایستاد بهش گفتم :
پس چرا حواست به بچه ات نیس ؟؟؟
یدفعه دو دستی زد تو سرشو گفت :
اصغر پس ننت کوووووووو؟؟!!!!

 
ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯼ ﺣﺎﺿﺮ ﺟﻮﺍﺏ ;))))
ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﯾﻪ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯾﯽ ﻭﺍﺳﻪ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻏﺬﺍ ﻣﯿﺮﻩ ﺳﻠﻒ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ . ﻭﻟﯽﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﻣﯿﺮﻩ ﺳﺮ ﻣﯿﺰ ﺍﺳﺎﺗﯿﺪ ﻭ ﺭﻭﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻣﯿﺸﯿﻨﻪ ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺑﻪ ﻏﺬﺍ ﺧﻮﺭﺩﻥ . ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺻﺤﻨﻪ ﺭﻭ ﻣﯿﺒﯿﻨﻪ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﻣﯿﺸﻪ ﻭ ﻣﯿﮕﻪ : ﮔﺎﻭﻫﺎ ﺑﺎ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﻫﺎ ﺗﻮ ﯾﻪ ﺟﺎ ﻏﺬﺍ ﻧﻤﯿﺨﻮﺭﻥ . ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﻧﺴﺮﺩ ﻣﯿﮕﻪ : ﺑﻠﻪ ﺩﺭﺳﺘﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﻨﻢ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻭ ﻣﯿﺮﻡ ﯾﻪ ﺟﺎ ﺩﯾﮕﻪ ﻣﯿﺸﯿﻨﻢ ! ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮐﻪ ﺷﺪﯾﺪﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯼ ﺣﺎﺿﺮ ﺟﻮﺍﺏ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﻣﯿﺸﻪ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ﻣﻮﻗﻊ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺑﺰﻧﻪ ﺩﻫﻦ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﺭﻭ ﺳﺮﻭﯾﺲ ﮐﻨﻪ ! ﺳﺮ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺑﻌﺪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻭﺭﻗﻪ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﺭﻭ ﺗﺼﺤﯿﺢ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﻣﯿﺘﻮﻧﻪ ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﺩﺭﺳﻮ ﭘﺎﺱ ﮐﻨﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺑﺶ ﻣﯿﮕﻪ : ﯾﻪ ﺳﻮﺍﻝ ﻣﯿﭙﺮﺳﻢ ﺍﮔﻪ ﺟﻮﺍﺏ ﻣﻨﻄﻘﯽ ﺑﺪﯼ ﻧﻤﺮﻩ ﺗﻮ ﻣﯿﺪﻡ . ﻭ ﺳﻮﺍﻝ ﺍﯾﻨﻪ : ﺗﻮ ﯾﻪ ﮐﯿﺴﻪ ﭘﻮﻝ ﻭ ﺗﻮ ﯾﻪ ﮐﯿﺴﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﻋﻘﻞ ﻭ ﺷﻌﻮﺭ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﻩ ﺗﻮ ﮐﺪﻭﻣﻮ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﮐﯿﺴﻪ ﭘﺮ ﭘﻮﻝ ! ﺍﺳﺘﺎﺩ : ﻭﻟﯽ ﻣﻦ ﻋﻘﻞ ﻭ ﺷﻌﻮﺭ ﻭ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﻣﻬﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﭘﻮﻟﻪ ! ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ: ﺑﻠﻪ ﺩﻗﯿﻘﺎ ! ﭼﻮﻥ ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﭼﯿﺰﯾﻮ ﻭﺭﻣﯿﺪﺍﺭﻩ ﮐﻪ ﻧﺪﺍﺭﻩ ! ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺧﻮﻧﺶ ﺑﻪ ﺟﻮﺵ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﭘﺎﯼ ﺑﺮﮔﻪ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﻣﯿﻨﻮﯾﺴﻪ ” ﮔﺎﻭ ” ﻭ ﺑﺮﮔﻪ ﺭﻭ ﻣﯿﺪﻩ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ . ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻪ ﺑﺮﮔﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨﻪ ﺍﺯ ﮐﻼﺱ ﻣﯿﺮﻩ ﺑﯿﺮﺭﻭﻥ ﻭﻟﯽ ﭼﻨﺪ ﻟﺤﻈﻪ ﺑﻌﺪ ﻣﯿﺎﺩ ﺗﻮ ﻭ ﺑﻪ ﺍﺳﺘﺎﺩﺵ ﻣﯿﮕﻪ : ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺷﻤﺎ ﭘﺎﯼ ﺑﺮﮔﻪ ﻣﻦ ﺍﻣﻀﺎﺗﻮﻧﻮ ﺯﺩﯾﻦ ﻭﻟﯽ ﻧﻤﺮﻩ ﻣﻨﻮ ﯾﺎﺩﺗﻮﻥﺭﻓﺖ ﺑﻨﻮﯾﺴید

 
یارو تو خیابون ماشین زده بهش پهن شده کف آسفالت،
رفتم دستش رو بگیرم بلندش کنم از رو زمین،
می گه «قربونت تو همین حالت یه عکس ازم بگیر می خوام بذارم تو فیس بوک!»
خدایاااا چرا دنیا نابود نشد ؟!!

 
پسر داییم دهه هفتادیه مدرسه غیرانتفاعی ثبت نامش کردن سالی ۶ میلیون !
یادش بخیر ناظممون میگفت فردا ۵۰۰ تومن کمک به مدرسه با خودتون بیارید ،
خونه ی ما میریخت به هم !!!

 
jgdfhgdklldfhilistiriotrio;rs;ioeyidnhtitrhioseiorhirheiose;

یکی از جملات دکتر علی شریعتی که متاسفنه به علت فراموشی در فشردن Shift+Alt
به این شکل درآمده است


 
عروس کجایی؟؟؟

1372709625939408_large.jpg
 
خدایا...
هیچوقت مارو محتاج بنده هات نکن!
میبینی که میخوان یه لایک بزنن زورشون میاد!
هی روزگار نا مرد

 
یه نفر داشته تو دریا غرق میشده بلند بلند داد میزده :کمک! کمک! من شنا بلد نیستم.
یارو داشته رد میشده میگه :حالا منم تنیس بلد نیستم. باید داد بزنم...

 
تو خونه من مریض میشم, بقیه سوپشو میخورن!
لااقل اطلاع بدین منو از کجا پیدا کردین !
خانوادس داریم ما ..!!!؟؟؟

 
گلابی هاااااا

یه روز یه کامیون گلابی داشته توی جاده می رفته که یه دفعه می‌افته توی یه دست‌انداز،


یکی از گلابی‌ها می‌افته وسط جاده، بر می‌گرده به کامیون نگاه می‌کنه و میگه: گلابی‌ها، گلابی‌ها!


گلابی‌ها میگن: گلابی، گلابی!


کامیون دورتر می شه، صداشون ضعیف‌تر می شه. گلابی میگه: گلابی‌ها، گلابی‌ها!


گلابی‌ها می گن: گلابی، گلابی!


باز کامیو...ن دورتر میشه، گلابی میگه: گلابی‌ها، گلابی‌ها! اما صدای گلابی دیگه به گلابی‌ها نمی‌رسه!


گلابی‌ها موبایل راننده رو می گیرن و زنگ میزن به موبایل گلابی، اما چه فایده که گلابی ایرانسل داشته و


توی جاده آنتن نمی‌داده! گلابی یه نفر رو پیدا می‌کنه که موبایل دولتی داشته،


زنگ می‌زنه به راننده و می گه: گوشی رو بده به گلابی‌ها، وقتی که گلابی‌ها گوشی رو می گیرن،


گلابی میگه: گلابی‌ها، گلابی ها! گلابی ها می گن: گلابی، گلابی!



.


.


.


.


.



اون شور و اشتیاقتون واسه خوندن ادامه داستان تو حلقم
laugh2.gif




واقعا دوست دارین باز هم ادامه داشته باشه ؟! :25r30wi:



 
مامانم یه قابلمه جدید خریده، بعد امروز به شوخی گفتم اگه توش خط بندازم چی کار میکنی بر گشت گفت :هیچی فقط یکی مثل همون خط تو صورتت میندازم.......
من :|
عاطفه مادرانه :|
سازمان حمایت از کودکان بی سرپرست :|
قابلمه:))

 
ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﺣﺴﺮﺕ ﺳﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﻭ ﻧﺨﻮﺭ
ﺗﯿﭗ،ﻗﯿﺎﻓﻪ،ﻣﻌﺮفت ﻣﺎﮐﻪ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﺑﻪ ﮐﺠﺎ ﺭﺳﯿﺪﯾﻢ ؟ ﻫﺎ ﺑﻪ
ﮐﺠﺎ ﺭﺳﯿﺪﻡ ؟


 
ﮐـﯽ ﮔﻔـﺘﻪ ﺩﯾـﻔﺮﺍﻧﺴـﻞ ﻭ ﺍﻧﺘـﮕﺮﺍﻝ ﻫﯿـﭻ ﺟـﺎﯼﺯﻧـﺪﮔﯽ ﺑـﻪ ﺩﺭﺩ نمی خوره ؟! هان ؟؟؟
ﺑﻨـﺪﻩ ﺧـﻮﺩﻡ ﺑـﻪ ﺷـﺨـﺼﻪ ﺩﯾـﺮﻭﺯ ﺗﻤـﺎﻡ ﺷﯿـﺸـﻪ ﻫﺎیﺧـﻮﻧـﻤﻮﻧﻮ ، ﺑﺎ ﺟـﺰﻭﻩ های همیـﻨﺎ ﭘـﺎﮎ ﮐـﺮﺩﻡ !!!! بعلــههههه


 
بالا