خنده بازار

از بچگی دوست داشتم رو پل صراط پوست موز بندازم

e1535_148332_4405229560215.jpg
 
نسخه دکتر:

چیزی ک من میبینم::|
はつマンにんですにあるコマンドをして...
請教你的有關"前列腺

.

.
چیزی ک ﻣﺴﺌﻮﻝ داروخونه میبینه:
دیفن هیدرامین صبح ظهر شب بعد از غذا !
 

faranita

New member
یه آشی برات بپزم…

یه آشی برات بپزم…

در کتاب (سه سال در دربار ایران) نوشته دکتر فووریه٬ پزشک مخصوص ناصرالدین شاه، مطلبی نوشته شده که پاسخ این مسئله یا این ضرب المثل رایج بین ماست.
او نوشته: ناصرالدین شاه سالی یک بار (آنهم روز اربعین) آش نذری می‌پخت و خودش در مراسم پختن آش حضور می‌یافت تا ثواب ببرد. در حیاط قصر ملوکانه اغلب رجال مملکت جمع می‌شدند و برای تهیه آش شله قلمکار هر یک کاری انجام می‌دادند. بعضی سبزی پاک می‌کردند. بعضی نخود و لوبیا خیس می‌کردند.
عده‌ای دیگ‌های بزرگ را روی اجاق می‌گذاشتند و خلاصه هر کس برای تملق و تقرب پیش ناصر الدین شاه مشغول کاری بود. خود اعلیحضرت هم بالای ایوان می‌نشست و قلیان می‌کشید و از آن بالا نظاره‌گر کارها بود. سر آشپزباشی ناصرالدین شاه مثل یک فرمانده نظامی امر و نهی می کرد. بدستور آشپزباشی در پایان کار به در خانه هر یک از رجال کاسه آشی فرستاده میشد
و او می‌بایست کاسه آن را از اشرفی پر کند و به دربار پس بفرستد. کسانی را که خیلی می‌خواستند تحویل بگیرند روی آش آنها روغن بیشتری می‌ریختند. پر واضح است آن که کاسه کوچکی از دربار برایش فرستاده میشد کمتر ضرر می‌کرد و آنکه مثلا یک قدح بزرگ آش (که یک وجب هم روغن رویش ریخته شده) دریافت میکرد حسابی بدبخت میشد.
به همین دلیل در طول سال اگر آشپزباشی مثلا با یکی از اعیان و یا وزرا دعوایش میشد٬ آشپزباشی به او می‌گفت: بسیار خوب! بهت حالی می‌کنم دنیا دست کیه! آشی برات بپزم که یک وجب روغن رویش باشد.
 

mexin

Well-known member
محض خنده!!

*به دوستم میگم: نمره ها رو زدنا. میگه: با شماره دانشجویی؟ میگم: پ ن پ با شماره کفش. اونایی هم که دمپایی داشتن رو هم مردود کرده…

*دیشب تو خیابون میرفتم داشتم با فندکم بازی می کردم، پلیس رد شده میگه اون چیه؟ فندکه؟ پ ن پ مشعل المپیکه دارم میبرم لندن!! میگه پ ن پ و زهرمارف سوار شو بریم… میگم کلانتری؟ میگه پ ن پ میبرمت لندن

*با رفقا رفتیم باغمون، سیخ های جوجه رو گذاشتیم رو منقل دیدیم چند جفت مرغ و خروس دارن کنار منقل پرسه می زنن. رفیقم میگه: لونه شون این طرفاست؟ پ ن پ اومدن فیلم ترسناک ببینن

*رفتم یه قالب مرغ از تو فریزر درآوردم. دوستم میگه می خای بپزیش؟ مگم: پ ن پ خانوادش اومدن از تو سردخونه درش آوردم بدم ببرن دفنش کنن!

*مرغ عشقم مرده. درحالی که پاهاش رو به بالاست افتاده کف قفس. دوستم اومده میگه: ااا مرغ عشقت مرد؟ پ ن پ کمر درد داشت، دکتر گفته باید طاق باز دراز بکشه کف قفس.

*تو خیابون موتوریه اومد کیفم رو قاپید، یارو میپرسه: دزد بود؟ میگم: پ ن پ اومده بود امانتیش رو ببره فقط خواست هیجانش بیشتر باشه!

*بهرام رادان از یه بابایی آدرس پرسید، طرف میگه ببخشید شما بازیگر نیستین؟ رادان میگه پ ن پ پیک موتوریم!



*با کلی شوق و ذوق به دوستم میگم: دان ۲ رو. برگشته میگه: تکواندو؟ پ ن پ دان ۲ آشپزی…!

*رفتم مغازه یه سبد پر خرید کردم، یارو میگه: کیسه هم می خوای؟ پ ن پ فرغون آوردم با اون می برم!

*لیلی به مجنون گفت: همه این اکرا رو می کنی برا من؟ مجنون: پ ن پ من عاشق آنجلینا جولی ام، تو حریف تمرینی هستی!

*داشتم تو پارکینگ نایلون های روی صندلی ماشین رو می کندم. همسایه مون اومده میگه ماشین نو خریدین؟ میگم: پ ن پ لواشکه دارم نایلونشو میکنم دور هم بخوریم!



*دوستم زنگ زده خونه. گوشی رو برداشتم سلام کردم. میگه: تو خونه ای. میگم: پ ن پ لطفا پس از شنیدن صدای بوق پیام خود را بگذارید… با تشکر!

*منتظر مسافر بودم. خانمه اومده میگه: آقا هفت تیر میری؟ میگم بله. میگه: سوار شم؟ پ ن پ تا هفت تیر دنبالم بدو!

*رفتم داروخانه. پیرمرده دفترچه بیمه رو داده به مسئول داروخانه. بعد از چند دقیقه مسئول داروخانه داروهاش رو آورده پیرمرده گفت پدرجان می بری؟ پیرمرده گفت پ ن پ همین جا می خورم! بی زحمت یک نوشابه خنک و سالاد هم بیار…


*رفتم پیش صاف کار ماشین. یه نگاه به ماشین کرد میگه تصادف کردی؟ گفتم پ ن پ از جلو بندی تکراری خسته شدم گفتم برای تنوع با چکش بکوبم توش همه جاش جدید بشه!

*با موتور رفتم خونه دایی ام. موتورو گذاشتم بیرون با کلاه کاسکت رفتم تو. دائیم گفت با موتور اومدی؟ گفتم پ ن پ با اف ۱۴ اومدم!

* دوستم میپرسه تو هم مثل من به طبیعت و دریا و گل و چیزای رمانتیک علاقه داری؟ پـــ نه پـــ من فقط به زباله دونی و آشغال و توالت عمومی و چیزای چندش آور علاقه دارم!!!!



* مامان و بابام موقع جابه جا کردن مبل یکدفعه ولش کردند رو پام اشکم در اومده، تازه می پرسن دردت اومد؟
پـــ نــه پـــ از اینکه می بینم رابطه شما دوتا انقدر خوبه و با هم همکاری می کنید، دارم اشک شوق می ریزم!!!


* لپ تاپم رو بردم نمایندگیش، می گم ضربه خورده کار نمی کنه، یارو میگه ضربه فیزیکی؟!!
پـــ نه پـــ ، یکم بی محلی کردم، ضربه روحـــی خورده.

* دارم کمرمو با نبش دیوار می خارونم خواهرم میگه کمرت می خاره ؟
میگم پــــ نه پــــ دارم علامت گذاری می کنم واسه خرس ها راهو گم نکنن!!

* به همکارم می گم همین الان یه فیلم باحال دانلود کردم، می گه از تو اینترنت؟
پـــ نه پـــ از تو کانال کولر، اتفاقاً پهنای باندشم زیاده، قطعی هم نداره!!!



* رفتم ساعت سازی به یارو می گم ساعتم کار نمی کنه، میپرسه یعنی درستش کنم؟
پـــ نه پـــ باهاش صحبت کن سر عقل بیاد بره سر کار!!!

* تو فرودگاه دارم با رفیقم حرف میزنم یارو داره رد میشه میپرسه: شما ایرانی هستین؟
می گم:پـــ نه پـــ ما چینی هستیم فقط روی ما فارسی ساز نصب کردن!!!

* رفتم دکتر از منشیه می پرسم دکتر هست؟ میگه بله می خوایید برید پیششون؟
پـــ نه پـــ اومدم ببینم اگه این وقت شب هنوز تو مطبند، تلاش شبانه روزیشون رو سرمشق زندگیم قرار بدم و برم!
 

akhbar

New member
سر امتحان استاد ها سوالاتی میدن که ما تا حالا ندیدیم !

در عوض ما هم جواب هایی میدیم که اونا به عمرشون ندیدن !
 

ZOT

New member
اینایی که با یه جمله مسیر زندگیشون عوض میشه ،
فکر کنم فرمون زندگیشون هیدرولیکه
 

shima.p

New member
با گران شدن پراید..









...


راههای رسیدن بخدا هم کم شد.
 

shima.p

New member
ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﻣﻮﻥ ﺍﺳﻢ ﺳﺎﺧﺘﻤﻮﻧﺸﻮﻥ ﺭﻭ
ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﻧﺎﺳُﻞ!!..
ﭘﯿﮕﯿﺮ ﺷﺪﯾﻢ، ﻓﻬﻤﯿﺪﯾﻢ ﺩﻭﺗﺎ ﺩﺍﺩﺍﺷﻦ ﮐﻪ

ﺷﺮﯾﮑﻦ؛ ﺑﺎﻗﺮ ﻭ ﻧﺎﺩﺭ ﺳﻠﻄﺎﻧﯽ!..
ﻭﺍﻗــﻌـــﺎ ﺩﺍﺭﻡ ﺫﺭﻩ ﺫﺭﻩ ﺁﺏ ﻣﯿﺸﻢ ﯾﻨﯽ
ﺍﺯ ﺍﯾﻨﻬﻤﻪ ﻧﺒﻮﻍ!.....................
 

shima.p

New member
باور کنید ثروت آرامش نمیاره
.
.
.
.
.
.
.
.
.
... .
.
مثلا منی که ماشینم" پرایده "و گوشیم جی ال ایکسه و هر شب مرغ میخورم و تو افق هم ویلا دارم
فک میکنین آرامش دارم؟؟!!
من حاضر بودم همه چیمو بدم یه لحظه آرامش شما رو داشته باشم
هی روزگار ....
 

shima.p

New member
از خونه همسایه بوی کیک اومد بعد بوی آش رشته اومد الانم بوی قرمه سبزی میاد میخوام برم در بزنم بگم ما به جهنم خودتون اسهال میشین بدبختا!!!!!!!!!!!!
 

faranita

New member
پز می دهیم




مد شده این روز ها پز می دهیم

پیش هر کس ،هر کجا پز می دهیم

جمعمان هر وقت کامل می شود

یا که می لافیم یا پز می دهیم

کار ما اصلا همین پز دادن است

خوب و خوشحالیم تا پز می دهیم
هیچ فرقی هم ندارد جای آن

در عروسی یا عزا پز می دهیم

چهره هامان ناز و خوشگل می شود

بس که با ناز و ادا پز می دهیم

یک نفس در خواستگاری هایمان

یا که آن ها یا که ماپز می دهیم

با نماز و روزه و اعمال هم

از سر صدق و صفا پز می دهیم

با قیافه ،لنز ، مو ، گوشی ،لباس

روسری،عینک، طلا پز می دهیم

با عمو ها ،عمه ها، هر کس که شد

دوست ،فامیل ،اشنا پز می دهیم

خال کوبی می کنیم ابروی خود

تازه آن هم تا به تا پز می دهیم

می خریم از بوفه ی دانشکده

کیک با کوکا کولا پز می دهیم

با چلو ماهی اگر ممکن نشد

با خوراک لوبیا پز می دهیم

کاش این پز ها کمی معقول بود

گاه خیلی نابجا پز می دهیم

خانعمومان برج دارد در ونک

خب به ماچه ما چرا پز می دهیم

عمه ی داماد زندایی ما

می رود اسپانیا پز می دهیم

در کلیپی قسمتی از گوش ما

هست پیدا را به را پز می دهیم

سوپر استار است دختر عمه مان

او خودش نه بلکه ما پز می دیهم

در اتاق سی سی یو، زیر سرم

یا که در حال کما پز می دهیم

در خیابان ، با لباس و کیف و کفش

یا مگان و زانتیا پز می دهیم

این درست ،اما نمی دانم به چی

توی استخر و وسونا پز می دهیم

توی مهمانی که غوغا می کنیم

چون که با هم همصدا پز می دهیم

دائماً با امتیاز این و آن

مد شده این روزها پز می دهیم
 

sepidh gh

New member
اگر تو آمریکا هم قوانین نام‌گذاری شرکتها مثل ایران بود

اسم شرکت اپل می‌شد :

سیب‌پردازان سیستم‌گستر غرب !
 

sepidh gh

New member
یه سوالی ذهنمو مشغول کرده، بچه هایی که از سال ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۹ به دنیا میان

دهه چندی حساب می شن؟
باید چطوری خطابشون کرد؟
دهه صفری؟ دهه جدید؟ شروعی دوباره؟
دهه ناشناخته؟ تغییر را احساس کنید !؟
 

faranita

New member
قلچماقی نخبه‌ای را دید و دستش را گرفت

قلچماقی نخبه‌ای را دید و دستش را گرفت
گفت: این دست است آقا، دسته‌ ساطور نیست

گفت: دانشجو! چرا مزدور امریکا شدی؟
گفت: هرکس انتقادی کرد او مزدور نیست

گفت: اینجا هیچ اشکالی ندارد انتقاد
گفت: پس آیا کسی در خانه‌اش محصور نیست؟!

گفت: این چیزی که می‌گویی غرض‌ورزانه است
گفت: دیدی انتقادی ساده هم مقدور نیست؟

گفت: باید آورم مامور و دربندت کنم
گفت: دانشگاه جای افسر و مامور نیست

گفت: تا آید حراست داخل مسجد بمان
گفت: مسجد جایگاه مردم ناجور نیست!

گفت: مستی زان سبب هی حرفِ بی‌خود می‌زنی
گفت: آن هم علتش چیزی به جز کافور نیست!

گفت: گویا نوری از ایمان نداری در دلت
گفت: ایمان هست اما هاله‌ای از نور نیست!

گفت: مجبوری مطیع حرف‎های من شوی
گفت: در «اندیشه‌ 2» آدمی مجبور نیست!

گفت: خواهی دید وقتی می‌روی بالای دار!
گفت: باشد، خون ما رنگین‌تر از منصور نیست!
 

arshade90

New member
هیچ دقت کردین برف پاک کن ماشین بیشتر وقتا بارونو پاک میکنه ؟ پس چرا بهش میگن برف پاک کن ؟
 

arshade90

New member
دقت کردین دردناکترین لحظه ی دنیا اینه که سر جلسه امتحان جواب یه سوال رو خط میزنی و یه چیزی دیگه مینویسی ، بعد که میای بیرون میفهمی همون جواب اولی درست بوده ؟
 

raha 24

New member
حافظا ! باده پیشار هرچه بادا ، باد ...
گفتم: سلام خواجه، گفتا: علیک جانم
گفتم: کجا روانى ؟ گفتا: خودم ندانم
گفتم: بگیر فالى، گفتا: نمانده حالى
دایم اسیر گشتم در بند بیخیالى
گفتم که: تازه تازه شعر و غزل چه دارى
گفتا که: می سرایم تکنو ،رپ و سواری!
گفتم: کجاست لیلى ، مشغول دلربایى ؟
گفتا: شده ستاره در فیلم سینمایى
گفتم: بگو ز خالش، آن خال آتش افروز
گفتا: عمل نموده، دیروز یا پریروز
گفتم: بگو زمویش، گفتا: که مِش نموده
گفتم: بگو ز یارش، گفتا: ولش نموده
گفتم: چرا، چگونه؟ عاقل شدست مجنون؟
گفتا: شدید گشته معتاد گرد و افیون
گفتم: کجاست جمشید؟ جام جهان نمایش؟
گفتا: خریده قسطى یک ال سی دی به جایش
گفتم: بگو ز ساقى حالا شده چه کاره
گفتا: شده پرستار یا منشى اداره
گفتم: ز ساربان گو با کاروان غمها
گفتا: آژانس دارد با تور دور دنیا
گفتم: بکن ز محمل یا از کجاوه یادى
گفتا: پژو ، دوو، بنز ، کمری نوک مدادى
گفتم که: قاصدت کو؟ آن باد صبح شرقى
گفتا که: جاى خود را داده به فکس برقى
گفتم: بیا ز هدهد جوییم راه چاره
گفتا: به جاى هدهد دیش است و ماهواره
گفتم: سلام ما را باد صبا کجا برد
گفتا: به پست داده ، آوُرد یا نیاوُرد ؟
گفتم: بگو ز مشکِ آهوى دشت زنگى
گفتا که: ادوکلن شد در شیشه هاى رنگى
گفتم: سراغ دارى میخانه اى حسابى
گفت: آن چه بود از دم ،گشته چلوکبابى
 
بالا