حیفه اگه نخونیم

am-ml

New member
من یک زمانی خیلی به این شعار اعتقاد داشتم، اینکه اگه مردم خودشون رو اصلاح کنند جامعه درست میشه!

ولی الان می بینم، یک جوری این شعار، یک راه در رو واسه ی توجیه همهی مشکلات شده، هر چی پیش میاد، می گن مردم اشکال از خودشونه!

بعد که میای واکاوی میکنی، می گی مردم ذاتشون مشکل داره؟ می گن این حاصل عرب و عجم و فلان و فلان هست که ذات مارو عوض کردن!

بعد که میای دلیل اونو میگردی چیه، می بینی که اونم یک توجیهی واسش میارن!


فلا ش بک با اول:

نه منظورم مقایسه ی دینی نبود، نمی گم چون ما مسلمونیم و اونا نیستن، پس ما عقب مونده و اون پیشرفته ان! نه این اشتباهه!


یک مثال دیگه از ژاپن:

توی ژاپن زلزله 6.5 ریشتر بیاد چی میشه؟ هیچی فوقش 2 نفر از ترس غش کنند! اونم بالای 60 ساله!

توی بم چی شد؟ 60 هزار نفر مردند!

چجوری شد اینطوری شد؟ از اول اینا اینقدر منظم بودند؟

نه.

بعد از جنگ دوم ملل (نه به اشتباه جهانی) ژاپنی ها یک قانون نوشتند واسه ی مقاوم سازی.

مث الان ایران،

همه باید اجرا میکردند، ولی هیچکی در واقع اجراش نمی کرد، زلزله اومد تازه فهمیدند که چه کلاهی سرشون رفته!

کل شهر به ظاهر ایمن، خراب شد!

بعد دیدن که باید درک مردم رو از طریق آموزش ببرند بالا!

نه اینکه قانون فلا ن بذارند!

الان چی شده؟ نتیجه ی 70 سال آموزش این شده!

الانم من میگم ، که جامعه که یک نفر نیست که مثلا از امشب تصمیم بگیره خودشو اصلاح کنه!

باید مدیریتش کرد!



یک مثال عینی:

یکمی همه فکر کنیم!

ایده آل های جوانان سال 91 با ایده آلهای جوانان سال 83 چه فرق هایی داره؟

فکر کن، سیاسی، اجتماعی، ....

همه ی اینها حاصل مدیریت کلان کشور هست!
مطمئنا حرف شما درسته ولی این یعنی اینکه تحصیلکرده هایی مثل شما و اون صاحب ایمیل و هممون برای کشورمون تلاش کنیم ،من نمی گم کسی نره تو خارج از کشور درس بخونه (پیامبر ما گفتن برای علم تا چین هم برین - چین هم خیلی دور بود و از دین خبری نبود -) ولی اگه واقعا دیدتون اینه که ما نیاز به آموزش داریم و نیاز داریم چیزای جدید یاد بگیریم ،باید خودمون دست به کار بشیم ،کسی دلش برای ما نمیسوزه جز خودمون ...
یه مثال رو میخوام اینجا بگم ولی لطفا تو مثالش نمونین ،رضا خان پیشرفت های ترکیه رو دید و دید که همسر آتا ترک برهنه است و البته توانمند ،ابینقدر نتونست بفهمه و نخواستن بفهمه که توانمندی اون ربطی به برهنگیش نداره ...
اما انگلیسی ها و فرانسوی ها چی اونا هم اینو نمیدونستن که پیشرفت و برهنگی ربطی به هم ندارن ؟
آیا اونا به ما به غیر از یک مصرف کننده نگاه میکنن ،حالا یه موقع کالای فروشیشون کلاه و مد هست ،یه موقع دیگه فیلم هایی بی هدف که خودشون هم نگاهش نمی کنن و برای سلامت بچه هاشون بد میدونن ...و هر روز یک چیز جدید ...
به نظر من باید بین مردم جوامع پیشرفته و سیاستمداران و تاجران اون تفاوت قائل شد ،اونوقت شاید بشه از اونا یاد گرفت ،اگرچه ما الگو و علم زندگی کم نداریم ولی یا جاهل هستیم (غالبا) یا تنبل ...
 

mohana

Well-known member
دعوت میکنم که
مطالبی که باهاش مخالفید، رو عنوان کنید،
یکمی بحث راه بندازیم

راستش نمیدونم این ها فقط مثال بودن برای بیان هدف دیگه...مثلا اینکه بعضی مسائل تو فرهنگ ما جا نیوفتاده...یا سیستم آموزشی مشکل داشته یا...
درهر حال
من با اینا کاری ندارم...چون به نظرم مشکل خودمون و نمیتونیم گردن کسی دیگه بندازیم...میشه فرهنگ سازی کرد..البته شاید از نظر شما شعار باشه و حرفای کلیشه ای
اون مواردی که مخالف بودم در رابطه با همون مثال هاست.....من دو موردشو قبول ندارم...یعنی اصلا برام قابل قبول نیستن
اون موردی که گفتن خانومی تو سن 30 سالگی اومده بودن دانشگاه و اینکه رفتار دیگران باهاش عادی نبود...
و مورد آخر
و اینکه نتیجه گیری هم بدبینانه ترین حالت ممکنه...
 

mj1919

New member
،باید خودمون دست به کار بشیم ،کسی دلش برای ما نمیسوزه جز خودمون ...
چرا نمیسوزه!

اصن من موندم چرا هیشکی حس مطالبه نداره!

چرا واسه ی خودمون ارزش قائل نمی شیم!

مگه یکی از حقوق متقابل مردم و مسئولین (بنا به فرموده ی مرد مردان، امیر مومنان، علی مرتضی(ع)) این نیست که،

مردم بایستی حقوق شون رو از مسولین بخواهند، و مسوولین موظف به ادای آن هستند!

چرا همش گردن خودمون میندازیم، بعد هم بلافاصله از خودمون سلب مسوولیت می کنیم،

من نمی خوا بحثو ادامه بدم،

آخه می رسیم به جاهای ممنوعه، (یاعلی تو یجور غریب ماهم یجور)
 

am-ml

New member
شما دارین با طرز فکری که در ایران پرو بال گرفته و رشد یافته،
وارزش هایی که در این کشور ارزشه، عمل اون خانم رو نقد می کنید،

خواهش میکنم به این جمله توجه نمایید

من عمل اون خانم رو نقد نکردم بلکه گفتم کارش خوبه از الان به بچش یاد میده چیزایی رو که میخواد. (ورزش کردن) ولی گفتم نمیشه با این حرف گفت که کار اون خانم درسته و کار زنای ما غلط گفتم کسی که مادر میشه باید مسئولیت مادر بودن رو رعایت بکنه (معنیش این نیست که خودش رو فدای بچه اش بکنه) و نمیشه فهمید که اون خانم که به تفریحش میرسه به بچش هم میرسه ...از نظر من این دوتا با هم منافاتی نداره و فکر هم نمی کنم این تفکر خانه نشین شدن بخاطر بچه دیگه الان وجود داشته باشه ... برعکس به نظر می رسه مثل خیلی از چیزای دیگه که خواستیم یاد بگیریم ولی از اون ور افتادیم ،بعضی زنا دیگه زیاده روی میکنن و فقط به فکر خودشون هستن غافل از اینکه بچه شون چی میشه مثلا برای اینکه راحت باشن و بچه ایراد نگیره برای دختر بچه سه چهار ساله آرایش یک زن سی چهل ساله رو انجام میدن و بعد میگه چیکارش کنم ،دست من میبینه میخواد:21:
سیستم به زندگی خصوصی ما که کار نداره،اینکه من هم به تربیت بچم برسم و هم به تفریحات خودم رو سیستم تعیین نمیکنه ،منم که باید بلد باشم ،البته قبول دارم سیستمی با اینهمه ادعای تحکیم خانواده و از این حرفا باید شرایط این رسیدگی دو جانبه رو برام فراهم بکنه ولی اگه اونا هم کاری نکنن همین الان هستن زنایی که هم بچه دارن هم تفریحات سالم ،خوب یه زن بچه دار باید با یه دختر جوون بی مسئولیت (تو این زمینه) فرق بکنه ... در واقعه خوبه آدم سعی کنه از هر دوره ای از زندگی نهایت استفاده و لذت رو ببره...
 

am-ml

New member
چرا نمیسوزه!

اصن من موندم چرا هیشکی حس مطالبه نداره!

چرا واسه ی خودمون ارزش قائل نمی شیم!

مگه یکی از حقوق متقابل مردم و مسئولین (بنا به فرموده ی مرد مردان، امیر مومنان، علی مرتضی(ع)) این نیست که،

مردم بایستی حقوق شون رو از مسولین بخواهند، و مسوولین موظف به ادای آن هستند!

چرا همش گردن خودمون میندازیم، بعد هم بلافاصله از خودمون سلب مسوولیت می کنیم،

من نمی خوا بحثو ادامه بدم،

آخه می رسیم به جاهای ممنوعه، (یاعلی تو یجور غریب ماهم یجور)
ببینید من نمی گم مسئولین بی تقصیر هستن گفتم روش بحث نکنم ،چون این نقطه مشترک ماست و واضحه که اگه اونا شرایط رو فراهم کنن ،کسایی هم هستن که استفاده کنن ...
ولی خودتون دارین میگین ما مطالبه داشته باشیم ،من این مطالبه رو تو جامعه نمی بینم ،لا اقل تو زمینه کاری خودم نمی بینم ،اتفاقا من چون می خوام پارتی بازی نکنم ،چون می خوام اون چیزی که درست هست رو انجام بدم گاهی از اینجا رونده و از اونجا مونده میشم ...
مردم نه اینکه آگاه نباشن ،من هرگز جایی که اولین بار بازرسی کردم حتی اگه قبل من چندتا بازرس دیگه هم رفته باشن ،تخلفات رو ثبت نمی کنم ،آموزش می دم و مهلت ولی متاسفانه در مورد عده زیادی فقط زور جواب میده ،براش توضیح میدم که آقای محترم این کاری که شما انتظار داری انجام بدم به این علت خلاف مقررات بهداشتیه ،حتی اگه مقررات هم نبود ،به این دلیل علمی نباید انجامش بدی ،آخرش بعد یک سال آموزش و تذکر میگه چیه هر بار میایین ایجا یه مشت تهدید میکنین ،هر کاری دلتون می خواد بکنین و نهایت همه اینا وقتی دارم همین کارگاه شیرینی پزی رو که تو شیرینی هاش مگس بوده و توی مغازش سوسک دیدم رو پلمپ می کنم ،عده زیادی جمع میشن که چرا نمیگذارین مردم یه لقمه نون بخورن ؟ !!!!!!
خوب من یه مسئول ،ولو تو پایین تریین رده های این سیستم ...مطالبه مردم ازم چی بود؟
 

mj1919

New member
سیستم به زندگی خصوصی ما که کار نداره،اینکه من هم به تربیت بچم برسم و هم به تفریحات خودم رو سیستم تعیین نمیکنه ،منم که باید بلد باشم

فقط یک جمله:

الگوی زندگی ایرانی اسلامی که الان بحثض داغه پ چیه؟

(Islamic Life style)
ولی در کل دو پست بالا رو تایید می کنم
 

am-ml

New member
میدونین وقتی دانشجو بودم مثل شما فکر می کردم الان هم به سیستم خیلی انتقاد دارم ولی مردم ما بیشترشون (لااقل اینجایی که من هستم) نمی خوان ؟
واقعیت اینه که مردم باید رشد کنن ،یه رشد واقعی و عمیق نه اینکه چهارتا فیلم ببینن یا چندتا تعریف از اون ور بشنون و حتی فکر نکنن که چرا ما اینطوری نیستیم ، فقط بخوان مقصر رو پیدا کنن نمیشه باید هر کسی در جای خودش تلاش بکنه ...
اصلا مگه اونجایی که مثالش رو می زنیم( به تمام پیشرفت های علمی و اخلاقی شون احترام می گذارم ) بیشتر بخش خصوصی فعال نیست تا دولتی ؟
واقعیت اینه که ما نصف اونا هم کار نمی کنیم و زحمت نمی کشیم ...
 

am-ml

New member
فقط یک جمله:

الگوی زندگی ایرانی اسلامی که الان بحثض داغه پ چیه؟

(Islamic Life style)
ولی در کل دو پست بالا رو تایید می کنم
اینا بیشترش سیاسیه من نه رد میکنم و نه ازش سر در میارم ولی میگم کسی نمیتونه یه الگوی یگانه بپیچه بلکه باید اصول کلی رو یاد داد و راهها رو متناسب با شرایط امروز نشون داد که البته به نظر من تو بحث دینیش کار هر کسی نیست و گاها سلیقه خود افراد به اسم دین به خورد مردم داده میشه...
Islamic Life style تو قرآن هست و تو کلام پیامبران و امامان عزیزمون تبعیین شده ،و خدا هم توی همون قرآن میگه که از هر کسی اندازه توانش توقع داره ...
در واقع امیدوارم بتونن این الگو رو به درستی به آزادگان جهان معرفی کنن ،اگرچه اگر کسی به دنبال حقیقت باشه خدا خودش هدایتش میکنه ،همونطوری که دکتر تیجانی ،دکتر احمد حنیف و خیلی های دیگه رو هدایت کرده...
 

hoorsa

New member
بسیار عالی
چرا ما از تغییر می ترسیم؟چرا جرات رسیدن به آرزوهامونو نداریم؟
حتی اگه تا الانم طبق روتین زندگی کردیم الانم دیر نیست که هرجایی اگه چیز خوبی رو می بینیم ما هم یاد بگیریم
من خیلی وقتا یه کارایی می کنم که برای بقیه خیلی سخته تحملش..اصلا برنمی تابن رفتارمو...مثلا یه مانتو با رنگ شاد می پوشم اونوقت بعضی دوستام می گن آخه این رنگ سفید یا قرمز خیلی جلفه...برای تو سبکه ..چرا ؟ چون تو ذهنشون اینه که رنگای شاد برای یه سن خاصی هست...منم هیچوقت به حرفاشون اهمیت نمی دم...راستش همیشه با خودم می گم اگه یه روزی استاد دانشگاه شدم حتما با دوچرخه یه روزایی برم دانشگاه...مسلما دیدن یه خانوم استاد دانشگاه که با دوچرخه میره دانشگاه اونم تو ایران ، میشه یه چیزی تو مایه های همون استاد خارجیه با کوله!خب شایدم از کار برکنار بشم...یا حداقل تذکر بخورم اما من یه جورایی اصلا کله خراب تر ازن حرفام
خب شاید الان منو متهم کنید به اینکه فقط به ظواهر قضیه اشاره کردم و شما منظورتون از این موضوع تاپیک ، مسایل این چنینی و به ظاهر ساده نبود...منم در جواب میگم که ما معمولا با مثال های ظاهری بیشتر راحتیم و ملموس تره...باطنی هاشو که خودتون همه بلدید...مثلا آلمان بعد جنگ ملل! رو ببینید که چطور با کار و تلاش کشورشونو ساختن.ما تو زلزله ی چهارتا شهرشتان تو آذربایجان یا خراسان جنوبی موندیم...بم رو که یادتون هست...کاری ندارم تقصیر ملته یا دولت...حرفم اینه که از تغییر نترسیم...به استقبالش بریم...هر تغییری لزوما بد نیست...خیلیا یه اخلاق بد دارن و اصلا هم هیچ کاری برای بهبودش نمی کنن و کلی هم از خود متشکر هستن که ما شخصیتمونو هی هر روز عوض نمی کنیم...ما ثبات شخصیت داریم...
حرفام اونطوری نشد که می خواستم...یه ذره ازش جا موند انگار آخه استرس دارم که برگردم سر درسم...راستی پست های قبلی رو هنوز نخوندم...نمی دونم نظر شماها چی بود.
شعر از پابلو نرودا شاعر شیلیایی با ترجمه‌ی احمد شاملو:

به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی

اگر سفر نكنی
،
اگر كتابی نخوانی،

اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،

اگر از خودت قدردانی نكنی.

به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی

زماني كه خودباوري را در خودت بكشی،

وقتي نگذاري ديگران به تو كمك كنند.

به آرامي آغاز به مردن مي‌كنی

اگر برده عادات خود شوی،

اگر هميشه از يك راه تكراری بروی ...

اگر روزمرّگی را تغيير ندهی

اگر رنگهای متفاوت به تن نكنی،

يا اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی.

تو به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی

اگر از شور و حرارت،

از احساسات سركش،

و از چيزهايی كه چشمانت را به درخشش وامی‌دارند

و ضربان قلبت را تندتر مي‌كنند،


دوری كنی . . .،

تو به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی

اگر هنگامی كه با شغلت،‌ يا عشقت شاد نيستی، آن را عوض نكنی

اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نكنی

اگر ورای روياها نروی،

اگر به خودت اجازه ندهی

كه حداقل يك بار در تمام زندگيت

ورای مصلحت‌انديشی بروی . . .
-
امروز زندگی را آغاز كن!

امروز مخاطره كن!

امروز كاری كن!


نگذار كه به آرامی بميری
!
شادی را فراموش نكن!
 

am-ml

New member
بسیار عالی
چرا ما از تغییر می ترسیم؟چرا جرات رسیدن به آرزوهامونو نداریم؟
عالیه hoorsa البته با اون قسمت دوچرخه :wacsmiley: خیلی موافق نیستم:smiliess (8): ،من با شکستن سنت هایی که غلطن بسیار موافقم ولی حتما می دونی چقدر سخته ،پس باید با یه کاری شروع کرد که اولا ارزش این سختی رو داشته باشه و در ثانی بتونی چند نفر رو با خودت همراه بکنی ،اگه خیلی تند بری طوری که متهم به هنجار شکنی بشی فایده نداره ولی بعضی مسائل دست و پاگیر هستن (بسته به فرهنک قسمت های مختلف کشور فرق میکنه) که هنجار و ارزش هم نیستن فقط مردم عادت کردن اینجوری باشن و به قول شما چون از تغییر می ترسن ،حاضر نیستن ببینن کسی داره خلافش عمل میکنه میدونی اگه آگاهانه با یه سنت غلط مقابله بکنی ،میتونی کسایی که خیلی برات مهمن مثل پدر مادر( که باید به آرامششون توجه داشت) رو مطمئن کنی که هیچ اتفاق بدی نخواهد افتاد ،من از این شیوه استفاده کردم ،بابام اگه بعضی از کارای من رو آبجی هام یا هر دختر دیگه ای بخواد انجام بده براش ناخوشاینده ولی در مقابل اعتراض اونا میگه : لیلا فرق میکنه ،اون میدونه داره چیکار میکنه ،نه خودش ونه ما رو تو دردسر نمیندازه .(باید با زبون خودشون و با حوصله اونا رو متقاعد کنی ،که پشتت گرم باشه و آرامش داشته باشی)
پ.ن: این شعر نشون میده که انسانیت و آزادگی نه دین و مذهب میشناسه نه ملیت ،خدا رو شکر تو ذات آدماست.
 
آخرین ویرایش:

AWWA

New member
موضوع خیلی جالبی هست برا بحث کردن. ونظرات همه دوستان برام جالب بود.بیشتر ازهمه با آقا مجتبی موافقم. از طرفی هم با فرافکنی مخالفم.
شخصیت من طوری هست که همیشه از حقوقم مخصوصا تو مسائل اجتماعی دفاع می کنم.زمانی که طرحم رو میگذروندم متوجه شدم که شبکه بهداشت درمقابل حقوق کمی که به نیروهای طرحی میده موظف هست یک سری تسهیلات رفاهی رو در اختیارش قرار بده. درصورتیکه اونا جز حقوق تعیین شده چیزی بهم ندادن. من تاخود مرکز استان هم رفتم و بارئیس شبکه درمیون گذاشتم. اولش همشون رد کردن. ولی من بازم پیگیر شدم . تا اینکه یه روز دیدم یه ماشین بزرگ با کلی اثاث و وسایل که بیشتر شبیه به جهازیه عروس بود!!!!!!وارد مرکزمون شد و اونا رو به مسئولمون به نام من تحویل داد.
من از همون اولم میدونستم با این کارم فرصت استخدام رو ازدست میدم ولی سکوت من ظلم بزرگی برا بقیه نیروهای طرح بود.(درتمام مراحلش سعی کردم وقار وآرامشم رو حفظ کنم چون با بی ادبی و خشونت مخالفم .....)

بعدش باوجودی که همکارام و پزشک مرکزمون سفارش من رو برای استخدام به شبکه بهداشت کردن و مردم چندین روستا و بخش برا استخدام من نامه نوشتن و امضا کردن،باز استخدامم نکردن. می خوام بگم اگه قرار باشه خلاف جهت جریان حرکت کنیم از همون اول باید قبول کنیم که باید خیلی چیزا رو فدا کنیم تا تغییری تو دنیا بوجود بیاریم. ولی خوشحالم که همه امور درنهایت به دست خدا رقم می خوره و نباید از چیزی بترسیم.
 

AWWA

New member
با اون خانوم که با بچه اش ورزش می کردن خیلی موافقم.شاید برای بچه تازه متولد شده چیزی مهمتر از غذا(شیر)نباشه در صورتیکه تو قرآنمون هست که اگه شیر دادن ضرری برای والدین داشته باشه اجباری نیست که خود مادر شیرش بده. ولی متاسفانه جامعه ما طوری هست که والدین رو فدای بچه می کنه. تربیت بچه ها خیلی مهمه ولی تنهاترین هدف از زندگی نیست.
 

AWWA

New member
هورسا! اون دوچرخه سواری تو منو یاد سریال"معلم جزیره" انداخت. نمی دونم یادتون هست یانه؟خانم معلم با دوچرخه به مدرسه روستا می رفت و همه مسخرش می کردن. ولی بالاخره تونست همه رو به درست بودن اون کار متقاعد کنه. خیلی کارخوبیه به نظرم.
 

am-ml

New member
هورسا! اون دوچرخه سواری تو منو یاد سریال"معلم جزیره" انداخت. نمی دونم یادتون هست یانه؟خانم معلم با دوچرخه به مدرسه روستا می رفت و همه مسخرش می کردن. ولی بالاخره تونست همه رو به درست بودن اون کار متقاعد کنه. خیلی کارخوبیه به نظرم.
من اون فیلم رو یادم میاد ولی یادم نیست که هدف خانم معلم چی بود و چه فرهنگی رو با دوچرخه سواری میخواست جا بندازه ،ولی موافقم که وقتی به درستیه کارت ایمان داری ،براش عاقلانه تلاش بکنی ،البته اولویت ها رو باید رعایت کرد ،تا جایی که من اطلاع دارم دادن امتیازات به نیروهای طرحی وظیفه شبکه ها هست ولی حدش رو رئیس شبکه میتونه با توجه به شرایطش کم و زیادش بکنه ، ضمن اینکه شما رو تحسین می کنم ولی تو هر محیطی از خونه تا اداره اگه بخولایم اولین راه رو بهترین راه بدونیم ،شاید آسیب ببینیم ،مثلا واقعا متاسف شدم که بخاطر این اقدام درست رئیس شما اینطوری برخورد کرده ولی علتش رو کاملا درک می کنم ،اون میترسه که بعدا هم مرتبا مسائل رو به استان بکشونین ،واقعیت اینه که ما نمی تونیم همه تخلفات رو درست کنیم و نه شرعا و نه عرفا نباید کاری کنین که به خودتون لطمه بخوره .
همین مسئله شما برای همکار طرحی من هم پیش اومد ،پول تلفن و آب و برق رو میخواستن ازش بگیرن ،خوب ایشون خودش نرفت پیش رئیس به مسئول واحد گفت که مطرح بکنه و مسئول واحد طی گزارشی ضمن تقدیر از عملکرد خوب ایشون از رئیس خواست که برای تشویق ایشون و سایر نیروهای طرحی دستور بدن که پول آب و برق و تلفن از ایشون گرفته نشه ،با کمی تفاوت ایشون هم به هدفش رسید ...
 

mahnam

New member
(هر وقت اینجور مطالبو می خونم، به یک سوال تکراری می رسم؛ چی شد من نرفتم! چرا؟)


موضوع جالبی بود دکتر
ممنون
اگرچه شاید زیاد به بحث مربوط نباشه اما حالا چی شد که شما نرفتین؟؟!!! :(50):
چند وقته می خوام این سوالو بپرسم اما نشده تا حالا
الان که این تاپیکو دیدم گفتم بپرسم
 
آخرین ویرایش:

AWWA

New member
من اون فیلم رو یادم میاد ولی یادم نیست که هدف خانم معلم چی بود و چه فرهنگی رو با دوچرخه سواری میخواست جا بندازه ،ولی موافقم که وقتی به درستیه کارت ایمان داری ،براش عاقلانه تلاش بکنی ،البته اولویت ها رو باید رعایت کرد ،تا جایی که من اطلاع دارم دادن امتیازات به نیروهای طرحی وظیفه شبکه ها هست ولی حدش رو رئیس شبکه میتونه با توجه به شرایطش کم و زیادش بکنه ، ضمن اینکه شما رو تحسین می کنم ولی تو هر محیطی از خونه تا اداره اگه بخولایم اولین راه رو بهترین راه بدونیم ،شاید آسیب ببینیم ،مثلا واقعا متاسف شدم که بخاطر این اقدام درست رئیس شما اینطوری برخورد کرده ولی علتش رو کاملا درک می کنم ،اون میترسه که بعدا هم مرتبا مسائل رو به استان بکشونین ،واقعیت اینه که ما نمی تونیم همه تخلفات رو درست کنیم و نه شرعا و نه عرفا نباید کاری کنین که به خودتون لطمه بخوره .
همین مسئله شما برای همکار طرحی من هم پیش اومد ،پول تلفن و آب و برق رو میخواستن ازش بگیرن ،خوب ایشون خودش نرفت پیش رئیس به مسئول واحد گفت که مطرح بکنه و مسئول واحد طی گزارشی ضمن تقدیر از عملکرد خوب ایشون از رئیس خواست که برای تشویق ایشون و سایر نیروهای طرحی دستور بدن که پول آب و برق و تلفن از ایشون گرفته نشه ،با کمی تفاوت ایشون هم به هدفش رسید ...

دوچرخه هم یه وسیله نقلیه هست مثل بقیه وسایل،که از ماشینم سالمتره(چه از دیدگاه سلامتی چه محیط زیستی). همونطور که رانندگی ماشین سواری برای خانوما عجیب نیست دوچرخه هم همینطور باید باشه.اینکه خانوما بعضی مسائل رو باید بیشتر مراعات کنن درسته ولی با عادات غلطی که عرف شدن مخالفم.
حرفتون در مورد رعایت مراتب اداری کاملا درسته. من همه راهها رو امتحان کردم ولی چون جوابی نگرفتم مجبور شدم خودم پا پیش بذارم.اونا رو تو پست قبلی نگفتم تا اطاله کلام نشه.
آخه همش این نبود که.....یادمه تو یکی از روستاها چند روز سیل شدیدی اومد. ولی من هر کاری کردم نذاشتن تا باگروه برم برا بازدید(اون موقع تازه کار بودم). بعدش کارشناس مسئولمون اومد و من به خاطر کم کاری گزارش کرد. کلی به آب و آتیش زدم تا ثابت کنم مقصر نبودم. آخر سر رئیس شبکه خودش ازم معذرت خواهی کرد.برامن مردم همیشه مهمتر از مسئولینن. برام مهم نیست که اونا تاییدم کنن یانه. همین که هنوزم که هنوزه مردم اونجا باهام تماس میگرن و حالمو جویا میشن کافیه.
 

AWWA

New member
شرمنده که حرفام زیاد و طولانی شد. ولی بعضی حرفا هست که باید زده بشه.
درمورد اینکه گفتین رئیس باتوجه به صلاحدید می تونه تعیین کنه،باید بگم که بعد از پیگیریای من به همه طرحیهای جدید تسهیلات داده میشد. اگه امکانش رو نداشتن پس بعد اعتراض هم نباید شرایط تغییر می کرد.
برادر من تو دیوان محاسبات کشور شاغله و به دخل و خرج دانشگاهها و ادارات رسیدگی می کنن. همیشه از پولهایی میگه که تو دانشگاهها و ادارا ت خورده میشه. همشم تقصیر ماهاست که بیخیال از کنارحقوقمون میگذریم و اونا رو تو کاراشون شیر می کنیم.
 
آخرین ویرایش:

mj1919

New member
موضوع جالبی بود دکتر
ممنون
اگرچه شاید زیاد به بحث مربوط نباشه اما حالا چی شد که شما نرفتین؟؟!!! :(50):
چند وقته می خوام این سوالو بپرسم اما نشده تا حالا
الان که این تاپیکو دیدم گفتم بپرسم

به کجا چنین شتابان؟»
گون از نسیم پرسید.

دل من گرفته زینجا،
هوس سفر نداری
ز غبار این بیابان؟

همه آرزویم، اما
چه کنم که بسته پایم. . .


به کجا چنین شتابان؟

به هر آن کجا که باشد
به جز این سرا، سرایم.

سفرت به خیر اما، تو و دوستی، خدا را
چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی،
به شکوفه‌ها، به باران،
برسان سلامِ ما را.
 

mohsen_1368_m

New member
قصد نداشتم جواب بدم،

ولی یک سوال میپرسم:

فکر می کنید چرا توی ژاپن اینقدر زندگی ها متفاوته!

بذارید یک توضیح بدم! توی آمریکا در یکی سالی 9 ساعت برق کل یک شهر بزرگ رفت! چه اتفاقی افتاد؟

مردم، کل مغازه ها و بانکها رو غارت کردند، چون تمام مردم درحال دزدی بودند، پلیش هم نتونست کاری کنه، (این قضیه معروفیه، توی نت سرچ کنید)

خب از اینور قضیه برگریدیم ژاپن!

بعد از یک ماه از سونامی ژاپن، شهرواندان عادی کیسه های پول رو به بانکها بر گردوندند! 95% پولهای گم شده از بانکها بازگشت داشتند! اصن برای من غیر قابل تصور بود!

از طرف دیگه، مقامات ژاپنی مسولان، از حادثه ی نیروگاه اتمی از ساکنین اونجا عذرخواهی کردند، نفر به نفر! تعظیم کردند!

از طرف دیگه، توی نیروگاه آسیب دیده، پیرها، داوطلب می شدند و می گفتند جوانها نرید، ما سن مان بیشتره، ما داوطلب می شیم! یعنی ایثار می کردند!

اینا گفتم که بگم؛

چی باعث اینا شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من خیلی فکر کردم، راجع به این، بحث و گفنگو هم!

به یک نتیجه رسیدم:

توی ژاپن هر فرد از روز تولد تا رو زمرگ، آموزش می بینه! یعنی بزرگترین سیستم آموزش جهان رو داره! به این خاطره که کیفیت زندگی ها ش عالیه!

(همون حدیث نبوی که می فرماید از گهواره تا گور دانش بجوی!، اونوقت می فرمایید ما مسلمانیم، اونوقت می فرمایی ربطی به آموزش نداره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟)


سلام دوست عزیز اینهایی که گفتی درست من قبول دارم که حاکمیت کمی درمورد آموزش ها مشکل داره ولی:
1- نمی دونم شما چرا کشور 30 ساله مارو دارین با یک رژیم چند صد ساله مقایسه میکنین؟
2-چند بار اینو شنیدید که مثلا یه رفتگر چند میلیون پول پیدا کرده و به صاحبش پس داده؟(پس تا حدی ما اینها رو داریم!)
3-تو چند پست قبلی گفته بودین که کهن سالهای ژاپنی جونشونو فدای جوونا کردن خوب تو مملکت ما که جونا (با اون همه امید وآرزو) جونشون فدای مملکت شون کردن .

4-واما نتیجه گیری:
1-4 شاید تو مملکت مارفاه کم باشه ولی اینو اصلن قبول ندارم که فرهنگ ما بیشتر از ژاپن مشکل داره!
2-4 امید تو مملکت ما زیاده و یه دلیل هم براش دارم اگه یکی از همین کشورها که گفتین اگه وضع مارو داشتن از مملکتشون فرار نمی کردن؟
در آخر عزیزی می گفت:وقتی همه چیز روبراه است که امیدواری معنا ندارد ،

امید زمانی ارزشمند است که همه چیز در بدترین شرایط است؛

پس

هیچ وقت نا امید نشو ،

بویژه در اوج تاریکی و تنهایی و تلخی ...
 
بالا