بچه ها یکی از فامیلامون جدیدا ازدواج کردن
ک مامان پسره ب شدت مخالف بود ک میگف پسرم موقعیت نداره ما هیچ سرمایه ای نداریم بخایم زن بگیریم واسش
اون خانمه اینقد ب مامان پسره زنگ میزد میگفت تورو خدا من هیچی نمیخام فقط مهدی رو ازم نگیر
اخرش مامانه رفته بود خونه شون با باباش صبت کنه ک بی خیال پسره شن
اونجا دلش واسه دختره سوخته بود ک اینقد عاشق پسرشه
و خاستگاری کرده بودن و کلا اوردش خونه خودشون
ولی دیگه دختره نه طلایی هیچی نخاست
فقط ی کادویی بهش دادنو همین
مردی که نتونه خانوادش رو متقاعد کنه که این دختر همونی هست که باید باشه و در مقابل نزدیک ترین کساش نتونسته پشتیبانش باشه ؛فردا چطور میتونه توی این جامعه از خانمش حمایت کنه .
بالاخره آدما متفاوت هستن و اختلاف سلیقه دارن ؛این خانم دائم محکومه هر چی مادر شوهرش می پسنده قبول کنه و هیچ آدمی نمیتونه این رو برای دراز مدت تحمل کنه.
این وسط اختلاف سلیقه ها رو باید مرد مدیریت کنه که مشکلی بین خانمش و خانواده اش پیش نیاد ؛حالا برای این خانم کی میخواد این کار رو انجام بده؟
انشالله که خدا کمک کنه زندگیش رو خوب مدیریت کنه ولی خیلی باید فهمیده و زرنگ باشه که بتونه زندگی کنه ؛نه بردگی .