تاپیک دربه در

marzi ba

Well-known member
زندگی آنچه زیسته ایم نیست ...

بلکه همان چیزی است که در خاطرمان مانده ...

و آن گونه است که ...

به یادش می آوریم ...

تا روایتش کنیم ...
 

marzi ba

Well-known member
هیچ وقت یکی را با همه ی ﻭﺟﻮﺩﺕ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪﺑﺎﺵ! ﯾﮏ ﺗﮑﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺰ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﺪﺍﺭﯼ...
 

nanaz

New member
دلتنگی سهم ماست
از خاطراتی که یک روز خاطره نبودند
زندگی بودند !
و این دلتنگی را نه میتوان با قلم نوشت نه با دکمه های سرد کیبورد
دلتنگی را با اشک می نویسند
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: natanaeel

love virology

New member
یوسف گم گشته بازآید به کنعان غم مخور
کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
این دل غمدیده حالش به شود دل بد مکن
وین سر شوریده بازآید به سامان غم مخور
گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن
چتر گل در سر کشی ای مرغ خوش خوان غم مخور
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت
دائما یک سان نباشد حال دوران غم مخور
هان مشو نومید چون واقف نه‌ای از سر غیب
باشد اندر پرده بازی‌های پنهان غم مخور
ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی برکند
چون تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور
در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم
سرزنش‌ها گر کند خار مغیلان غم مخور
گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید
هیچ راهی نیست کان را نیست پایان غم مخور
حال ما در فرقت جانان و ابرام رقیب
جمله می‌داند خدای حال گردان غم مخور
حافظا در کنج فقر و خلوت شب‌های تار
تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور

- - - Updated - - -

یوسف گم گشته بازآید به کنعان غم مخور
کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
این دل غمدیده حالش به شود دل بد مکن
وین سر شوریده بازآید به سامان غم مخور
گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن
چتر گل در سر کشی ای مرغ خوش خوان غم مخور
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت
دائما یک سان نباشد حال دوران غم مخور
هان مشو نومید چون واقف نه‌ای از سر غیب
باشد اندر پرده بازی‌های پنهان غم مخور
ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی برکند
چون تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور
در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم
سرزنش‌ها گر کند خار مغیلان غم مخور
گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید
هیچ راهی نیست کان را نیست پایان غم مخور
حال ما در فرقت جانان و ابرام رقیب
جمله می‌داند خدای حال گردان غم مخور
حافظا در کنج فقر و خلوت شب‌های تار
تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور
 

nanaz

New member
هـَمــه بـدهے هایـــَم را هــَم کـِـه صــآفــ کـُـنـم

بــه ” دل خــود ” مــدیـون مےمــآنم…

بــرای تمـام

“دلــم مےخواســـت” هاے

بے جواب مــانـده اش !!
 

nanaz

New member
خسته ام از تظاهر به ایستادگی

از پنهان کردن زخم هایم

زور که نیست !

دیگر نمیتوانم بی دلیل بخندم و

با لبخندی مسخره وانمود کنم همه چیز رو به راه است....!

اصلأ دیگر نمیخواهم که بخندم

میخواهم لج کنم ، با خودم ، با تو ، با همه ی دنیا...!

چقدر بگویم فردا روز دیگریست و امروز بیاید و مثل هر روز باشی....؟؟!

خسته ام .... از تو .... از خودم....از همه ی زندگی .....

میخواهم بکشم کنار ! از تو ... از خودم..... از همه ی زندگی
 

nanaz

New member
برای دل خودم می نویسم ...

برای دلتنگی هایم

برای دغدغه های خودم

برای شانه ای که تکیه گاهم نیست !

برای دلی که دلتنگم نیست ...

برای دستی که نوازشگر زخم هایم نیست ...

برای خودم می نویسم !

بمیرم برای خودم که اینقدر تنهاست !.!.!.!
 

nanaz

New member
غصه می سوزد مرا ، باران ببار


کوچه می خواند تو را ، باران ببار


ابرها را دانه دانه جمع کن


بر زمین دامن گشا ، باران ببار


خاک اینجا تشنه ی دلتنگی است


آسمان را کن رها ، باران ببار


باغبان از کوچه باغان، رفته است


ابر را جاری نما ، باران ببار


موج میخواهد بیابانِ سکوت


با خوِد دریا بیا ، باران ببار


تا بیاید آن بهارِ سبزِ سبز


تازه تر باید هوا ، باران ببار


سینه ام آشوب و دل خونابه است


غصه می سوزد مرا ، باران ببار
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: کینز

eeeeeeehsan

New member
آخرین بار که من از تهِ دل خندیدم
علتش پـول نبود
انعکاسِ جوک هر روز نبود
علتش، چهره یِ ژولیده یِ یک دلقک,
یا زمین خوردن یک کور نبود …
من بهِ «من» خندیدم !
که چو یک دلقک ِگیج
نقش یک خنده
به صورت دارم و دلم میـــگرید…!
 

mahsa.

New member
من این شهرو ترک میکنم بعد تو
واسه اینکه یک ذره آروم بشم
سراغی نگیر از منو گریه هام
فقط از تو اینه همه خواهشم

من این شهرو ترک میکنم بعد تو
شاید درد این غصه یادم بره
اگه از خودم از دلم میگذرم
میخوام حس کنم حال ِ تو بهتره
نباید بفهمی که حالم بده
نمیخوام دردامو تسکین بدی

بعیده که برگردی تو زندگیم
به من حرفتو رک و واضح زدی

فراموش کن خیلی بی طاقتم
که روزای من رنگِ بی رنگیه
اگه اینهمه اشک رو گونمه
توجه نکن واسه دلتنگیه

نگاهم به عشق بعد از این زخمیه
نگاهی پُر از ترس تنها شدن
یه فکر خراب یه زخم ِ عمیق
از این یادگاری که دادی به من
هنوز به وجود تو وابستمو
یه حسی منو سمت تو میکشه
به من فرصت بی خیالی بده
اگر نه منو گریه هام می کُشه

نباید بفهمی که حالم بده
نمیخوام دردامو تسکین بدی
بعیده که برگردی تو زندگیم
به من حرفتو رک و واضح زدی



دانلود آهنگ ستار به نام تسکین
 

nanaz

New member
گنــــــــــاهم را که دید..

چشمـــانش را بست و به روی خـــودش نیاورد

2 بـــاره گنــــــــــاهم را که دید

ســـکوت کرد و چیـــزی نگفت

3باره گنـــــــــاهم را که دید

بـــاز هم چیـــزی نگفت

4 باره گنــــــــاهم را که دید

در دلـــش آرام گفت:

خدایـــا کمکـــش کن بر نفســـش غـــلبه کند

5باره گنــــــــــاهم را که دید

بلنـــد گفت خـــدایا کـــمکش کن

6باره گنـــــــــاهم را که دید

اشـــک در چشـــمانش جمـــع شد

7باره گنــــــــاهم را که دید

سیـــل اشک از چشـــمانش جـــاری گشت

8باره گنـــــــاهم را که دید


ســـرش را پـــایین انـــداخت

9باره گنــــــاهم را که دید

غصـــه خورد... خیــــــــــــلی غصـــه خورد

10بـــاره گنــــــاهم را که دید

قلبـــش شکست!

11باره گنـــــاهم را که دید...



خـــــدایا او یـــک غصــــــه خـــور است و مـــا میـــلیون ها غصـــه ده !!

مگـر یک قلـــــب چــقدر تـوان شکـــستن دارد؟...چــند سال؟؟
 

natanaeel

New member
...

72101580341697280665.jpeg
 

nanaz

New member
تلنگر میزند امشب

کسی بر سقف این خانه

. تویی باران ؟ تو ای مهمان ناخوانده

بزن باران ! تو هم زخمی بزن

بر زخم این خانه.

... بزن اهنگ زیبایت

صدای چک چکه سازت

میان کاسه خالی

شکنچه میکند امشب

من تنها ی زندانی
.
تو ای باران

از این ویرانه دل بگذر

یقین بیرون این خانه

هزاران دل ، هوای عاشقی دارند.


- - - Updated - - -

تلنگر میزند امشب

کسی بر سقف این خانه

. تویی باران ؟ تو ای مهمان ناخوانده

بزن باران ! تو هم زخمی بزن

بر زخم این خانه.

... بزن اهنگ زیبایت

صدای چک چکه سازت

میان کاسه خالی

شکنچه میکند امشب

من تنها ی زندانی
.
تو ای باران

از این ویرانه دل بگذر

یقین بیرون این خانه

هزاران دل ، هوای عاشقی دارند.
 

mahsa.

New member
فکرشم نکن ، دوباره با خیالت عاشقم نکنتو مال من نمیشی دل خوشم نکنفکرشم نکنمنتظر نباش اگر چه غرق دل تو اشک و گریه هاشنمی ذارم بیاد به گوش تو صداش منتظر نباشحالا که یکی دیگه کنارتتموم سهم من ازت اتاق و خاطراتتتو واسم یه عکسی روی میز منقراره با یه سایه زندگی کنم عزیز من فکرشم نکن ، فکرشم نکن دوباره مثل اون روزایه عالم حرفای دوتایی باشه بین ما دوتامن بی تو یه درد بی نهایتم گمون کنم تا آسمون رسیده این شکایتمفکرشم نکن
 
بالا