تاپیک دربه در

marzi ba

Well-known member
ykmu6z7126xuftx3i4ki.jpg
 
آخرین ویرایش:

nanaz

New member
مهربانی ساده است، ساده تر از آنچه فکرش را بکنی ؛
کافی است به خودت ایمان داشته باشی و به معجزه مهر ...
کافی است به دستهایت فرمان دهی تا به جای تنبیه ،
آرام بر سر کودک سرکش کشیده شوند و موهایش را قلقلک دهند ...

کافی است به چشم هایت بیاموزی که چشم آیینه روح است ،
و عشق و مهربانی را می توان با نگاه در تمام عالم پراکند ...

کافی است به دلت یادآوری کنی همیشه دل هایی هستند
که درد امانشان را بریده و احتیاج به همدلی دارند ...

کافی است به گوشهایت یاد دهی که می توانند سنگ صبور باشند ،
حتی اگر صبوری سنگین شان کند ...

کافی است یاد بگیری انسان بودن فقط زنده بودن نیست ؛
باید زندگی کرد ،

و زندگی چیزی جز مهربانی و عشق ورزیدن به آفریده های خداوند نیست ...
 

nanaz

New member
ﻧﻪ ﺣﻮﺻﻠـــﻪ ﯼ ﺩﻭﺳـــﺖ ﺩﺍﺷﺘــﻦ ﺩﺍﺭﻡ""""""
ﻧﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫـــــــﻢ ﮐﺴـﯽ ﺩﻭﺳﺘـــــــــﻢ ﺩﺍﺷﺘـﻪﺑﺎﺷﺪ ..........
ﺍﯾـﻦ ﺭﻭﺯﻫـــﺎ ﺳـــــَــــﺮﺩﻡ …
"""ﻣﺜـﻞ ﺩﯼ , """"
ﻣﺜـﻞ ﺯﻣﺴﺘــــ ـــــﺎﻥ …
ﺍﺣﺴــــــﺎﺳـﻢ ﯾـﺦ ﺯﺩﻩ """""
ﺁﺭﺯﻭﻫـــــــــﺎﯾـﻢ ﻗﻨﺪﯾــــﻞ ﺑﺴﺘــﻪ """"
ﺍﻣﯿــــــﺪﻡ ﺯﯾــﺮ ﺑﻬﻤــﻦ ِ -----ﺳــﺮﺩ ِ---- ﺍﺣﺴــﺎﺳﺎﺗﻢ """""
ﺩﻓــــــــﻦ ﺷـﺪﻩ … ...
ﻧﻪ ﺑﻪ ﺁﻣـــــﺪﻧﯽ ﺩﻝ ﺧﻮﺷــﻢ ﻭ ﻧﻪ ﺍﺯ ﺭﻓﺘـــــﻨﯽ
ﻏﻤﮕﯿــﻦ """""
ﺍﯾـﻦ ﺭﻭﺯﻫـــﺎ ﭘــُﺮ ﺍﺯ #ﺳﮑـــــــــﻮﺗـﻢ . . .....{-35-}
 

nanaz

New member
ماهیمون هی میخواست یه چیزی بهم بگه، تا دهنشو باز میکرد آب میرفت ت و دهنش، نمیتونست بگه. دست کردم تو آکواریوم درش آوردم. شروع کرد از خوشحالی بالا پایین پریدن. دلم نیومد دوباره بندازمش اون تو. اینقده بالا پایین پرید، خسته شد خوابید. دیدم بهترین موقعه تا خوابه دوباره بندازمش تو آب. ولی الان چند ساعته بیدار نشده. یعنی فکر کنم بیدارشده، دیده انداختمش اون تو، قهر کرده خودشو زده به خواب...!
این داستان رفتار ما بابعضی آدمای اطرافمونه.
دوسشون داریم و دوستمون دارند، ولی اونا رو نمیفهمیم؛
فقط تو دنیای خودمون فکر ميکنيم که داریم بهترین رفتار رو با اونا میکنیم...
 

nanaz

New member
دوست مجازی من...

چند وقت است برایت مینویسم
و تو میخوانی
وگاهی تو مینویسی و من میخوانم

دوست مــــــــــجازی من

این روزها درد دلهایمان را
به زبان نمی آوریم
تایپ میکنیم

مانده ایم اگر این دنیای مجازی نبود
روی دیوار احساس چه کسی مینوشتیم

نامت زیباست اما افسوس مجازی هستی

پشت هر یک از این نوشته ها یک نفرنشسته است
میخواند،فکر میکند،گاهی هم گریه میکند،یا میخندد

برای چند دقیقه هم که باشد از دنیای واقعی مرخصی میگیری
مینشینی برای دل خودت
گاهی هم شب و روز میچرخی در این دنیای رمز دار

ولی میدانم

قدر تمام لبخندهایت تنها هستی
اگر همدمی بود که مجازی نمیشدی

دوست مــــــــــجازی من

گاهی آنقدر بیخود میشویم بین یک دنیا دروغ و اعتقاد

فراموش میکنیم خودمان را
دور میزنیم منطق و باورهایمان را
میخندیم/گاهی هم دروغ میگوییم

نمیدانم....
شاید این معجزه ی مـــــجازی بودنت باشد

دوست مجازی من

بودنت را قدر میدانم♥
 

nanaz

New member
قرار بود هر چند یک بار، هر وقت تنها شدم

بیایم اینجا، کوتاه

تک جمله ای #دِلگیر بنویسم و بروم...

فقط قرار نبود این قدر #تـنها شوم!
 

nanaz

New member
بيائيد اعتماد کنيم قطعا #زيان نمي بينيم


آتشي نمى سوزاند ابراهيم را
و دريايى غرق نمي کند موسى را
کودکي، مادرش او را به دست موجهاى نيل مي سپارد
تا برسد به خانه ي فرعونِ تشنه به خونَش

ديگري را برادرانش به چاه مى اندازند
سر از خانه ي عزيز مصر درمي آورد
مکر زليخا زندانيش مي کند
اما عاقبت بر تخت ملک مي نشيند
از اين قِصَص قرآنى هنوز هم نياموختي ؟!
که اگر همه ي عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند

و خدا نخواهد نمي توانند
او يگانه تکيه گاه من و توست !
پس به تدبيرش اعتماد کن


- - - Updated - - -

بيائيد اعتماد کنيم قطعا #زيان نمي بينيم


آتشي نمى سوزاند ابراهيم را
و دريايى غرق نمي کند موسى را
کودکي، مادرش او را به دست موجهاى نيل مي سپارد
تا برسد به خانه ي فرعونِ تشنه به خونَش

ديگري را برادرانش به چاه مى اندازند
سر از خانه ي عزيز مصر درمي آورد
مکر زليخا زندانيش مي کند
اما عاقبت بر تخت ملک مي نشيند
از اين قِصَص قرآنى هنوز هم نياموختي ؟!
که اگر همه ي عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند

و خدا نخواهد نمي توانند
او يگانه تکيه گاه من و توست !
پس به تدبيرش اعتماد کن
 

N@RVIN

Well-known member
چند وقتی است....

حرفی زیباتر از سكوت برای گفتن ندارم...

چشمانم به مانند پاییز برگ ریزان است....

قلبم.....قلبم هم هوای دلتنگی دارد....

با این همه ....

اما بر لبانم لبخندی نقش بسته است...

تا مجبور نباشم سكوتم را بشكنم....
 

N@RVIN

Well-known member
روزی زﻧﯽ از ﯾﻪ ﺣﻘﻮق دان ﭘﺮﺳﯿﺪ

ﺗﺎ ﮐﯽ ﻣﯽ ﺧﻮاﯾﻦ ﺑﻪ ﻣﺮدان اﺟﺎزه ﺑﺪﯾﻦ زن دوم ﺑﮕﯿﺮن

ﺣﻘﻮق دان ﮔﻔﺖ

ﺗﺎ زﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ زﻧﻬﺎ ﯾﺎد ﺑﮕﯿﺮن زن دوم ﻫﯿﭻ ﻣﺮدی ﻧﺸﻦ …

.

.

خیلییییی عمیق بود
 

marzi ba

Well-known member
گاهی دلم برای خودم تنگ می شود …
گاهی دلم برای باورهای گذشته ام تنگ می شود …
گاهی دلم برای پاکیهای کودکانه ی قلبم میگیرد …
گاهی دلم از آنهایی که در این مسیر بی انتها آمدند و رفتند خسته می شود …
گاهی دلم از کسانی که ناغافل دلم را میشکنند میگیرد …
… گاهی آرزو میکنم ای کاش …
دلی نبود تا تنگ شود …
تا خسته شود …
تا بشکند ….
 

marzi ba

Well-known member
گاهی چقدر ساده عروسک می شویم،

نه لبخند می زنیم

نه شکایت می کنیم؛

فقط احمقانه سکوت می کنیم..
 

marzi ba

Well-known member
” ﯾﮏ ﻟﺤﻈﻪ ﺳﮑﻮﺕ ﺑﺮﺍﯼ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ
ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ ”
ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ
ﮐﻪ ﻫﺴﺘﯿﻢ
ﭼﻪ ﺗﻨﻬﺎ ، ﭼﻪ ﺩﺭ ﺟﻤﻊ
ﺍﻣﺎ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ
ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺭﻭﺣﻤﺎﻥ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ
ﻫﻤﺎﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ

.

- - - Updated - - -



:smiliess (6)::smiliess (6)::smiliess (6):
.
 

love virology

New member
بر سرِ این ماسه‌ها دراز زمانی‌ست
کشتیِ فرسوده‌یی خموش نشسته‌ست
لیک نه فرسوده آنچنان که دگر هیچ
چشمِ امیدی به سویِ آن نتوان بست.
حوصله کردم بسی، که ماهی‌گیران
آیند از راه سویِ کشتیِ معیوب؛
پُتک ببینم که می‌فشارد با میخ
ارّه ببینم که می‌سراید با چوب.
مانده به امید و انتظار که روزی
این به شن‌افتاده را بر آب ببینم ــ
شادی بینم به روی ساحلِ آباد
وین زغم‌آباد را خراب ببینم.
پاره ببینم سکوتِ مرگ به ساحل
کآمده با خشّ و خِشِّ موجِ شتابان
هم‌نفس و، زیرِ کومه‌ی منِ بیمار
قصه‌ی نابود می‌سراید با آن...
پنجره را باز می‌کنم سوی دریا
هر سحر از شوق، تا ببینم هستند؟
مرغی پَر می‌کشد ز صخره هراسان.
چلّه نشسته قُرُق به ساحل اگر چند،
با دلِ بیمارِ من عجیب امیدی‌ست:
از قُرُقِ هوشیار و موجِ تکاپوی
بر دو لبش پوزخنده‌یی‌ست ظفرمند،
وز سمجِ این قُرُق نمی‌رود از روی!
کرده چنانم امیدوار که دانم
روزی ازین پنجره نسیمکِ دریا
کلبه‌ی چوبینِ من بیاکنَد از بانگ
با تنِ بیمار برجهانَدَم از جا.
خم شوم از این دریچه شسته ز باران
قطره‌یی آویزَدَم به مژه ز شادی:
بینم صیادهای بحرِ خزر را
گرم به تعمیرِ عیبِ کشتیِ بادی.
نعره ز دل برکشم ز شادیِ بسیار
پنجره برهم زنم ز خودشده، مفتون.
کفش نجویم دگر، برهنه‌سروپای
جَست زنم از میانِ کلبه به بیرون

احمد شاملو

- - - Updated - - -

بر سرِ این ماسه‌ها دراز زمانی‌ست
کشتیِ فرسوده‌یی خموش نشسته‌ست
لیک نه فرسوده آنچنان که دگر هیچ
چشمِ امیدی به سویِ آن نتوان بست.
حوصله کردم بسی، که ماهی‌گیران
آیند از راه سویِ کشتیِ معیوب؛
پُتک ببینم که می‌فشارد با میخ
ارّه ببینم که می‌سراید با چوب.
مانده به امید و انتظار که روزی
این به شن‌افتاده را بر آب ببینم ــ
شادی بینم به روی ساحلِ آباد
وین زغم‌آباد را خراب ببینم.
پاره ببینم سکوتِ مرگ به ساحل
کآمده با خشّ و خِشِّ موجِ شتابان
هم‌نفس و، زیرِ کومه‌ی منِ بیمار
قصه‌ی نابود می‌سراید با آن...
پنجره را باز می‌کنم سوی دریا
هر سحر از شوق، تا ببینم هستند؟
مرغی پَر می‌کشد ز صخره هراسان.
چلّه نشسته قُرُق به ساحل اگر چند،
با دلِ بیمارِ من عجیب امیدی‌ست:
از قُرُقِ هوشیار و موجِ تکاپوی
بر دو لبش پوزخنده‌یی‌ست ظفرمند،
وز سمجِ این قُرُق نمی‌رود از روی!
کرده چنانم امیدوار که دانم
روزی ازین پنجره نسیمکِ دریا
کلبه‌ی چوبینِ من بیاکنَد از بانگ
با تنِ بیمار برجهانَدَم از جا.
خم شوم از این دریچه شسته ز باران
قطره‌یی آویزَدَم به مژه ز شادی:
بینم صیادهای بحرِ خزر را
گرم به تعمیرِ عیبِ کشتیِ بادی.
نعره ز دل برکشم ز شادیِ بسیار
پنجره برهم زنم ز خودشده، مفتون.
کفش نجویم دگر، برهنه‌سروپای
جَست زنم از میانِ کلبه به بیرون

احمد شاملو
 

love virology

New member
آه . . . دِلا، چه خسته ای
سوخته ای، شکسته ای
از تو سخـــن به پاسخ ام
سـوختـــه وار می رسد
آه . . . دِلا، نـزار تو
چنگ_ گسسته تـار تـو
از تو هر آنچه می رسد
نالـــــه يِ زار می رسد
ای دل پرخـــــزان من
باد، غمت از آن من
حیف که گل نمیکنی
گـرچه بهــار می رسد
خسته ی مبتلا دِلا
پیر شدی دِلا____ دِلا
دیر شد آن که گویمت
موســم کار می رسد.
سیمین بهبهانی
 

marzi ba

Well-known member
حکایت ما آدم ها ....



حکایت کفشاییه که ….



اگه جفت نباشند ….



هر کدومشون ….



هر چقدر شیک باشند ….


هر چقدر هم نو باشند



تا همیشه ….


لنگه به لنگه اند ….



کاش ….



خدا وقتی آدم ها رو می آفرید ….



جفت هر کس رو باهاش می آفرید ….



تا این همه آدمای لنگه به لنگه زیر این سقف ها ….



به اجبار،



خودشون رو جفت نشون نمی دادند….
 

marzi ba

Well-known member
مـن اگـر عـاشـقانه مـی نـویسم

نـه عـاشـقـم ، نـه مـعشوقِ کـسی !

فـقـط مـی نـویسم تـا عـشق یـاد قـلبم بـمانـد ...

در ایــن ژرفـای دل کنـدن هـا و عـادت هـا و هــوس ها

فقـط تمـرین آدم بـودن میکنم !

هـمیــن...
 
بالا