تاپیک دربه در

N@RVIN

Well-known member
ﻋﻮﺽ ﺷﺪﻡ؛ ﺩﮔﺮ ﺍﺯ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﯽ ﻫﺎ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﻧﻤﯿﺸﻮﻡ؛ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﺗﮑﯿﻪ ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ. ؛ ﺍﺯ ﮐﺴﯽ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻣﺤﺒﺖ ﻧﺪﺍﺭﻡ؛ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﻮﺳﻪ ﻣﯿﺰﻧﻢ ﺑﺮ ﺩﺳﺘﺎﻧﻢ؛ ﺳﺮ ﺑﻪ ﺯﺍﻧﻮ ﻫﺎﯾﻢ ﻣﯿﮕﺬﺍﺭﻡ ﻭ ﺳﻨﮓ ﺻﺒﻮﺭ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﯿﺸﻮﻡ ... ﭼﻘﺪﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻡ ﺍﺯ ﺩﺭﺩ
 

N@RVIN

Well-known member
می خندم...

ساده می گیرم...

ساده می گذرم...

بلند می خندم و با هر سازی میرقصم ...

نه اینکه دل خوشم!

نه اینکه شادم و از هفت دولت آزاد!

مدتی طولانی شکســــتم، زمین خوردم،

سخــــتی دیدم، گــــریه کردم و حالا ...

برای " زنده ماندن" خودم را به "کوچه ی علی چپ" زده ام ...!

روحم بزرگ نیــــست! دردم عمیــق است ...

می خندم که جای زخــم ها را نبینی
 

mahsa.

New member
ﻋﻮﺽ ﺷﺪﻡ؛ ﺩﮔﺮ ﺍﺯ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﯽ ﻫﺎ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﻧﻤﯿﺸﻮﻡ؛ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﺗﮑﯿﻪ ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ. ؛ ﺍﺯ ﮐﺴﯽ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻣﺤﺒﺖ ﻧﺪﺍﺭﻡ؛ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﻮﺳﻪ ﻣﯿﺰﻧﻢ ﺑﺮ ﺩﺳﺘﺎﻧﻢ؛ ﺳﺮ ﺑﻪ ﺯﺍﻧﻮ ﻫﺎﯾﻢ ﻣﯿﮕﺬﺍﺭﻡ ﻭ ﺳﻨﮓ ﺻﺒﻮﺭ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﯿﺸﻮﻡ ... ﭼﻘﺪﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻡ ﺍﺯ ﺩﺭﺩ
 

mahsa.

New member
اکنون تو رفته ای ، من هم خواهم رفت فرق رفتن تو با من این است که من شاهد رفتن تو هستم
 

mahsa.

New member
من آن خاطرات را بعنوان یک ستایش واقعی از عواطف انسانی خویشحفظ خواهم کرد .!!!

- - - Updated - - -

من آن خاطرات را بعنوان یک ستایش واقعی از عواطف انسانی خویشحفظ خواهم کرد .!!!
 

mahsa.

New member
مات شدم
از رفتنت !
هیچ میز ِ شطرنجی هم درمیان نبود
این وسط فقط یک دل بود
که دیگر نیست!

- - - Updated - - -

مات شدم
از رفتنت !
هیچ میز ِ شطرنجی هم درمیان نبود
این وسط فقط یک دل بود
که دیگر نیست!
 

mahsa.

New member
آتش زدن به یک “سرنوشت”
کبریت نمی خواهد که !!
“پـــا” می خواهد …
که لگد بزنی به همه دارایی یک نفر …
و …
بـــــــــروی .. !!
.

- - - Updated - - -

آتش زدن به یک “سرنوشت”
کبریت نمی خواهد که !!
“پـــا” می خواهد …
که لگد بزنی به همه دارایی یک نفر …
و …
بـــــــــروی .. !!
.
 

mahsa.

New member
هوا بارانی ست ولی شیشه ؛ چرا بخار نمیگیری ؟
نترس ؛ رفت … دیگر اسمش را رویت نمی نویسم !
.
 

mahsa.

New member
جـــدایــی
مــان ؛
هیــچ یکـــ از تشــریفــاتــــ آشــنایمــانــــ را نــداشتـــ
فقــط تــو رفـــتــی
و منــــ ســعیــــ کـــردمـــ
ســـ ــنگــــ دل بــاشـــمــــ
.

- - - Updated - - -

.
صدای پای تو که می روی
و صدای پای
مرگ
که می آید…
دیگر چیزی را نمی شنوم !
.

- - - Updated - - -

.
صدای پای تو که می روی
و صدای پای
مرگ
که می آید…
دیگر چیزی را نمی شنوم !
.
 

mahsa.

New member
درد دارد…
وقتی با نسیمی برود…
کسی که به خاطرش به طوفان زده ای…

- - - Updated - - -

درد دارد…
وقتی با نسیمی برود…
کسی که به خاطرش به طوفان زده ای…
 

mahsa.

New member
.
نباشی؛
برای ِ من هیچ اتفاقی نمی‌افتد!
فقط گاهی موهایِ صورتم سفید می‌شود
گاهی موهایِ سَرم می ریزد . . .
 

mahsa.

New member
چشمان مرا به چشمهایش گره زد
بر زندگیم رنگ غم و خاطره زد
او رفت ولی نه طبق قانون وداع
یکبار فقط به شیشه ی پنجره زد . . .
.
 

mahsa.

New member
خنک شدى ؟
اما من هنوز داغم از رفتنت در این سرماى بى رحم !

- - - Updated - - -

خنک شدى ؟
اما من هنوز داغم از رفتنت در این سرماى بى رحم !
 

mahsa.

New member
درنگ
عجب دنیای عجیبیست!
رفتن و ماندن من به یک نقطه بند بود
زمانی که گفتی”برو”
چقدر
عاشقانه
می شد ، اگر نقطه اش بالا بود . . .

- - - Updated - - -

درنگ
عجب دنیای عجیبیست!
رفتن و ماندن من به یک نقطه بند بود
زمانی که گفتی”برو”
چقدر
عاشقانه
می شد ، اگر نقطه اش بالا بود . . .

- - - Updated - - -

بهانه هایت برای رفتن چه بچه گانه بود
چه بیقرار بودی زودتر بروی
از دلی که روزی بی اجازه وارد آن شده بودی…
من سوگوار نبودنت نیستم !!
من شرمسار این همه تحملم …
.

- - - Updated - - -

بهانه هایت برای رفتن چه بچه گانه بود
چه بیقرار بودی زودتر بروی
از دلی که روزی بی اجازه وارد آن شده بودی…
من سوگوار نبودنت نیستم !!
من شرمسار این همه تحملم …
.
 

mahsa.

New member
همیشه جرات عاشقانه
جداشدن

رو داشته باش
اما حقارت به زور نگه داشتن رو به دوش نکش
.
 
آخرین ویرایش:
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: IL-2

mahsa.

New member
عیسی را،
به صلیب هم نمی کشیدند ،
می کشتند
مثل تو،
که اگر مرا از یاد نمی بردی ،
می رفتی

- - - Updated - - -

عیسی را،
به صلیب هم نمی کشیدند ،
می کشتند
مثل تو،
که اگر مرا از یاد نمی بردی ،
می رفتی
 

mahsa.

New member
هنوز هم مثل انشاهای دوران دبستان با نتیجه گیری مشکل دارم . . .
“ چرا رفتی ؟ ”
.

- - - Updated - - -

هنوز هم مثل انشاهای دوران دبستان با نتیجه گیری مشکل دارم . . .
“ چرا رفتی ؟ ”
.
 

mahsa.

New member
ســـوم
هفتــــم
چهلـــم
ســـــال . . .
چنـــد ســــال دیگــــر
بایــــد عــــزادار نبـــودن هایـــــت باشــــــم . . .؟

- - - Updated - - -

ســـوم
هفتــــم
چهلـــم
ســـــال . . .
چنـــد ســــال دیگــــر
بایــــد عــــزادار نبـــودن هایـــــت باشــــــم . . .؟
 

mahsa.

New member
یادت هست…؟!
روزی پرسیدی این جاده کجا میرود…؟!
و من سکوت کردم…
دیدی …! جاده جایی نرفت…!
آن که رفت ، تو بودی
راهی نمیبینم ، آینده پنهان است اما مهم نیست
همین کافیست که تو راه را میبینی و من تو را . .

- - - Updated - - -

من زبان برگ ها را می دانم …
مثلا “خش خش” یعنی “امان ازجدایی
پیش از جدایی از درخت هیچ برگی خش خش نمی کند …

- - - Updated - - -

من زبان برگ ها را می دانم …
مثلا “خش خش” یعنی “امان ازجدایی
پیش از جدایی از درخت هیچ برگی خش خش نمی کند …
 
بالا