تاپیک دربه در

leylii

New member
نمی دونی که این روزام داره بی خنده شب می شه





تن ســردم داره بازم، اســیـر دســت تــب می شــه





نمی دونـی برای مـن ، هـمـه هـسـتی شـده زنـدون





تو ای تـنــها امـیـد من ، بـــرای کـی شـدی مـجـنـون؟





نمی دونی دیگـه دسـتی، توی دستای سـردم نیسـت





نبـود تــو نـشــد عـادت، علـاجـی بـهـر دردم نــیســت





دیگـه حـافظ نمـی خـونـم ، از اون روزی که دل کـندم





دخـیل عشـــقمـو این بـار ســر سـجـاده مـی بــنــدم





شبی رد شـو بـبـیـن حــتی ، تـوی قـبـرم دلـم خــونـه





کـنار پــیــکـــر ســـردم ، یــه کـــاج خسته حـیــرونــه
 

leylii

New member
در این حـصــار خیــالـی پــر از اگـر ، امـا



کنـار خلـوت یــادت، من و شــب و غـم ها



خیــال وصــل تــو ای آرزوی هــــر روزم



ببیـن از آتـش عشـقت چـگونه می ســـوزم



منـم که دل ســــپـرم بــر طــــنـیــن آوایــــت



منـم که هــمســــفرم، هـمــــقـطـار فــردایــت



منم که با تو نفـس می کشــم سـتاره ی مـن



تویی تو خاطـره ام ، گریه ی شــبانه ی من



بگو در انتــظار چه هـســتـی خدای آرامـــش



از ایـنـــکه با دل تـنــگـم نـمی کــنی ســـازش
 

leylii

New member
ای امـیـد روزهای بی کسی ای مـــهـربان



ای پـنـاه دردهـایـــــم تا ابــــد با مـن بـمـان



در نبودت هق هقم راه گلو را بسـته اسـت



لحظـه ای با من مدارا کــن تو ای آرام جــان



نام زیبایــت مرا بدجور دلخـــوش می کـنـــد



ای نگار لحظه های خوب ، ای شیرین دهان



یاد تـو در خاطــرم ماننـد عطـر رازقــیـســـت



یک بغل گل می دهی حتی به هنــگام خزان



با تو من عاشق ترین مخلوق دنیا می شوم



می روم تـا آبـی زیـــــبـای بــــام آســمــــان
 

leylii

New member
دلیجان سفرت خوش
برو روز و شبت خوش
تپشهای دلم پشت و پناهت
برو عاقبتت خوش
 

mahsa.

New member
موهایم را آنقدر کوتاه میکنم تا خاطره انگشتانت را از یاد ببرند!!!

- - - Updated - - -



بعضي هارو بايد از تو روياهات بکشي بيرون و محکم بغلش کني، بعد آروم در گوشش بگي:آخه تو چرا واقعي نيستي...!
 

leylii

New member
زمیــــــن سیـــــراب از باران و مــن تـــــب دار



درخــــتان شـــاد و از شـــب تا ســـحر بیـــدار



هـــــوا نـــمـــناک و بـــاد آرام و بـــاران تنــــد



دلــــــــم در حســــرت دیـــــدار تـــو افســـــرد



زمیـــن در فــکر یک لالایی آرام و بی تـــــکرار



افــق غمگین تر از چشـمان خیس کودکی بیـمار



بــه یادآور نــگاهـــم را دراین انـــدوه بـــی پایان



پــــر از تنـــهایی ام بی تو ، به زیــر نم نم بــاران



چـــه مانده از تـمام خاطـــرات خـــیس و بارانـــی



اگر چــه خـــوب مــی دانــم از آزارم پشیـــمانی



و روزی مـــی زنــم آتــش تـــمام خاطراتـــت را



دگــر خــو کـرده ام با این غم و اندوه جانفرســا
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: zErOOn3

leylii

New member
ن چقدر خوشبختم، که به تو دل بستم غصه ها میمیرند تا کنـــــــارت هستم

تو یه کوهی از عشق، دل دریـــــا داری سایه ای بر سرمن، از نگاهت مستم

روز و شب حیرانم از چنین بازی عشق که گدایی بودم، تخت شــــــاه بنشستم

تو مرا یاری کن، عشق را معنــــــی کن که در این دار فنا، از تظـــاهر خستم

تو همه عمر منی، جان من ، روح منــی بی تو من میمیرم، تا تو باشی هستم
 

telmix

New member
سبز..زرد..قرمز..وسوسه شده ام کدام سیب را بردارم..!!میوه فروش پوزخندی زد و گفت:تردید نکن تمام سیب های تو زردند...!!!
 

telmix

New member
کاش یکی‌ بود که توی کوچه‌ها داد میزد:خاطره خشکیه خاطره خشکیه اونوقت همه ی خاطراتت همونایی که ارزش گرفتن دمپایی پاره هم ندارن رو میریختم تو کیسه و میدادم بهش و میرفت رد کارش.
 

telmix

New member
زخمهـایـم به طعنـه مـی گوینــد : دوستـانـت ، چقدر بـانمـک اند...!!!
 

telmix

New member
نیمه گمشده را بیخیال شو لطفا ، اگر سهم تو بود که گم نمی شد !
همین نیمه ای که هستی رو پیدا کن …
 

telmix

New member
روی زمینی زندگی می کنیم که خودش رو ” جو ” گرفته! دیگه تکلیف آدماش معلومه….!
 

mahsa.

New member
به اندازه گریه گنجشک دوستت دارم…فکرمی کنی خیلی کمه…اماگنجشک هازمانی که گریه می کنن می میرند!
 

mahsa.

New member
سـختـه...

بـه جـایی بـرسی کـه دیـگه

نـه هیـچ اومـدنی آرومـت کنـه ،

نـه هیـچ رفتـنی نابـودت...
 

mahsa.

New member
کاش می شد به تو گفت که تو تنها سخن شعر منیکاش می شد به تو گفت که تو تنها از برای دل نومید منیکاش می شد به تو گفت که مرو دور نشو از بر منتو بمان تا که نمیرد دل من…
 

mahsa.

New member
آن قدر عزیزی که وقتی در بهار قدم می زنیبرگ درختان برای بوسیدن جای پایت انتظار پاییز را می کشند
 

mahsa.

New member
سـختـه...

بـه جـایی بـرسی کـه دیـگه

نـه هیـچ اومـدنی آرومـت کنـه ،

نـه هیـچ رفتـنی نابـودت...
 
بالا